روانشناسي امضا + چند نمونه امضا خارجي

روانشناسي امضا

 


چند نمونه امضا خارجي - روانشناسي امضا ------- zalip.tk

 


۱- اگر بر عکس عقربه‌های ساعت امضاء می‌کنند احساساتی هستند.

 

۲ـ اگر پیچیده امضاء می‌کنند شکّاک هستند.

 

3ـ اگر در امضای خود اسم و فامیل می‌نویسند خودشان را در فامیل برتر می‌دانند.

 

۴ـ اگر در امضای خود فامیل می‌نویسند دارای منزلت هستند.

 

۵ـ اگر اسمشان را می‌نویسند و روی اسمشان خط می‌زنند شخصیت خود را کامل  نشناخته‌اند .

 

۶ـ اگر به حالت دایره و بیضی امضاء می‌کنند ، کسانی هستند که می‌خواهند به قله برسند.

 

7-کسانی که از خطوط عمودی استفاده می کنند لجاجت و پافشاری در  امور دارند .

 

۸- کسانی که از خطوط افقی استفاده می کنند ، انسانهای منظمی هستند .

 

۹- کسانی که با فشار امضا میکنند در کودکی سختی کشیده اند .


فهميدن زمان خاموش شدن كامپوتر

آیا تاکنون پیش آمده است که بخواهید به تاریخ و زمان دقیق آخرین باری که کامپیوتر Shutdown شده است پی ببرید؟

در این ترفند قصد داریم نحوه پی بردن به این موضوع را از طریق راههای مختلف در ویندوزهای XP و ویستا بررسی نماییم:

 

از منوی Start به All Programs و سپس Accessories رفته و بر روی Notepad کلیک کنید.

حال در محیط Notepad کدهای زیر را عینأ Copy و Paste نمایید:


strValueName = "HKLM\SYSTEM\CurrentControlSet\Control\Windows\" _
& "ShutdownTime"
Set oShell = CreateObject("WScript.Shell")
Ar = oShell.RegRead(strValueName)
Term = Ar(7)*(2^56) + Ar(6)*(2^48) + Ar(5)*(2^40) + Ar(4)*(2^32) _
+ Ar(3)*(2^24) + Ar(2)*(2^16) + Ar(1)*(2^8) + Ar(0)
Days = Term/(1E7*86400)
WScript.Echo "(www.zalip.blogfa.com) Akharin Tarikh va Zamaneh Khamoosh Shodaneh Computer = " & CDate(DateSerial(1601, 1, 1) + Days)


پس از کپی کدهای فوق، از منوی File بر روی Save as کلیک کنید. سپس فایل را با نام دلخواه و پسوند vbs. ذخیره کنید (به عنوان مثال نام آن را zalip.vbs قرار دهید).


حالا به مسیری که فایل را ذخیره کرده‌اید مراجعه کنید.


پس از دوبار کلیک بر روی فایل، آخرین تاریخ و زمان خاموش شدن کامپیوتر را مشاهده نمایید!
 

مقايسه زنان قديم و زنان جديد

صبح ساعت 5

قدیم: به آهستگی از خواب بیدار می‌شود. نماز میخواند و سپس به لانه مرغها میرود تا تخم مرغها را جمع کند

جدید: مثل خرچنگ به رختخواب چسبیده و خر و پف میکند..


صبح ساعت 6

قدیم: شیر گاو را دوشیده است ، چای را دم کرده است ، سفره صبحانه را با عشق و علاقه انداخته و با مهربانی مشغول بو-سید ن  صورت آقای شوهر است تا از خواب بیدار شود.

جدید: باز هم خوابیده است


صبح ساعت 7

قدیم: مشغول مشایعت آقای شوهر است که از در خانه بیرون میرود و هزار تا دعا و صلوات برای سلامتی شوهر کرده و پشت سرش به او فوت میکند.

جدید: هنوز کپیده است.

 

برای خواندن متن كامل به ادامه مطلب مراجعه کنید ...

ادامه نوشته

تست روانشناسي جالب

به این تست شک نکنید. این آخرین و استانداردترین تست شخصیت شناسى است که این روزها در اروپا بین روانشناسان در جریان است. پاسخهایش هم اصلاً کار دشوارى نیست. کافى است کمى به خودتان رجوع کنید. یک کاغذ و قلم هم کنار دستتان باشد و جوابی را که انتخاب می کنید یادداشت کنید که بتوانید امتیازهایى که گرفته اید جمع بزنید. حاضرید؟ پس شروع کنید:

1) چه موقع از روز بهترین و آرام ترین احساس را دارید؟
الف _ صبح،
ب- عصر و غروب،
ج _ شب

۲) معمولاً چگونه راه مى روید؟
الف _ نسبتاً سریع، با قدم هاى بلند،
ب- نسبتاً سریع، با قدمهاى کوتاه ولى تند و پشت سر هم،
ج _ آهسته تر، با سرى صاف روبرو،
د _ آهسته و سربه زیر، ه- - خیلى آهسته

۳) وقتى با دیگران صحبت مى کنید؛
الف _ مى ایستید و دست به سینه حرف مى زنید،
ب- دستها را در هم قلاب مى کنید،
ج _ یک یا هر دو دست را در پهلو مى گذارید،
د _ دست به شخصى که با او صحبت مى کنید، مى زنید،
و ه-_ با گوش خود بازى مى کنید، به چانه تان دست مى زنید یا موهایتان را صاف مىکنید

۴) وقتى آرام هستید، چگونه مى نشینید؟
الف _ زانوها خم و پاها تقریباً کنار هم،
ب- چهارزانو،
ج _ پاى صاف و دراز به بیرون،
د _ یک پا زیر دیگرى خم

۵) وقتى چیزى واقعاً براى شما جالب است، چگونه واکنش نشان مى دهید؟
الف _ خنده اى بلند که نشان دهد چقدر موضوع جالب بوده،
ب _ خنده، اما نه بلند،
ج _ با پوزخند کوچک،
د _ لبخند بزرگ،
ه_ لبخند کوچک

۶) وقتى وارد یک میهمانى یا جمع مى شوید؛
الف _ با صداى بلند سلام و حرکتى که همه متوجه شما شوند، وارد مى شوید
ب _ با صداى آرامتر سلام مى کنید و سریع به دنبال شخصى که مى شناسید، مى گردید
ج _ در حد امکان آرام وارد مى شوید، سعى مى کنید به نظر سایرین نیایید

۷) سخت مشغول کارى هستید، بر آن تمرکز دارید، اما ناگهان دلیلى یا شخصى آن را قطع مى کند؛
الف _ از وقفه ایجاد شده راضى هستید و از آن استقبال مى کنید
ب _ بسختى ناراحت مى شوید
ج _ حالتى بینابین این ۲ حالت ایجاد مى شود

 ۸) کدامیک از مجموعه رنگ هاى زیر را بیشتر دوست دارید؟
الف- قرمز یا نارنجى
ب- سیاه
ج- زرد یا آبى کمرنگ
د- سبز
ه- آبى تیره یا ارغوانى
و- سفید
ز- قهوه اى، خاکسترى، بنفش

۹) وقتى در رختخواب هستید (در شب) در آخرین لحظات پیش از خواب، در چه حالتى دراز مى کشید؟
الف- به پشت
ب- روى شکم (دمر)
ج- به پهلو و کمى خم و دایره اى
د- سر بر روى یک دست
ه- سر زیر پتو یا ملافه...

۱۰) آیا شما غالباً خواب مى بینید که:
الف- از جایى مى افتید.
ب- مشغول جنگ و دعوا هستید.
ج- به دنبال کسى یا چیزى هستید.
د- پرواز مى کنید یا در آب غوطه ورید.
ه- اصلاً خواب نمى بینید.
و- معمولاً خواب هاى خوش مى بینید

 

برای خواندن متن كامل و امتياز سؤال ها و نتيجه نهايي به ادامه مطلب مراجعه کنید ...

ادامه نوشته

عرض ادب لات و لوتي و با مرامي

عرض ادب به سبك لات و لوتي و با مرامي


آقا ما ...... ، شما *******


عرض ادب به سبك لات و لوتي و بامرامي لاتي ------- zalip.tk


آقا ما تف، شما آبشار نیاگارا

ما بدبخت حقیر، شما کوروش کبیر

ما واشر، شما ارباب حلقه ها

ما طرح مسکن مهر، شما برج العربی

ما مینیمم نسبی، شما ماکسیمم مطلق

ما مداح، شما دی جی!

آقا اصن ما قیژقیژ دیال آپ، شما امواج وایرلس

آقا ما پراید، شما پرادو

آقا ما باد بزن دستی، شما کولر گازی نانو

آقا ما امشب، شما هزار و یک شب!

آقا ما پت ومت، شما آیکیو سان

آقا ما بخیه، شما چفیه

آقا ما شب تار، شما صبح امید!

آقا ما ورزش از نگاه دو، شما برنامه نود!

آقا ما بتمرگ، شما بفرما!

آقا ما هی آره، شما هی نه ...

آقا ما شورش قبیله‌ای، شما گفتگوی تمدن‌ها

آقا ما لکنت زبون، شما سخنگوی دولت !

آقا ما پوچ، شما گل !

آقا ما بنال بینیم با ...، شما خواهش می‌کنم بفرمایید

آقا ما چی کوفت می‌کنی ...، شما چی میل داری عزیزم؟!

آقا ما فلافل شما، مدیر عامل پخش فراورده‌های گوشتی

آقا ما مخـمون تاب داره، شما حیـاط ویلاتون!

آقا ما افتاده، شما پاس کرده

آقا ما کولر آبی، شما کولر گازی ال جی

آقا ما برف، شما بهمن

آقا ما چاکریم، شما نایس تو میت یو

آقا ما کوله پشتی، شما کوله باری از تجربه

آقا ما "صرفا جهت اطلاع و فاقد هرگونه ارزش"، شما "کپی برابر اصل- ثبت با سند برابر است"

آقا ما بله قربان- بله قربان ...، شما سلطان

آقا ما علوم اول راهنمایی، شما فیزیک انتگرال

آقا ما تقویم جیبی، شما موسسه ژئو فیزیک!

آقا ما سه کله پوک، شما سه تفنگدار

آقا ما کته، شما بیف استروگانف

آقا ما جرز لای دیوار، شما پتروس فداکار

آقا ما فلافل، شما هات رویال برگر با پنیر و قارچ

آقا ما بن کارگری، شما بن تخفیف دیزنی لند

آقا ما سوختگی درجه ۳، شما برنزه شکلاتی

آقا ما آب حوض، شما شیر موز

آقا ما عشق و عاشقى، شما عقل و منطق ...

آقا ما یه نقطه توی فضا، شما مبدا مختصات

شما ماهیچه، ما اشکنه

آقا ما پنج کیلومتر تا بهشت، شما ۲۴

آقا ما سیمبیان، شما آندروید

آقا ما nokia 1100 ، شما i phone 5

آقا ما آپارات، شما یوتیوب

آقا ما کلوب، شما فیسبوک

.
.
.
.


برای خواندن متن كامل به ادامه مطلب مراجعه کنید ...

ادامه نوشته

سوالات یك میلیون دلاری

غضنفر در یك تست هوش دردانشگاه كه جایزه یك میلیون دلاری براش تعیین شده شركت كرد

سوالات این مسابقه به شرح زیر بود:

 

1- جنگ 100 ساله چند سال طول آشید؟

 الف- 116 سال

ب- 99 سال

ج- 100 سال

د- 150 سال 

غضنفر از این سوال بدون دادن جواب عبور كرد



2- كلاه پانامایی در كدام كشور ساخته میشود؟

الف-برزیل

ب-شیلی

ج-پاناما

د-اكوادور 

غضنفراز دانش اموزان دانشگاه برای جواب دادن کمك خواست


3- مردم روسیه در كدام ماه انقلاب اكتبر را جشن میگیرند؟

 الف-ژانویه

 ب-سپتامبر

ج-اكتبر

د-نوامبر 

غضنفر از خدا كمك خواست



4- کدام یك از این اسامی اسم كوچك شاه جورج پنجم بود؟

الف-ادر

ب-البرت

ج-جورج

د-مانویل 

غضنفر این سوال رو با پرتاب سكه جواب داد



 

5- نام اصلی جزایر قناری واقع در اقیانوس آرام از چه منبعی گرفته شده است؟

الف-قناری

 ب-كانگرو

ج-توله سگ

د-موش صحرایی 



غضنفر از خیر یك میلیون دلار گذشت

 




جواب سؤالات در پایین
.
.
.
.
.
.

اگر شما فكر میكنید كه از غضنفر باهوشتر هستید و به هوش او میخندید پس لطفا به جواب صحیح سؤالات در زیر توجه كنید


1- جنگهای صد ساله از سال 1337 تا 1453 به مدت 116 سال طول كشید .

2- کلاه پانامایی در كشور اكوادور ساخته میشود .

3- انقلاب اكتبر روسیه در ماه نوامبر جشن گرفته میشود .

4- نام كوچك شاه جورج البرت بود (در 1936 او نام كوچك خود را تغییر داد).

5- توله سگ در زبان اسپانیایی INSULARIA CANARIA كه در فارسی به معنی جزایر توله سگها است ولي به قناري مشهور شده.

صداي متفاوت كلاغ ها در هر جاي دنيا !!!

اردبیل : گار گار


    .
    .
    .
    .

    تهران : قار قار

    .
    .
    .
    .

    اصفهان : قارس قارس

    .
    .
    .
    .

    شیراز : قارو قارو

    .
    .
    .
    .

    آبادان : چیه کا؟!!تا حالا عقاب ندیدی؟!

    .
    .
    .
    .

    یزد : قر قر

    .
    .
    .
    .

    امارات : قارع قارع

    .
    .
    .
    .

    اسپانیا : قارینول قارینول

    .
    .
    .
    .

    ایتالیا : قارییانو قارییانو

    .
    .
    .
    .

    آلمان : قارش قارش

     .
    .
    .
    .

    فرانسه : کامینتاله قار کامینتاله قار

   .
    .
    .
    .

    چین : قارچ قیرچ قونچ

    .
    .
    .
    .

    روسیه : قاریوف قاریوف

     .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .

    بابا تو خیلی بیکاری!!!خجالت بکش!!!
 
جوونای مردم دارن تحقیقات علمیشونو در مورد سفر در زمان به دانشگاه های معتبر دنیا میفرستن ؛
 
تو پیگیر صدای کلاغایی و مردم کشورتو مسخره می کنی؟؟؟!!!

نژاد انسانها ؟؟؟

روزی دختر کوچولویی از مادرش پرسید:مامان؟ نژاد انسان ها از کجا آمده اند؟

مادر جواب داد: خداوند آدم و حوا را خلق کرد. اون ها بچه دار شدند و این جوری نژاد انسان ها به وجود اومد.

دو روز بعد دخترک همین سوال رو از پدرش پرسید.

پدرش پاسخ داد: خیلی سال پیش میمون ها تکامل یافتند و نژاد  انسان ها پدید اومد.

دختر کوچولو که گیج شده بود نزد مادرش رفت و گفت: مامان؟ تو گفتی  خدا انسان ها رو آفریدولی بابا میگه انسان ها تکامل یافته میمون ها هستند…من که نمی فهم

مادرش گفت: عزیز دلم خیلی ساده است من بهت در مورد خانواده خودم  گفتم و بابات در مورد خانواده خودش .

رنگ مد سال 2013 میلادی

رنگ سال ۲۰۱۳ 

This emerald green color swatch released by Pantone is
Pantone LLC’s Color of the Year for 2013, beating out all the other shades of the rainbow.AP


مؤسسه رنگ «پنتون»، رنگ سال ۲۰۱۳ را تعیین و معرفی کرد.منبع مقاله فوق از واشنگتن پست است و همچنین خبر سال ۲۰۱۲ . مؤسسه رنگ «پنتون» بر پایه تحلیل روانشناسان، خود رنگ سبز ( زمرد) را به عنوان رنگ سال ۲۰۱۳ برگزیده است. تعریف پنتون از این رنگ که سیمبل رشد است سرزنده بودن درخشندگی. با شکوه بودن… است .همچنین این رنگ از ظرافت و زیبایی خاصی برخوردار است که باعث افزایش احساس خوب بودن، تعادل و هماهنگی است.پر جنب و جوش و درخشنده: درست مثل طبیعت، سبز نگاهی خوب با رنگ روشن است. ست رنگی آن با زرد مملو از انرژی است.

 

رنگ مد سال ۲۰۱۳

 

Fashion from the Spring 2013 collection of Nanette Lepore in New York. Bebeto Matthews – AP


رنگ سال ۲۰۱۳ تونالیته ای از رنگ سبز است به نام Emerald با کد ۵۶۴۱-۱۷ که به عقیده خیلی ها توأم با حس لوکس بودن است. این رنگ در بسیاری از کشور ها، فرهنگ ها و مذاهب بیانگر حس شکوه، جلال و زندگی دوباره است.این رنگ بیانگر معنی رشد و شکوفایی است و شاید هیچ رنگ دیگری به اندازه ی آن بیانگر باز زایی و نوزایی نیست. سال های سال در بسیاری از کشور ها رنگ سبز بعنوان رنگ وحدانیت و شفا بخشی انتخاب شده بوده است.


Leatrice Eisman مدیر اجرایی موسسه ی Pantone در این باره انتخاب این رنگ می گوید:” سبز یکی از فراوان ترین رنگ ها در طبیعت است. چشم انسان بیش از هر رنگ دیگری تونالیته های رنگ سبز را در طیف رنگی می بیند”. وی ادامه داد:” این رنگ دارای تاریخچه ی بسیار طولانی است، در بسیاری از دوره ها بصورت نمادین بیانگر حس شفافیت، زندگی دوباره و تازه شدن بوده، چیزی که در دنیای پیچیده امروز شاید نکته بسیار مهمی است. این رنگ می تواند نقش مهمی در گرایشات معماری داخلی – دکوراسیون منزل و مد ایفا کند”.


«لیتریک ایزمن»، مدیر اجرایی شرکت پنتون است که استاندارد رنگ های لباس و صنایع خانگی را تعیین می کند، در خبر پیشین گفته بود پیش بینی هر سالانه رنگ بنا بر نیاز مشتریان و آنچه آنان می خواهند صورت می گیرد و بلافاصله مورد استفاده طراحان گوناگون قرار می گیرد.

 

رنگ مد دکوراسیون

 

Skyla Freeman’s 425 square foot studio apartment in Washington D. C. features the Pantone 2013 color of the year. The crisp white accents pop against the office walls. Katherine Frey – THE WASHINGTON POST


مدیر اجرایی pantone در همین باره گفته است که این انتخاب یک انتخاب سلیقه ای نیست، ما به نوعی روح زمانه را درمی یابیم و به همه خواسته های دور و برمان نگاه می کنیم. وی همچنین در این باره افزوده است که مشتری نقشی اساسی در احیای اقتصاد دارد.

 

رنگ مد لباس سال ۲۰۱۳

 

A gown from the Zac Posen Spring 2013 collection during Fashion Week in New York. (John Minchillo – AP


هرچند برگزیدن رنگ سال توسط مؤسسه پنتون، تأثیر بسیار بالایی در تعیین رنگ پوشاک و وسایل دکوراسیون خانگی در کشور های غربی می گذارد، اما این بدین معنا نیست که رنگ های دیگر مورد بی توجهی طراحان و تولید کنندگان قرار می گیرد، بلکه بر پایه نیاز مشتری این رنگ، رنگ غالب در طراحی و تولید در چنین صنایعی می شود.


شایان ذکر است pantone تولید کننده تجهیزات حرفه ایی برای طراحان گرافیک عکاسان و طراحان دکوراسیون و چاپ پارچه و … میباشد از جمله میتوان به کاتالوگ های رنگ و دستگاه های کپچر رنگ و یا کالیبره کننده های مانیتور و پرینتر اشاره کرد.

 

جالب است بدانید …


شهر «اُز» افسانه ای به خاطر رنگ زمرّدی محیطش در خاطر شما مانده، «نرون» برای تماشای گلادیاتورها عینکی از زمرّد به چشم میزده است، جواهرات زمرّدی «الیزابت تیلور» از مشهورترین لوازم شخصی او بودند، حالا این رنگ که قبلاً در دهه ۸۰ میلادی امتحان خود را پیش طراحان مُد پس داده یک بار دیگر وارد بازی میشود.هرسال موسسه مُد Pantone از میان طراحان و برندهای معتبر لباس جهان برای انتخاب رنگی که قرار است طی سال آینده همه گیر شود نظرسنجی میکند.

 

امسال بزرگان مُد جهان روی رنگ «سبز زمرّدی» با کد ۱۷-۵۶۴۱ توافق کردند و این یعنی در سال ۲۰۱۳ بساط نارنجی جمع خواهد شد.

 

«لیتریس ایستمن» مدیر اجرایی انیستیتوی رنگ «پانتون» میگوید: «رنگ سبز بیشتر از همه رنگها در طبیعت دیده میشود، بنابراین چشم آدمها هم با این رنگ آشنا است. این رنگ همچنین نماد رشد، تازگی و کامیابی است، هیچ رنگ دیگری به این اندازه نمی تواند حس احیا را به بیننده القاء کند.»

 

حالا چرا زمردی؟ زمّرد درخشان وخوشرنگ است و هارمونی و نظم را به بیننده یادآوری میکنند، بنا به عقیده «ایستمن» رنگ زمرّدی به راحتی قابل پیاده سازی در طرح های تولید کنندگان پوشاک است و جلوه خوبی به طیف وسیعی از تولیدات برندهای معروف می دهد.

 

ستاره هایی مانند انجلینا جولی، کاترین زتا جونز و الیزابت ماس در جریان اهدای جوایز «گلدن گلوب ۲۰۱۱» با پوشیدن لباس های زمرّدی نشان دادند که این رنگ قابلیت بازاریابی و عرضه در میان خوش پوشان را دارد. تا به اینجای کار هم طراحان خرده پا و عرضه کننده های کمتر شناخته شده پوشاک هم انتخاب این رنگ را پذیرفته اند و حالا در حال آمادگی برای عرضه لباس های زمرّدی مناسب بهار سال آینده هستند.

بهترین های خود را ببخش ... دکتر علی شریعتی

بهترین های خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچ گاه کافی نباشد...

مردم اغلب بی انصاف, بی منطق و خود محورند,

ولی آنان را ببخش .

اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند,

ولی مهربان باش

اگر موفق باشی دوستان دروغین ودشمنان حقیقی خواهی یافت,

ولی موفق باش.

اگر شریف و درستکار باشی فریبت می دهند,

ولی شریف و درستکار باش .

آنچه را در طول سالیان سال بنا نهاده ای شاید یک شبه ویران کنند,

ولی سازنده باش .

اگر به شادمانی و آرامش دست یابی حسادت می کنند ,

ولی شادمان باش .

نیکی های درونت را فراموش می کنند.

ولی نیکوکار باش .

بهترین های خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچ گاه کافی نباشد.

و در نهایت می بینی هر آنچه هست همواره میان "تو و خداوند"

است نه میان تو و مردم

دکتر علی شریعتی


دوستای گلم ازتون یه خواهشی دارم :

تو رو خدا اینقدر جوک های دکتر شریعتی (تازگي ها هم جوك كوروش) رو برا هم تعریف نکنید و براشون ترول نسازید.

 

هموطنان عزيز از بزرگان كشورتان حمايت كنيد.

نیم کیلو باش ولی مرد باش !!!

ایـن بار اگـر زن زیبـارویی را دیدید،  هـوس را زنـده بـه گـور كـنید...

و خـدا را شـكر كـنید برای خـلق این زیبایی...

 

زیـر باران اگر دخـتری را سـوار كـردید، به جـای شـماره به او امـنیت بدهید...

او را به مـقصد مورد نـظرش بـرسانید،  نه به مـقصد مورد نـظرتان...

 

هـنگام ورود به هـر مـكانی ...  با لـبخند بـگویید: اول شـما ... (البته نه جوري كه فكر كند قصد خاصي داريد)

 

اگر در مترو نشسته بوديد و خانمي را ديديد از جاي خود بلند شويد تا او بنشيند و احساس راحتي كند نه فشار ميان جمعيت ...

 

در تاكسی خـودتان را به در بـچسبانید نه به او ...

 

بـگذارید زن و دختر ایرانی وقـتی مـرد ایرانی را در كـوچه خـلوت می بینـد، احـساس امـنیت كـند نه تـرس ...

 

كاري كنيد كه زنان و دختران ايراني به مردان و پسران ايراني افتخار كنند ...

 

یه کم بامرام باشید باور کنید یه کم مرام و معرفت تا حالا کسی رو نکشته و غرور کسی هم نشکونده ...

 

بیاید فارغ از جنسیت کمی مرد باشیم...

 

اینجاست که میگن نیم کیلو باش ولی مرد باش !!!

داستان پيشنهاد ناشرمانه

پيشنهاد بي شرمانه يا يه امتحان ساده؟!

 

من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بودیم.

 

والدینم خیلی کمکم کردند، دوستانم خیلی تشویقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده ای بود.

 

فقط یه چیز من رو یه کم نگران می کرد و اون هم خواهر نامزدم بود…!

 

اون دختر باحال، زیبا و جذابی بود که گاهی اوقات بی پروا با من شوخیهای ناجوری می کرد و

 

باعث می شد که من احساس راحتی نداشته باشم.

 

یه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست که برم خونه شون برای انتخاب مدعوین

عروسی!

 

سوار ماشینم شدم و وقتی رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت

 

اگه همین الان 50 هزار تومان به من بدی بعدش حاضرم با تو ....

.

.

.

برای خواندن ادامه اين داستان مهيّج به ادامه ی مطلب مراجعه کنید ...

ادامه نوشته

دختر 18 ساله ايتاليايي عاشق احمدي نژاد

zalip.blogfa.com --- زاليپ تفريحگاه دختر پسراي ايروني

 

"سیلویا والریو" دختر 18 ساله ایتالیایی و مولف کتاب "یک روزی یک رییس جمهوری بود"،"محمود احمدی نژاد" رییس جمهوری ایران را تنها مرد واقعی در عرصه جهانی دانسته است.

 

نویسنده ایتالیایی این کتاب در گفت وگو با خبرگزاری رسمی ایتالیا (آنسا) گفت: احمدی نژاد تنهامرد روی زمین است، چرا که او هزاران فرسنگ به دور از هر نوع مد، پوچی و خودبینی است.

 

وی افزود: می خواهم با احمدی نژاد رییس جمهوری ایران ازدواج کنم. احمدی نژاد چیز کمی نیست، او یک نوآور و مبدع در عصر ما است. او هولوکاست را نفی کرده و به فکر استفاده از انرژی هسته ای است. وی اپوزیسیون را خاموش و آمریکا را تهدید می کند.


این نویسنده ایتالیایی، گفت: البته او به زنان اجازه نمی دهد تا حجاب خود را بردارند، اما این به هیچ وجه یک مساله نیست. چرا زنان ایرانی آنقدر علاقه دارند تبدیل به زنان غربی شوند؟


شاید آنها دوست دارند تبدیل به مدیرانی شوند که زندگی خود را از شرکتی به شرکت دیگرگذرانده و خود را به خاطر سفرهای متعدد به خارج از کشور غیر جذاب می کنند.

وی افزود: برخی ها عقیده دارند که رهایی از قید و بندها تنها به مشکلات آنها می افزاید،اما این افراد آنقدر صادق نیستند تا این موضوع را اذعان کنند.


وی گفت: من هیچ گرایش سیاسی به چپ و راست ندارم، ولی به نظر من رییس جمهوری ایران واقعا تنها فردی است که رفتار او فراتر از نظم سیاسی حاکم برجهان است .

 

کتاب 81 صفحه ای "یک روزی یک رییس جمهوری بود" در کتابفروشی های سراسر ایتالیابه قیمت 9 یورو عرضه شده است.

قصه پیوند دو دریای آسمانی

اشاره: اول ذيحجه مصادف است با سالروز ازدواج فرخنده حضرت فاطمه (س) و حضرت علي (ع) كه به امر پرودگار صورت گرفت. ازدواج مبارک و آسماني علي (ع) و فاطمه (س) پيوند پر ميمنتي بود که فرشتگان آسمان در آن روز در سرور و شادماني بودند و بهشتيان به زينت و زيور آراسته. کروبيان را غوغايي بود. شادي به رقص آمده بود و عشق به ترانه و نور به پايکوبي ايستاده بود. فرشتگان به وجد آمده بودند و حوريان به زمزمه ايستاده. 
ازدواج علي (ع) با فاطمه (س) و پيوند دو درياي آسماني، لحظه با شکوه اي در تاريخ اسلام است که در آن روز، زيباترين قطعات به نمايش درآمد، قلب پاکان در شادي تپد و کروبيان به وجد آمدند و آسمان ستاره باران شد. 
در اين نوشتار سعي داريم قصه پيوند دو درياي آسماني را روايت کنيم.
خواستگاري بزرگان قريش از فاطمه (س) و جواب رسول الله 
فاطمه (س) برترين دختران بود او در ايمان، پاکي، تقوي، ايثار و شجاعت سرآمد روزگار بود و همه زيباييها و خوبيها در فاطمه زهرا (س) دختر دُردانه رسول خدا، جمع شده بود، او جمال ظاهري و كمالات معنوي و اخلاقي را از پدر و مادر شريفش به ارث ‌برده و به عاليترين كمالات انساني آراسته شده بود. 
 همه در دل آرزو مي کردند که اي کاش لياقت همسري فاطمه (س) را داشته باشند؛ اما کسي جرات ابراز آن را نداشت؛ کم کم بزرگان قريش دل به دريا زدند و براي خواستگاري، آستان محمد (ص) را بوسه زدند؛ اما افسوس که هنوز زنگار جاهلي از دلها نپالاييده، هنوز ارزش را در ثروت مي دانستند و در حضور پيامبر (ص) سخن بدان مي آلاييدند. اما پيامبر با خواستگاران طوري رفتار مي‌كرد كه مي‌پنداشتند مورد غضب پيامبر قرار گرفته‌اند. 
عبدالرحمان بن عوف نزد رسول الله (ص) آمد و گفت: با مهريه اي بسيار به خواستگاري فاطمه (س) آمده ام. غضب چهره پيامبر (ص) را فراگرفت و دستش را روي شنها کشيد و از آن پر کرد، ريگها در دست مبارکش به تسبيح آمدند و آنانان را به دامنش ريخت و همگي درّ و مرجان شدند. که اين جواب توست اي…
سپس «ابوبکر» آمد، در حضور پيامبر (ص) نشست و گفت: اي رسول خدا، مي داني که من به تو ايمان آورده ام و از اولين کساني هستم که اسلام آوردم و چنين و چنان بودم… 
پيامبر (ص) پرسيد: خوب، منظور؟ گفت: به خواستگاري فاطمه آمده ام. پيامبر (ص) رويش را برگرداند و ابوبکر برگشت. نزد عمر آمد و گفت: هم خراب شدم و هم خراب کردم. عمر گفت: چه شده؟ گفت از فاطمه خواستگاري کردم، رسول خدا روي از من برگرداند. 
عمر گفت: باش تا من هم تجربه کنم. رفت و دو زانو نزد رسول خدا نشست و گفت: اي رسول خدا، مخلصانه به تو ايمان دارم و تو مي داني که در اسلام سابقه دارم و چنين و چنان هستم … پيامبر (ص) فرمود: منظورت از اين گفتار چيست؟ گفت: ازدواج با فاطمه. پيامبر (ص) از وي چهره برگرفت. عمر نزد ابوبکر بازگشت و گفت: مثل اينکه پيامبر (ص) در امر ازدواج فاطمه (س) منتظر دستور خداوند است. 
بزرگان قريش و رجال باشخصيت و ثروتمند ديگري نيز به خواستگاري رفتند اما همگي همان جواب ابوبکر را شنيدند. 
براستي چه کسي لياقت همسري فاطمه (س) را داشت؟ آري کسي جز علي(ع) لايق همسري دختر پيامبر (ص) نبود. چرا که او اولين مومن به خدا و پيامبرش بود، در ايثار و شجاعت جان بر کف بود، حريم نبوت بود و جان خويش را براي ماندن پيامبرش بر بستر نهاده بود. 
امام صادق (ع) در اين مي فرمايند: « اگر خداوند متعال اميرالمومنان علي (ع) را نيافريده بود، در روي زمين از اول خلقت تا پايان، احدي لايق همسري فاطمه (س) نبود.(1) 
پيشنهاد به امام علي (ع)
اصحاب رسول خدا احساس كرده بودند كه پيغمبراكرم (ص) تمايل دارد فاطمه (س) را با علي (ع) پيوند ازدواج دهد، ولي از جانب علي (ع) پيشنهادي نمي‌شد. يک روز عمر و ابوبکر و سعد بن معاذ و گروهي ديگر که پيامبر تقاضاي ازدواج آنها را رد کرده بود، در مسجد گرد آمده بودند و از هر دري سخن مي گفتند، در اين بين سخن از فاطمه (س) به ميان آمد. ابوبکر گفت: مدتي است که اعيان و اشراف عرب فاطمه (س) را خواستگاري مي نمايند اما پيغمبر اکرم (ص) پيشنهاد احدي را نپذيرفته و در جوابشان مي فرمايد: تعيين همسر فاطمه با خداست. 
سپس به «عمر» و «سعد بن معاذ» گفت: حاضريد به اتفاق هم نزد علي (ع) برويم و جريان را برايش تشريح کنيم و اگر به ازدواج مايل بود، همراش کنيم؟ آنها از اين پيشنهاد استقبال و او را در اين کار تشويق کردند. 
سلمان فارسي مي گويد: عمر و ابوبکر و سعد بن معاد بدين قصد از مسجد خارج شدند و به جانب آن حضرت شتافتند. 
علي (ع) فرمود از کجا مي آييد و به چه منظور اينجا آمده ايد؟ 
ابوبکر گفت: يا علي تو در تمام کمالات بر سايرين برتري داري و از موقعيت خود و علاقه اي که رسول خدا به تو دارد کاملاً آگاهي. اشراف و بزرگان قريش براي خواستگاري فاطمه (س) آمده اند ولي پيغمبر (ص) دست رد به سينه همه زده و تعيين همسر فاطمه (س) را به دستور خدا حواله داده است. گمان مي کنم خدا و رسول، فاطمه (س) را براي تو گذاشته اند و شخص ديگري قابليت اين افتخار را ندارد. 
امام علي (ع) به خواستگاري مي رود
اوضاع بحراني اسلام و گرفتاري‌ها و فقر اقتصادي مسلمين، چنان علي(ع) را مشغول ساخته بود كه به خواسته‌هاي دروني خويش و ازدواج و تشكيل خانواده هيچ گونه توجهي نداشت. 
علي(ع)اندكي پيرامون پيشنهاد آنها تامل و اطراف وجوانب قضيه را به خوبي بررسي نمود، تهيدستي خود و مشاهده گرفتاريهاي عمومي از يك طرف و فرا رسيدن زمان ازدواج وي از طرف ديگر، شرايطي بود كه او داشت، اما اگر در اين زمان همسري چون فاطمه (س) را از دست بدهد ديگر اين فرصت قابل جبران نيست. 
اين پيشنهاد علي را تحت تاثيرقرارداد، به طوري كه  ......

برای خواندن متن کامل به ادامه ی مطلب مراجعه کنید ...

ادامه نوشته

موفقیت از 4 تا 80 سالگی ...

در ٤ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... کثیف نکردن شلوار

 

در 7 سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پیدا کردن راه خانه (از مدرسه)

 

در ١٢ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... داشتنِ دوست (یافتن)

 

در ١٨ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... گرفتن گواهى نامه رانندگى

 

در ٢٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... برقرارى رابطه

 

در ٣٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پول داشتن

 

در ٤٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پول داشتن

 

در ٥٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پول داشتن

 

در ٦٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... برقرارى رابطه

 

در ٦٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... تمدید گواهى نامه رانندگى

 

در ٧٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... داشتنِ دوست (تنهایی)

 

در ٧٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پیدا کردن راه خانه (از هر کجا)

 

در ٨٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... کثیف نکردن شلوار

 

امیدوارم ماها اینجوری نباشیم ...

10 روش مدرن ...

۱۰ روش مدرن سوء استفاده دختران از پسران

وارد شدن به رابطه ها و خارج شدن از آنها برای هر دو جنس می تواند به انگیزه های متفاوتی انجام پذیرد. برخی با هدف ازدواج و روابط طولانی مدت مبادرت به آشنایی می کنند و برخی دیگر با انگیزه های نامتعارفی همچون وقت گذرنی، تفریح و سوء استفاده جنسی و مالی. خانمهایی که به قصد انگیره های مادی با افراد وارد رابطه میشوند بگونه های مختلف سعی میکنند به این هدف خود جامع عمل بپوشانند که در زیر به برخی از آنها اشاره میکنیم:

۱- همراه کردن طرف مقابل در مراکز خرید. شاید یکی از بارزترین و تکنیکی ترین روش سوء استفاده مالی همراه بردن فرد مورد نظر به مراکز خرید و فروشگاه های مختلف است. "من عاشق خریدم، تو دوست داری با ما بیای؟" بعد از بازدید از چندین مغازه: "وای! چقدر این لباسه قشنگه چقدر نازه! بریم اینو ببینیم؟" به فروشگاه وارد میشوند، خانم لباس را پرو کرده و "بهم میاد عزیزم؟ دوسش داری؟"، "آره خیلی خوبه مبارکت باشه"، خانم با وجد شروع به برانداز کردن لباس میکند و وقتی آنرا تحویل گرفت بصورتی کاملاً نمایشی کیف خود را آرام و آهسته باز نموده و با لبخند نیم نگاهی به آقا می اندازد و باقی ماجرا… آقایون باید باهوش باشند و بدانند وقتی به مرکز خریری دعوت میشوند نتیجه نهایی آن چه خواهد شد.

۲- کادوی تولد و مناسبات دیگر. در لحظات اولیه آشنایی ناگهان خانم تاریخ تولد خود را که احتمالاً تا ۱۰ روز آینده است یادآور میشود. برخی به همین مقدار بسنده میکنند اما برخی نوع هدیه ای که دوست دارند را بصورت تلویحی مشخص میکنند: "این گوشی موبایلم واقعاً دیگه خستم کرده! ۵ ساله دارمش، خیلی قدیمی شده!"، "دوست پسر قبلیم پارسال واسم یک کفش شانل خرید زیاد ازش راضی نبودم!"

3- نیاز به قرض پول اورژانسی. یکباره خانم تماس میگیرد و ابراز میکند که "یک کار فوری پیش اومده باید به کسی پول میدادم کم اوردم، میشه ۳۰۰ تومن بهم بدی تا ۲ یا ۳ روز دیگه نهایتاً بهت برمیگردونمش." نه کاری فوری پیش آمده و نه پس دادنی در کار خواهد بود…

۴- شارژ تلفنهای همراه و تماسهای همیشه یکطرفه. طبیعی است که خانم برای پرسیدن حال آقا و جویا شدن از موقعیت مکانی وی نیاز به تماسهای مکرر دارد ولی دو نکته وجود دارد. نکته اول: "من و بگیر" یا "میس کال" یعنی معمولاً چون خونم "وظیفه" آقا میداند که همیشه او تماس گیرنده باشد، شماره او را گرفته و به محض برقراری ارتباط بدون سلام و احوال پرسی با آقا به جمله "من و بگیر" یا "من و بگیر شارژ ندارم" بسنده کرده و مکالمه را قطع میکند و یا با انداختن یک "میس کال" به آقا فرمان تماس میدهد. نکته دوم اینکه خانم معمولاً هر ۲ روز یکبار نیاز شدید و فوری به شارژ پیدا میکند و آقا نیز موظف است در اسرع وقت ماموریت خود را انجام دهد. نتیجه: درحالی که همیشه تماس را آقا برقرار میکند، این شارژ خانم هست که به اتمام میرسد!

۵- رستورانهای چند ملیتی. زمانی که نوبت رفتن به رستوران میشود آقا نظر خانم را جویا شده و خانم نیز لیستی کامل از انواع رستورانهای ایتالیایی، ژاپنی، مکزیکی، چینی، هندی،…به همراه آدرس دقیق و نوع غذاها به عرض آقا میرساند تا شام لذت بخشی را در کنار هم در فضایی عاشقانه صرف کنند...

براي مطالعه ي متن كامل به ادامه مطلب مراجعه کنید...

 

ادامه نوشته

گم کردن خودکار = مردن

اگه خودكارتون رو گم كنيد خواهيد مرد:

خودکارتو گم کنی= خودکار نداری


خودکار نداشته باشی= جزوه نداری


جزوه نداشته باشی= درس نمی خونی


... ... درس نخونی= پاس نمیشی


پاس نشی= مدرک نمی گیری


مدرک نگیری= کار گیرت نمیاد


کار نداشته باشی= پول نداری


پول نداشته باشی= غذا نداری


غذا نداشته باشی= لاغر مردنی میشی


لاغرمردنی بشی= زشت میشی


زشت بشی= عاشقت نمیشن


عاشقت نشن= ازدواج نمیکنی


ازدواج نکنی= بچه نداری


بچه نداشته باشی= تنهایی


تنها باشی= افسرده میشی


افسرده بشی= مریض میشی


مریض بشی = میمیری
.
.
.
.
پس حواست باشه خودکارتو گم نکن وگرنه میمیری...!!

حسنک کجایی؟؟؟

گاو ما ما می کرد
گوسفند بع بع می کرد
سگ واق واق می کرد
و همه با هم فریاد می زدند حسنک کجایی
شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود. حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می کند. او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند.

موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند.
دیروز که حسنک با کبری چت می کرد . کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است.کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند چون او با پتروس چت می کرد. پتروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت می کرد. پتروس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد چون زیاد چت کرده بود. او نمی دانست که سد تا چند لحظه ی دیگر می شکند. پتروس در حال چت کردن غرق شد.


برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی ریل ریزش کرده بود . ریزعلی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت . ریزعلی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد . ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت. قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد . کبری و مسافران قطار مردند.
اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت. خانه مثل همیشه سوت و کور بود . الان چند سالی است که کوکب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد. او حوصله ی مهمان ندارد. او پول ندارد تا شکم مهمان ها را سیر کند.
او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد
او کلاس بالایی دارد او فامیل های پولدار دارد.
او آخرین بار که گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت . اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد به همین دلیل است که دیگر در کتاب های دبستان آن داستان های قشنگ وجود ندارد.

داستان هل + اصل موفقيت

روزي روزگاري، مرد ثروت مندي بود كه مي خواست براي تنها دخترش

 

همسري خوب انتخاب كند. يك روز تمام پسران جوان واجد شرايط شهر را به

 

خانه اش دعوت كرد . در حين مراسم كه ديد همه حاضر شده اند با صداي

 

بلند اعلام كرد : (( امروز مي خوام از بين شما همسري براي دخترم انتخاب

 

كنم . هر كسي كه بتونه طول استخر را شنا كنه ، شايسته ازدواج با دختر

 

من و به ارث بردن تمام ثروت منه. فقط حواستون باشه كه استخر پر از

 

سوسماره!)) با اين حرف، همه ساكت شدند. ناگهان، صداي افتادن چيزي در

 

 آب به گوش رسيد ، و در يك چشم بر هم زدن مرد جواني تمام طول استخر

 

 را شنا كرد و از آب خارج شد . همگي از اين عمل شجاعانه مرد جوان به

 

وجد آمده بودند. پدر دختر ، به طرف آن مرد رفت و به او تبريك گفت. مرد جوان

 

 گفت :‌(( قربان، من اصلا علاقه اي به ازدواج با دختر شما ندارم . فقط مي

 

خوام بدونم كي منو هل داد توي استخر؟!‌))

 

اصل موفقيت

 

انگيزه هاي زيادي در اطراف ما هستند :. انگيزه مربوط به داستان بالا

 

 ((ترس)) است . گاهي اوقات ، براي اينكه كارهايمان را به نحو احسن انجام

 

 بدهيم، لازم است كه از انگيزه  ترس بهره ببريم. استعداد هاي بالقوه

 

 فراواني در اطراف ما هست. اما بايد با كمك انگيزه و الهام، آن ها را به فعل

 

 در بياوريم . با اين وجود، انگيزه ترس تنها در كوتاه مدت راهگشا خواهد بود ،

 

 چون به مرور زمان به آن عادت مي كنيم.

9 چي كار مي كنه؟؟؟

99669999996669999996699666699666999966699666699
99699999999699999999699666699669966996699666699
99669999999999999996699666699699666699699666699
99666699999999999966666999966699666699699666699
99666666999999996666666699666699666699699666699
99666666669999666666666699666669966996699666699
99666666666996666666666699666666999966669999996

1.) دکمه ctrl + f رو فشار بده
2.) توش عدد 9 رو بنویس
3.) بعد رو دکمه Highlight all. کلیک کن ...
ببین چی میشه .... !

حقیقتی کوچک از نگرشي صحیح

لطفا با دقت مطالعه فرمایید...

♂♀زالیپ تفریحگاه دخـتر پسرا❤

حقیقتی کوچک برای آنانی که می خواهند زندگی خود را صد در صد بسازند

اگر
A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z
برابر باشد با

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26


آیا برای خوشبختی و موفقیت تنها تلاش سخت كافیست؟

تلاش سخت (Hard work)
H+A+R+D+W+O+R+K
8+1+18+4+23+15+18+11= 98 %


آیا دانش صد در صد ما را به موفقیت می رساند؟

دانش (Knowledge)
K+N+O+W+L+E+D+G+E
11+14+15+23+12+5+4+7+5= 96 %
عشق چگونه ؟
عشق (Love)
L+O+V+E
12+15+22+5= 54 %
خیلی از ما فکر می کردیم که اینها مهمترین باشند، مگه نه ؟!
پس چه چیز 100 % را می سازد ؟؟؟

پول ؟
پول (Money)
M+O+N+E+Y
13+15+14+5+25= 72 %
نه
اینها كافی نیستند، پس برای رسیدن به اوج چه باید كرد؟!

.
.

.
نگرش (Attitude)
A+T+T+I+T+U+D+E
1+20+20+9+20+21+4+5= 100 %


آری !
اگر نگرشمان را به زندگی، گروه و کارمان عوض کنیم
زندگی 100% خواهد شد
نگرش، همه چیز را عوض می کند
نگاهت را تغییر بده و چشمهایت را دوباره بشوی
همه چیز عوض می شود

« پ ن پ جديد»

دوستم پاش تو گچ يارو ميگه شكسته ميگم پـَـَـــ نــه پـَـَـــ پاشو گچ كرده كه از شهرداري عوارض نوسازي بگيره
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
از دستشويي شركت اومدم بيرون منشيه يه نگاهي ميكنه و با پوزخند ميگه دستشويي بودين ؟ پ نه پ بك تو بك آفتابه ام طفلي مرخصيه رفتم جاش واستادم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
به دوستم ميگم ببين تن ماهي تاريخ انقضاش كيه؟ ميگه يعني تاريخ خراب شدنش؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ تاريخ عروسي ننه باباي ماهي اس ميخوام واسشون جشن سالگرد بگيرم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
رفتم فروشگاه ميگم سيخ داري؟
ميگه برا كباب؟
پ ن پ برا خاروندن ديافراگمم از تو دهنم مي خوام
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تو آشپزخونه استكان و از دستم افتاد شكست با صداي خفن.مامان اومده ميگه چيزي شكوندي؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ شيشه ي نازك تنهايي دلم بود منتها صداش رو گذاشتم رو اكو حال كنين
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
كارت سوخت ماشينو برداشتم دارم ميرم بابام ميگه ميري بنزين بزني؟؟؟ . . .پـَـَـ نــه پـَـَــ ميرم آب هويچ بريزم تو باكش نور چراغاش زياد شه

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

مرغ عشقم مرده و درحالي كه پاهاش روبه بالاس افتاده كف قفس. دوستم اومده مي گه : اِ مرغ عشقت مرد؟ بهـــش گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ كمر درد داشته دكتر گفته بايد طاق باز دراز بكشه كف قفس

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تو بهشت زهرا دنبال قبر يكي مي گشتيم. يه ادم خوشحال اومده داره با ما رو سنگ قبرا رو مي خونه. بعد ميگه دنبال قبر كسي مي گردين؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دستيار عزرائيلم اومدم ببينم كسي زود تر از موقع نمرده باشه
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ساعت ١١ اومدم خونه مامانم ميگه الان اومدي؟ ميگم په نه! ٢ساعت پيش اومدم الان تكرارش داره پخش ميكنه
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
زنگِ خونه رو ميزنم مامانم ميپرسه ميخاي‌ بيايي تو ؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ مي‌خوام ببينم اف ف سالمه يا نه
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
استاد: كي جواب اين سوالو ميدونه؟
من دستمو بردم بالا.
استاد: ميخواي جواب بدي؟
من: پــــَ نه پــــَ ميخوام ببينم باد از كدوم ور مياد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
شب دارم مي خوابم.. بابام مي گه داري مي خوابي؟...پَ نَ پَ دارم امتحان مي كنم تشكش خوبه يا نه..
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دو دقيقه دير رفتم سر كلاس، استاد ميگه شما دانشجوي اين كلاسيد؟ ميگم پـَـَـ نــه پـَـَــ دانشجوي كلاس آواز استاد شجريانم! شما استاد شجريانيد؟
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
رفتم واسه خودم و دوستم دلستر خريدم، ميگه واسه من خريدي؟؟؟!!!... پ ن پ دلستره تو يخچال داشت يخ ميزد ميمرد، نجاتش دادم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
رفتم رستوران به پيش خدمتش ميگم ميشه منو بدين ..ميگه ميخواي غذا سفارش بدي؟؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ ميخواستم ببينم منويه غذاتون چي كم داره بگم مامانم بپزه براتون بيارم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
گفتم غم تو دارم..گفتا غمت سر آيد...

گفتم نه پ مي خواي يه عمري غم تو رو داشته باشم...
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
گزارشگر : و در اينجا گوساله اي را در حال شير خوردن مي بينيم ! پـَـَـ نــه پـَـَ گوساله اي را مي بينيم كه مامانش رو داره باد مي كنه بره هوا . خودش با دوستاش برن ددر
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تو اداره پشت ميز كارم نشستم،ارباب رجوع اومده ميگه كارمند اينجايين؟گفتم پ نه پ رئيس سازمان هوا فضاي ناسام اومدم فقط كار تورو راه بندازم!!!!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
صداي خرپفش كشتمون !تكونش دادم از خواب پريده،ميگه سر صدام اذيتت مي‌كنه ؟ميگم نه پـَـَـ جنس صداتو دوست دارم مي‌خواستم بت بگم سعي‌ كن تو اوج كه ميري رو تحريرات بيشتر كار كني‌!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تو جاده پليس ديدم دستمو كردم بيرون انگشتمو مي چرخونم. رفيقم مي گه: داري به ماشيناي روبرويي علامت ميدي؟! پ ن پ!!!! دارم هوا رو با انگشتم هم مي زنم خنك شه
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

من يه نفر فقط تو تاكسيم، پولو دادم به راننده...
ميگه: يه نفر؟
ميگم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ 4تا حساب كن مشتري شيم!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
با دوستم رفتيم خريد.برگشتيم ديديم ماشينش نيست ميگه: دزديدنش ميگم نه په خسته شده بود از بس منتظر ما وايساد. اس ام،اس داد گفت من ميرم خودتون بياين!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ميگم آقا خمير دندون سفيد كننده مي خوام؟
ميگه برا دندونات؟؟؟؟؟
پـَـَـ نــه پـَـَـــ مي خوام كاسه دستشويي رو برق بندازم!!!!!!!!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
مگس اومده تو خونه رفتم حشره كش آوردم مامانم ميگه ميخواي بكشيش؟ پـَـَـ نــه پـَـَـ ،
ميخوام بزنم زير بغلش بوي عرق نده
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
به مامانم ميگم قوري كجاست ؟ ميگه ميخواي چاي بخوري ؟!
نه پـــــ ميخوام دست بكشم روش شايد غولي چيزي ازش درومد!!!!!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
سوسك اومده تواتاق دمپايي رودادم مامانم..ميگه بزنمش؟؟؟ميگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ بده پاش كنه تندتر بدوه !!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
كامپيوترم يه ويروس وحشي گرفته بود رفتم كلي پول آنتي ويروس اورجينال دادم بعد سه ساعت اسكن ويروسه رو پيدا كرده پيغام داده: آيا مطمئن هستيد كه مي خواهيد اين ويروس را حذف كنيد؟
نه پـــ مي خوام ازش نگهداري كنم بزرگ بشه عصاي دستم بشه!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تو تاكسي كناريم به راننده گفت من بچه امام حسينم ، راننده پرسيد ميدون امام حسين؟ گفتم: پــــ ن پــــــ ايشون خود علي اصغره ماشالله بزرگ شده مرد شده
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
رفتم داروخونه...ميگم باند دارين؟ميگه واسه زخم؟...پ نه پ...بانده فرودگاه حياط خونمون خراب شده...بابام همينجور داره با هواپيماش دوره خونه ميچرخه.!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
رفتيم رستوران گارسون اومده ميگه چيزي ميل دارين؟؟؟
گفتم پ نه پ غدامونو همين الان خورديم گفتيم بيايم اينجا آروقشو بزنيم دور هم بخنديم!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
رفته بودم اهداي خون مرده ميپرسه مي خواي خون بدي پـَـَـ نــه پـَـَــ... اومدم نون خشك بدم جوجه بگیرم

« ضدحال دخترها و پسرها »

يكى از كارهايى كه دخترا هيشوقت نمى تونن انجام بدن ريمل زدن با دهن بسته است
درست مثل پسرا که نمي‌تونن وقتي‌ دارن زيپ شلوارشون رو بالا ميکشن سرشون رو بالا بگيرن!!


********************
دخترا مثل بلوتوث هستند، تا وقتى کنارشون هستى بهت متصل اند، پسرها مثل واى فاى هستند! ممکنه پيش شما باشن اما همزمان به ده نفر ديگه متصل اند!

********************

گر پسري کشته شود/دختري ترشيده شود/
گر پسران کشته شوند/کل جهان ليته شود/

********************

آدما می تونند پسر باشن اما پسرا نمی تونند آدم باشن
********************

قلب پسرها مثل پارکینگی است که هیچ وقت تابلوی ظرفیت تکمیل بر در آن دیده نمیشود و اما قلب دخترها مانند فرودگاهی است که مدت ماندن یک هواپیما در آن بستگی به فرود هواپیمای بعدی دارد

********************

اگه پسرا با جنبه بشن چی میشه؟؟؟؟؟ ۱- بوی ترشی کشور رو بر می داشت (لذا مشکلات زیادی برای شهرداری پیش می یومد) ۲- ازدواج برای دختران تبدیل به ارزو و رویای شبانه می شد ۳- شوهر مثل قند و پنیر کوپنی می شد و صف های طولانی برای گرفتن آن به وجود می امد پس به این نتیجه می رسیم که: پسر ها همین طور بی جنبه باقی بمونن هم برای دخترا بهتره هم برای تمدن

********************

بیچاره پسرها اگه تیپ بزنن برن بیرون میگن با کی قرار داری؟ اگه لباسهای معمولی بپوشن میگن اصلا سلیقه نداری اگه زیاد بگن دوستت دارم . میگن باز چه نقشه ای تو سرته اگه نگن دوست دارم میگن پای کس دیگه ای وسطه اگه زیاد بهتون زنگ بزنن میگن اعتماد نداری اگه یه مدت زنگ نزنن میگن سرت خیلی شلوغه اگه تو خونه زیاد بخندن میگن لوس شدی اگه نخندن میگن چه مرگته عاشق شدی اگه شام بخوان میگن همش به فکر شکمتی اگه شام نخوان میگن چی کوفت کردی


********************

قلب دخترا مثل قبرستونه هرکی به اونجاپامیذاره دیگه نمیتونه برگرده اماقلب پسرامثل هتل ۵ستاره است معلوم نیست کی میادکی میره

********************

زن به شوهرش میگه : تو هندوستان یک زن رو به قیمت یک گوسفند فروختند.. به نظر تو این بی انصافی نیست؟؟؟ شوهره میگه : نه اگه زن خوبی باشه می ارزه…

********************

دغدغه های پسر جوان :
کار ندارم ، پول ندارم ، سربازی نرفتم ، ماشین و خونه ندارم ، و …
دغدغه های دختر جوان :
لاک ناخونم پاک شده ، مهری سرویس طلا خریده ، دختر خاله ام ماشین داره ، مامان غذای خوب نمی پزه ، عروسکمو هنوز نخوابوندم!

********************

زنها دو وقت گریه می کنن: وقتی فریب می خورن ، وقتی می خوان فریب بدن.

********************

بزرگترین گناه؟ شوهر نداشتن

بزرگترین تفریح؟ شوهر سرکار گذاشتن
بزرگترین کار؟ شوهر تربیت کردن
بزرگترین شگفتی؟ شوهرعاقل دیدن
بزرگترین آرزو؟ داشتن مردی به اسم شوهر

********************

نصیحت خنگول به پسرش : هیچ وقت زن نگیر به پسرت هم بگو زن نگیره!

********************

هشدار به دخترهای دم بخت ، دخترهای چینی با مهریه ی کم در راهند… بجنبید.

********************

فرهنگ لغات زنان : ۱٫ آره یعنی نه ۲٫ نه یعنی آره ۳٫ ما با ید با هم حرف بزنیم یعنی بشین فقط گوش کن ۴٫ هر کار دوست داری بکن یعنی بکن ولی بعد دهنت سرویسه ۵٫ چقد منو دوست داری ؟ یعنی یه گندی زدم می خوام بگم ۶٫ دو دقیقه دیگه حاضرم یعنی دو ساعت علافی

********************

بهانه ی دخترا: ۱ – فاصله سنی مون خیلی زیاده(یعنی خیلی از مرحله پرتی) ۲ – من به تو علاقه به اون صورت ندارم (یعنی خیلی بد هیکلی) ۳ – من الان تو موقعیت بدی هستم (یعنی دلم یه جا دیگه گیره) ۴ – تقصیر تو نیست تقصیر منه (یعنی عجب غلطی کردم با تو آشنا شدم) ۵ – من تو رابطه مون از هیچ کاری دریغ نکردم (یعنی هر غلطی خواستم کردم) ۶ – دیروز یه خواستگار دکتر داشتم (یعنی زودتر بیا منو بگیر )

********************

دختر:موجودی است که وقتی تعجب میکند میگوید واااااااااا!! و وقتی خوشحال است میگوید بمیری الهییییییی!! وقتی غمگین است آه میکشد و وقتی میترسد جیییییییغ بنفش میکشد . وقتی بدش می آید میگوید ویشششش . وقتی خوشش می آید میگوید ووییییی. همه عناصر ذکور گیتی در عشق او واله و سرگردانند . تاریخ تولد و شماره کفش با جناق پسر عمه ی دختر خاله ی داماد همسایه ی پوریا پور سرخ را میداند .از سوسک اصولا نمیترسد بلکه چندشش میشود

«عاقبت اخلاقي ازدواج آقايان»

قبل از ازدواج : خوابیدن تا لنگ ظهر
بعد از ازدواج : بیدار شدن زودتر از خورشید
نتیجه اخلاقی : سحر خیز شدن

قبل از ازدواج : رفتن به سفر بی اجازه
بعد از ازدواج : رفتن به حیاط با اجازه
نتیجه اخلاقی : معتبر شدن

قبل از ازدواج : خوردن بهترین غذاها بی منت
بعد از ازدواج : خوردن غذا های سوخته با منت
نتیجه اخلاقی : تقویت معده

قبل از ازدواج : استراحت مطلق بی جر و بحث
بعد از ازدواج : کار کردن در شرایط سخت
نتیجه اخلاقی : ورزیده شدن

قبل از ازدواج : دید و بازدید از اماکن تفریحی
بعد از ازدواج : سر زدن به فامیل خانوم
نتیجه اخلاقی : صله رحم

قبل از ازدواج : آموزش گیتار و سنتور و غیره
بعد از ازدواج : آموزش بچه داری و شستن ظرف
نتیجه اخلاقی : همدردی با مردها

قبل از ازدواج : گرفتن پول تو جیبی از پاپا
بعد از ازدواج : دادن کل حقوق به خانوم
نتیجه اخلاقی : مستقل شدن

قبل از ازدواج : ایستادن در صف سینما و استخر
بعد از ازدواج : ایستادن در صف شیر و گوشت
نتیجه اخلاقی : آموزش ایستادگی

قبل از ازدواج : رفتن به سفرهای هفتگی
بعد از ازدواج : در حسرت رفتن به پارک سر کوچه
نتیجه اخلاقی : امنیت کامل.

« فقط جنیفر لوپز»

شاد 2009 ..........Shad2009.blogfa.com


هیزم شکنی مشغول قطع کردن یه شاخه درخت بالای رودخونه بود، تبرش افتاد تو رودخونه.
وقتی در حال گریه کردن بود، یه فرشته اومد و ازش پرسید: چرا گریه می کنی؟
هیزم شکن گفت: تبرم توی رودخونه افتاده.
فرشته رفت و با یه تبر طلایی برگشت و از هیزم شکن پرسید:"آیا این تبر توست؟"
هیزم شکن جواب داد: "نه"
فرشته دوباره...

به زیر آب رفت و این بار با یه تبر نقره ای برگشت و پرسید: آیا این تبر توست؟
دوباره، هیزم شکن جواب داد: "نه".
فرشته باز هم به زیر آب رفت و این بار با یه تبر آهنی برگشت و پرسید: آیا این تبر توست؟
جواب داد: آره.
فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به اوداد و هیزم شکن خوشحال روانه خونه شد.
روزی دیگر هیزم شکن وقتی داشت با زنش کنار رودخونه راه می رفت زنش افتاد توی همان رودخانه. هیزم شکن داشت گریه می کرد که فرشته باز هم اومد و پرسید که چرا گریه می کنی؟ اوه فرشته، زنم افتاده توی آب.
فرشته رفت زیر آب و با جنیفر لوپز برگشت و پرسید: زنت اینه؟ هیزم شکن فریاد زد: آره!
فرشته عصبانی شد. " تو تقلب کردی، این نامردیه "
هیزم شکن جواب داد : اوه، فرشته من منو ببخش. سوء تفاهم شده. می دونی، اگه به جنیفر لوپز "نه" می گفتم تو می رفتی و با کاترین زتاجونز می اومدی.و باز هم اگه به کاترین زتاجونز "نه" میگفتم، تو می رفتی و با زن خودم می اومدی و من هم می گفتم آره. اونوقت تو هر سه تا رو به من می دادی. اما فرشته، من یه آدم فقیرم و توانایی نگهداری سه تا زن رو ندارم، و به همین دلیل بود که این بار گفتم آره.

«مقدمه ي جديد گلستان سعدي»

 مقدمه ای جدید و شیرین منتسب به گلستان سعدی :

منت خدای را عزوجل که زن را قند و عسل قرار داد
همو که ازدواجش موجب محنت است و به طلاق اندرش مزید رحمت
هر لنگه كفشی كه بر سر ما می خورد مضر حیات است و چون مكرر فرود آید موجب ممات
پس در هر لنگه كفشی دو ضربت موجود و بر هر ضربت آخی واجب
مرد همان به كه به وقت نزاع، عذر به درگاه نساء آورد
ورنه زنش از اثر لنگه كفش، حال دلش خوب به جا آورد ...
شوهر و نوكر و كلفت و فلک دركارند
تا تو پولی به کف آوری و یه ماشین بخری
شوهرت با كت و شلوار پر از وصله بود
شرط انصاف نباشد كه تو مانتو بخری

«ضرب المثلهاي جالب ازدواج»

شاد 2009...........shad2009.blogfa.com
همونطور که می دونید، ازدواج یا همان پیوند زیبای زناشویی پیوندی آیینی‌است که طی احکام یا رسومی خاص بین زن و مرد در مذاهب و کشورهای مختلف برقرار می‌شود و در نهایت به تشکیل خانواده منجر می گردد. البته هر شخصی دلایل متفاوتی برای وصلت‌کردن با همسر آینده اش دارد که همین نظرات متفاوت باعث شده تا در کل مسئله "ازدواج" مهم و پرطرفدار تلقی شود کمااینکه ضرب المثل ها و سخنانی پندآموز از اندیشمندان در این رابطه گفته شده که 70 مورد از آنها را در این وبلاگ تقدیم شما دوستان  می کنیم اما ناگفته نماند که بسیاری از این نکته ها جنبه شوخی و مزاح دارد و هیچگونه قصد ونظر خاصی مد نظر نیست.

1. هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت کن تا با چشم هایت. (ضرب المثل آلمانی)

2.
مردی که به خاطر "پول" زن می گیرد، به نوکری می رود.
(ضرب المثل فرانسوی)

3.
لیاقت داماد، به قدرت بازوی اوست.
(ضرب المثل چینی)

4.
زنی سعادتمند است که مطیع "شوهر"باشد.
(ضرب المثل یونانی)

5.
زن عاقل با داماد "بی پول" خوب می سازد.
(ضرب المثل انگلیسی)

6.
زن مطیع، فرمانروای قلب شوهر است.
(ضرب المثل انگلیسی)

7.
زن و شوهر اگر یکدیگر را بخواهند در کلبه ی خرابه هم زندگی می کنند.
(ضرب المثل آلمانی)

8.
داماد زشت و با شخصیت به از داماد خوش صورت و بی لیاقت.
(ضرب المثل لهستانی)

9.
دختر عاقل، جوان فقیر را به پیرمرد ثروتمند ترجیح می دهد.
(ضرب المثل ایتالیایی)

10. داماد که نشدی از یک شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای. (ضرب المثل فرانسوی)

11.
دو نوع زن وجود دارد؛ با یکی ثروتمند می شوی و با دیگری فقیر. (ضرب المثل ایتالیایی)

12.
در موقع خرید پارچه حاشیه آن را خوب نگاه کن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقیق کن. (ضرب المثل آذربایجانی)

13.
برای یافتن زن می ارزد که یک کفش بیشتر پاره کنی. (ضرب المثل چینی)

۱۴.
تاک را از خاک خوب و دختر را از مادر خوب و اصیل انتخاب کن. (ضرب المثل چینی)

۱۵.
اگر خواستی اختیار شوهرت را در دست بگیری اختیار شکمش را در دست بگیر. (ضرب المثل اسپانیایی)

۱۶.
اگر زنی خواست که تو به خاطر پول همسرش شوی با او ازدواج کن اما پولت را از او دور نگه دار. (ضرب المثل ترکی)

۱۷.
هیچ زنی در راه رضای خدا با مرد ازدواج نمی کند. (ضرب المثل اسکاتلندی)

۱۸.
ازدواج مثل یک هندوانه است که گاهی خوب می شود و گاهی هم بسیار بد. (ضرب المثل اسپانیایی)

19. ازدواج، زودش اشتباهی بزرگ و دیرش اشتباه بزرگتری است. (ضرب المثل فرانسوی)

۲۰.
با قرض اگر داماد شدی با خنده خداحافظی کن. (ضرب المثل آلمانی)

۲۱.
اگر می خواهی برای یک روز معذب باشی مهمان دعوت کن. اگر می خواهی یک سال عذاب بکشی پرنده نگه دار و اگر می خواهی مادام العمر در عذاب باشی ازدواج کن! (ضرب المثل چینی)

۲۲.
زناشویی غصه های خیالی و موهوم را به غصه نقد و موجود تبدیل می کند. (ضرب المثل آلمانی)

۲۳.
دوام ازدواج یک قسمت رویِ محبت است و نُه قسمتش روی گذشت از خطا. (ضرب المثل اسکاتلندی)

۲۴.
اگر کسی در انتخاب همسرش دقت نکند، دو نفر را بدبخت کرده است. (ناشناس)

۲۵.
انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نیست، ولی میتوانیم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب کنیم. (پرل باک)

۲۶.
با زنی ازدواج کنید که اگر "مرد"بود، بهترین دوست شما می شد. (بردون)

۲۷.
با همسر خود مثل یک کتاب رفتار کنید و فصل های خسته کننده او را اصلاً نخوانید. (سونی اسمارت)

۲۸.
ازدواج پیوندی است که از درختی به درخت دیگر بزنند، اگر خوب گرفت هر دو "زنده" می شوند و اگر "بد" شد هر دو می میرند. (نیوتن)

 ۲۹. ازدواج بیشتر از رفتن به جنگ "شجاعت" می خواهد. (کریستین)

۳۰.
تا یک سال بعد از ازدواج، مرد و زن زشتی های یکدیگر را نمی بینند. (اسمیلر)

۳۱.
پیش از ازدواج چشم هایتان را باز کنید و بعد از ازدواج آنها را روی هم بگذارید. (فرانکلین)

۳۲.
خانه بدون زن، گورستان است. (بالزاک)

۳۳.
تنها علاج عشق، ازدواج است. (آرت بوخوالد)

۷۰  ضرب المثل جالب در ادامه ي مطلب وبلاگ شاد۲۰۰۹ ...

ادامه نوشته

«فرق پسرها و دخترها»

 فرق پسرها و دخترها

۱-دختر ها خیلی دوست دارند جای پسر ها باشند اما پسر ها اصلاً دوست ندارند جای دختر ها باشند

2- اگر یه دختر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه از خونه فرار میکنه اما یه پسر اگر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو از خونه فراری میده!

3- یه دختر اگر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه خودکشی میکنه  اما یه پسر اگر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو میکشه

4- یه پسر اگر 3 تا مشکل غیر قابل حل داشته یه هفته افسرده میشه بعد با 3 تا مشکل کنار میاد و زندگیش رو میکنه اما تا کنون دختری که 3 تا مشکل داشته باشه دیده نشده چون همشون در مرحله دو تا مشکل ، خودکشی میکنند و به سه تا نمیرسه مشکلاتشون!!!

5- دخترا از پسرا موهاشون بلندتره!

6- دخترا می خوان سر پسرا کلاه بزارن ، اما در نهایت سر خودشون کلاه میره ، ولی پسرا می خوان سر هر موجود زنده ای که میبینن ، کلاه بزارن و در نهایت موفق میشن.

8- نقطه قوت پسرا چشماشونه اما نقطه قوت دخترا چشم و گوش ابرو و دماغ و دهن و .........هست.

9- دخترا با اینکه بیشتر از پسرا قوانین راهنمایی و رانندگی رو رعایت میکنن اما خیلی بیشتر از پسرا تصادف میکنن و در هر تصادف رد پای یک دختر به چشم می خوره.

10- دخترا فکر می کنن بهترین راه برای داشتن یک رابطه خوب و مداوم صداقت و راستگویی هستش ولی پسرا مطمئن هستند بهترین راه دروغگویی و گرفتن سوتی از طرف مقابله!

11- دختر ها از درس و مدرسه بیزارند ولی پسر ها از درس و مدرسه فراری هستند!

12- پسر ها به هم حسودی نمی کنن اما دخترا به هم حسودی می کنن.

13- اگر برادرتون دوست دختر داشته باشه شما سعی می کنید با اون دختر آشنا بشید ولی اگر خواهرتون دوست پسر داشته باشه شما قسم می خورید!

 که هم پسره و هم خواهرتون رو سر به نیست کنید.

14- دختر ها زیر بار حرف زور میرن اما پسر ها خودشون حرف زور میزنن

15- دخترا زندگی مشترک رو در عشق و صفا و صمیمیت می بینن ولی پسر ها در غذا

16- اگر یک دختر در یک جمع سوتی بده

تا آخر دیگه هیچ حرفی نمیزنه اما پسر ها در یک جمع فقط سوتی میدن!

17- یک دختر اگر 24 ساعت با دوست پسرش صحبت نکنه افسرده میشه اما یک پسر اگر 24 ساعت با دوست دخترش صحبت نکنه با اون یکی دوست دخترش صحبت میکنه.

18- پسر ها میدونن جنبش فمنیسم چیه واسه همین ازش متنفرن  ولی دختر ها نمیدونن جنبش فمنیسم چیه واسه همین طرفدارشن!

19- یک دختر اگر با دوست پسرش به هم بزنه دیگه با هیچ پسری دوست نمیشه اما یه پسر اگر با دوست دخترش به هم بزنه با 3-4 تا دختر دیگه دوست میشه!

20- یک دختر اگر توی خیابون پسری ازش بپرسه ساعت چنده میگه: ساعت 7.اما یه پسر اگر یه دختر ازش ساعت بپرسه میگه : ساعت 7 و 2 دقیقه و 24 ثانیه,اینم شماره تلفن من ..... سر ساعت 9 منتظر تماستم!

21- اگر یه دختر به یه پسر نگاه کنه , پسره فکر می کنه که خیلی خوش تیپه ولی اگر یه پسر به یه دختر نگاه کنه دختره فکر میکنه که پسره چقدر بی چشم و رو هستش!

22- دختر ترشیده میشه اما پسر بلعکس رسیده تر میشه نه!!!!

23- بعد از خوندن این مطلب پسرا اول 2 دقیقه فکر میکنن تا مفهوم مطلب رو بفهمند و چون بعد از دو دقیقه نمی فهمند می زنن زیر خنده و میگن خیلی باحال بود ، اما دخترا بعد از خوندن این مطلب 2 ساعت حرص می خورن و فکر میکنن به شخصیت دخترا توهین شده و در نهایت چون مفهوم این مطلب رو نفهمیدن به نویسنده اش میل میزنن و فحـش میدن!!!

«یک هفت سین زنانه»

خانمی با همسرش گفت این چنین:
کای وجودت مایه ی فخر زمین!


ای که هستی همسری بس ایده آل!
خواهشی دارم ... مکُن قال و مقال!


هفت سین تازه ای خواهم ز تو
غیر خرج عید و غیر از رختِ نو


"سین" یک، سیّاره ای، نامش پراید
تا برانم مثل برق و مثل باد



"سین" دوم، سینه ریزی پُر نگین
تا پَرَد هوش از سر عمّه شهین!



"سین" سوم، یک سفر سوی فرنگ
دیدن نادیده های رنگ رنگ



"سین" چارم، ساعتی شیک و قشنگ
تا که گویم هست سوغات فرنگ!



"سین" پنجم، سمع دستورات من!
تا ببالم من به خود، در انجمن!



...



آنگه، آن بانو، کمی اندیشه کرد
رندی و دوز و کلَک را پیشه کرد!



گفت با ناز و کرشمه، آن عیال!
من دو "سین" کم دارم، ای نیکو خصال!



...



گفت شویش: من کنون یاری کنم
با عیال خویش، همکاری کنم!



"سین" ششم، سنگ قبری بهر من!
تا ز من عبرت بگیرد مرد و زن!



"سین" هفتم، سوره ی الحمد خوان...
بعد مرگم، بَهر شوی بی زبان!

«ثروتمندتر از بیلگیتس»

از بیل گیتس پرسیدند از تو ثرومندتر هم است؟
در جواب گفت بله فقط یک نفر. پرسیدن کی؟ در جواب گفت سالها پیش زمانی که از اداره اخراج شدم و تازه اندیشه ی طراحی مایکروسافت و تو ذهنم پی ریزی می کردم،در فرودگاهی درنیویورک قبل از پرواز چشمم به این نشریه ها و روزنامه ها افتاد. از تیتر یک روزنامه خیلی خوشم اومد،دست کردم توی جیبم که روزنامه رو بخرم دیدم که پول خورد ندارم و اومدم منصرف بشم که دیدم یک پسر بچه سیاه پوست روزنامه فروش وقتی این نگاه پر توجه من و دید گفت این روزنامه مال خودت بخشیدمش به خودت بردار برای خودت.

گفتم آخه من پول خورد ندارم گفت برای خودت بخشیدمش برای خودت.

سه ماه بعد بر حسب تصادف توی همون فرودگاه و همون سالن پرواز چشمم به یه مجله خورد دست کردم تو جیبم باز دیدم پول خورد ندارم باز همون بچه بهم گفت این مجله رو بردار برا خودت ،گفتم پسرجون چند وقت پیش یه روزنامه بهم بخشیدی.هرکسی میاداینجا دچار این مسئله میشه بهش میبخشی؟!
پسره گفت آره من دلم میخواد ببخشم از سود خودمه که میبخشم

به قدری این جمله و نگاه پسر تو ذهن من مونده که خدایا این برمبنای چه احساسی اینا رو میگه.

زمانی که به اوج قدرت رسیدم تصمیم گرفتم این فرد و پیدا کنم و جبران گذشته رو بکنم
گروهی تشکیل دادم بعد از ۱۹ سال گفتم که برید و اونی که در فلان فرودگاه روزنامه میفروخت و پیدا کنید.یک ماه و نیم مطالعه کردند و متوجه شدند یک فرد سیاه پوسته که الان دربان یک سالن تئاتره. خلاصه دعوتش کردن اداره.

ازش پرسیدم من و میشناسی. گفت بله، جناب عالی آقای بیلگیتس معروفید که دنیا میشناسدتون.

سالها پیش زمانی که تو پسر بچه بودی و روزنامه میفروختی من یه همچین صحنه ای از تو دیدم

گفت که طبیعیه. این حس و حال خودم بود
گفتم میدونی چه کارت دارم، میخوام اون محبتی که به من کردی و جبران کنم
گفت که چطوری؟
گفتم هر چیزی که بخوای بهت میدم
(خود بیلگیتس میگه خود این جوونه مرتب میخندید وقتی با من صحبت میکرد)
پسره سیاه پوست گفت هر چی بخوام بهم میدی؟
گفتم هرچی که بخوای
گفت هر چی بخوام؟
گفتم آره هر چی که بخوای بهت میدم
من به ۵۰ کشور افریقایی وام دادم به اندازه تمام اونا به تو میبخشم
گفت آقای بیل گیتس نمیتونی جبران کنی
پرسیدم واسه چی نمیتونم جبران کنم؟
پسره سیاه پوست گفت که :فرق من با تو در اینه که من در اوج نداشتنم به تو
بخشیدم ولی تو تو اوج داشتنت میخوای به من ببخشی و این چیزی رو جبران نمیکنه

بیل گیتس میگه همواره احساس میکنم ثروتمند تر از من کسی نیست جز این جوان ۳۲
ساله مسلمان سیاه پوست

« دانستنی های جالب »

دانستنی های جالب

-جویدن آدامس هنگام خرد کردن پیاز مانع از اشک ریزی شما می شود.

ـ اثر لب و زبان هر کس همانند اثر انگشت آن منحصر به فرد است.

ـ رشد کودک در بهار بیشتر است.

ـ ۸ دقیقه و ۱۷ ثانیه طول می کشد تا نور خورشید به زمین برسد.

ـ ظروف پلاستیکی تقریباً ۵۰۰۰۰سال در برابر تجزیه مقاومند.

ـ تنها قسمتی از بدن که خون ندارد قرنیه چشم است.

ـ شترمرغ در ۳ دقیقه ۹۵ لیتر آب می خورد.

ـ حس بویایی مورچه با حس بویایی سگ برابری می کند.

ـ کرم های ابریشم در ۵۶ روز ۸۶ برابر خود غذا می خورند.

ـ زمان بارداری فیل به دو سال می رسد.

در یک سانتی متری پوست شما ۱۲ متر عصب و ۴ متر رگ و مویرگ است.

ـ شدیدترین نعره ها متعلق به وال ها است که برابر با صدای موتور جت است.

ـ وقتی یک نوزاد در حال گریه است با صدای ش....ش.... شما آرام می شود به این دلیل که صدای آبی که اطراف نوزاد در شکم مادر است را برایش تداعی می کند، در ضمن این یکی ازدلایلی است که چرا صدای ساحل دریا به انسان آرامش می دهد.

ـ دلفین ها همانند گرگ ها هنگان خواب چشم هایشان را باز می گذارند.

ـ با نگاه کردن به گوش حیوانات می توانیم به تخم گذار بودن یا بچه زا بودن آنها پی ببریم.. بدین صورت که تخم گذاران گوششان ناپیدا و بچه زایان گوششان نمایان است، تنها یک اسثتنا وجود دارد آن هم نوعی افعی است که بچه زاست اما گوشش دقیق پیدا نیست.

ـ بیشتر سردردهای معمولی از کم نوشیدن آب است.

ـ انسان امروزی به طور متوسط ۶ سال از عمر خود را تلویزیون نگاه می کند و ۶ سال را صرف غذا خوردن می کند و یک سوم را می خوابد.

ـ موش دو پای آفریقایی از میدان دید ۳۶۰ درجه برخوردار است.

ـ مغز انسان تنها ۲ درصد از وزن انسان را تشکیل می دهد ولی ۲۵ درصد اکسیژن دریافتی بدن را به تنهایی مصرف می کند.

- سرعت عطسه یك انسان برابر است با 160 كیلومتر در ساعت

- آب دریا بهترین ماسك صورت است !

- چشم انسان معادل یك دوربین 135 مگا پیكسل عمل می كند !

- 90% سم مار از پروتئین تشكیل شده است !

- مغز در هنگام خواب فعالتر از وقتی است كه تلویزیون می بینید !

- جوانان هندی شادترین و ژاپنی ها افسرده ترین های جهان هستند !

- قوه چشایی پروانه در پاهای آن تعبیه شده است

 

«انواع بوسه...»

انواع بوسه

بوسيدن بشكل پروانه

در روبروي همديگر قرار گيريد به فاصله كمتر از يك نفس و سپس پلك هايتان را بازكنيد و ببنديد در مقابل نفر مقابل.اگر شما اينكار را صحيح انجام دهيداحساس بال زدن دونفره شما يكي خواهد شد در قلبهايتان احساس پرواز را خواهد داشت.

 

بوسه ازگونه

يك بوس دوستانه به معناي اين كه من واقعا شمارا دوست دارم.اولين بوسيدني كه معمولا در قرارهااتفاق مي افتد اين روش ميباشد.دستهايتان را روي شانه طرف مقابل قراردهيد سپس بطور آقاوار لبهايتان را به گونه طرف مقابل تماس دهيد واهسته بگذرانيد.

 

بوسه از لاله گوش

نرمه گوش رابچشيد و مك بزنيد .از مك زدن با صداي بلند خودداري شودچون گوشها حساس به صداي بلند هستند و احساس خوب بوسيدن لاله گوش با آن صدا خنثي ميشود..

بوسه اسكيمويي

در اين حالت صورت دونفر بايستي به اندازه كمتر از يك نفس به هم نزديك شده سپس بيني هاي خودرا به يكديگر بماليد.

بوسه از چشمان

سر طرف مقابل را با دو دستان حود بگيريد و به آرامي سر يار خود را به طرفي كه مي خواهيد ببوسيد حركت دهيدسپس بطور آهسته بوسه خود را بطرف چشمان طرف مقابل خود سوق دهيدويك بوسه محبت آميز از قسمت بالاي چشمان بسته شده بكنيد.

بوسه از پلك

هنگامي كه شريك شما در حال استراحت با چشمان بسته مي باشد خيلي خيلي محترمانه و آهسته بوسه اي از فسمت فوقاني پلكها بكنيد.(يه بوسه خيلي خودماني)

بوسه از انگشتان

هنگام خواب انگشتان طرف مقابلتان را مك بزنيد.اين عمل مي تواند خيلي فريبا و لذت بخش باشد.مجددا لازم است متذكر شوم هم دست محلي آلوده است و هم دهان.

بوسه از پا

يك رفتار شهواني و خيالي. اين عمل ممكن غلغلك دهنده باشد اما ارام باشيد و از اين حركت لذت ببريد.پا ها نيز محلي آلوده هستند بخصوص قسمتي كه در كفشها قرار مي گيرد . البته موافقان ممكن است بگويند قبل از بوسيدن حمام مي كنيم بايد گفت شستن بسيار كمك كننده است ولي بايد بدانيم پا محلي كه احتمال آلودگي ان زياد است.

بوسه از پيشاني

اين بوس به بوس مادرانه يا دوستانه معروف است .بوسه از پيشاني به هر كسي مي تواند آرامش ببخشد. براي اينكار لبان خود را به آرامي باپيشاني طرف مقابل تماس داده و بگذارنيد.

بوسه منجمد
يك بوسه شوخي آميز. براي اينكار يك تكه يخ كوچك را دهان خود بگذاريدسپس دهان خود را باز كنيد و يك بوسه از همسر خود بفرمائيد(البته با زبان خود تكه يخ را تكان دهيد) اين بوسه شهواني فرانسوي مي باشد.

بوسه فرانسوي

در اين نوع از بوسه زبانها با يكديگردرگير مي گردد. اين نوع بوسيدن از آلوده ترين انواع بوسيدن است و جدا بايد از آن امتناع كرد زيرا يكي از راههاي انتقال بيماري است.

بوسه ميوه اي


در اين حالت شما بايد يك تكه ميوه را بين دو لب خود قراردهيد(ميوه هاي آبدار مثل انگور- توت فرنگي - تكه كوچكي از آناناس يا انبه ايده ال هستند)همدستان را ببوسيددر اين حين گاز كوچكي از ميوه بزنيداينكار را ادامه دهيد تا ميوه نيمه شود در اين حال اجازه دهيد آب ميوه بر روي دهانتان جاري شود.اين نوع بوسه باعث شادي همسرتان ميگردد.

 

بوسه از دستان


دست همسرتان را به آرامي تا پيش لبهايتان بالا بياوريدسپس به اهستگي لب خودرا بر پشت دست همسرتان لمس دهيد(منظور اينه كه ماچ كنِيد).البته حالت قديمي اين نوع بوسه به حالت تعظيم وار بود كه نمايش دهنده تسليم مرد در برابر زن بود.كه در فرهنگ غني ايران متداول بود زيرا احترام به همسر جز اصلي روابط زن و شوهر بود.

يه بوسه با مزه

لب خود را با يك نوار چسب ببنديد و سپس توجه همسر خود را جلب كنيد وقتي همسرتان به شما نزديك شد سروصدا اپجاد كنيد بطوري كه مثلا در حال گفتن چيزي هستيد و طوري وانمود كنيد كه نمي توانيد نوار جسب را باز كنيد وقتي كه يار شما نوار چسب را از لب شما باز مي كند تا بفهمد كه شما چه مي گوييد به او بگوييد اين لبها فقط براي يك چير خوب است و سپس يك بوسه آتشي مزاج از او بگيريد.

بوسه از نوع گرم و سرد


زبان همسر خود را بليسيد تا گرم گرم شود . سپس بلافاصله وزش بادي بر روي آن با دهان خود ايجاد نماييداين كار باعث ايجاد سر و صداي شهواني از طرف مقابل خواهد شد.اين نوع بوسه غير بهداشتي است به هيچ وجه توصيه نميگردد.

بوسه بصورت به حروف نوشتن

براي همسر خود يك بوسه در نامه هاي مخصوص اين كار بفرسـتيدو به جاي هر بوسه يك حرف x در يك رديف بنويسيد مثل اين xxxxxxx

بوسه زباني

اندكي قبل از بوسيدن زبان خود را برروي لبهاي همسر خود حركت دهيد و لب بالا يا پايين هم فرقي نمي كند و اين بستگي به موقعيت لبهاي شما دارد و مجددا بايد متذكر شوم اين نوع بوسه احتمال انتقال بيماري را زياد ميكند و با وجوديكه از سلامتي همسر خود مطمئن هستيد ولي ميكرب هاي موجود در دهان ممكن است منجر به سرايت بيماري شود.

بوسه و نوازش كردن گردن

در اين حالت شما بايستي از بالاي گردن همسر خودبه سمت پايين شروع به خوردن نماييد(حالت خوردن )در آخر كار هم يه بوسه جانانه از لبان طرف مقابل بفرمايين.

     

«30 اصل اعتماد به نفس»

30 اصل برای اعتماد به نفس بالا

1- اصل یاد واتکال به خداوند واعتماد به قدرت ویاری و حمایت او
2-اصل آگاهی و اشراف وبصیرت لحظه به لحظه به خود
3-اصل تغییر در الگوها و ایجاد نشانه ها
4-اصل خودیابی(من کیستم؟) وعزت نفس
5-اصل احساس خود شایستگی ، خودسالاری و احساس شخصیت
6-اصل عدم مقایسه خود با دیگران
7- اصل خودباوری و خودمحوری بعداز خدا محوری
8-اصل داشتن هدف و برنامه در زندگی
9-اصل تمیزی و ظاهر
10-اصل تعریف از خود و دیگران
11-اصل تشویق خود و دیگران
12-اصل تعهد به قول و صداقت و راستی
13-اصل عدم انجام عمل خلاف وعذرخواهی
14-اصل نظم و انضباط کاری
15-اصل دانش و تجربه
16-اصل مدیریت زمان
17-اصل مدیریت اولویت ها
18-اصل اقتدار در مقابل ضعف
19-اصل یقین در مقابل تردید
20-اصل احساس رهبری ومدیریت
21-اصل مسـٌولیت پذیری
22-اصل سلامت ونگهداری از جسم
23-اصل تبسم
24-اصل ابراز عشق به دیگران و متذکر شدن ویژگیهای مثبت آنان
25-اصل نگاه به دیگران (در عین تواضع بزرگی خود را حس کنید)
26-اصل عدم تأخیر
27-اصل قاطعیت و گفتن نه
28-اصل عدم شماتت و سرزنش خود و دیگران
29-اصل کمک به دیگران و بخشایش
30-اصل ژست و حالت بدنی

«آهنگ پيشواز صادقي 1390»

كد پيشواز ايرانسل
ديگه مشکي نمي پوشم
از رضا صادقي

 

کد آهنگ پيشواز  سال 1390 از رضا صادقي

 

دليل بودن : 3312595

چراغها را خاموش کن : 3312594

دلم گفت : 3312596

ديگه مشکي نمي پوشم : 3312597

دروغ گفت : 3312598

حق با تو بود : 3312599

خرابم نکن : 3312601

جان دل بندري : 3312600

ايمان يار : 5512940

سرت سلامت : 3312603

خوب بد : 3312602

يادگاري : 3312605

زبون آسمون : 3312606

شير خسته : 3312604

«تفاوت مهدکودک»

در ایران ...

در اروپا. . .

« تست عشق »

تست عشق

آیا شما عاشقید ؟

متن زیر را بخوانید. معشوقتان را تصور کنید و نام معشوقتان را به جای کلمه او بگذارید

حالا اگر با هر عبارت به طور کامل موافق بودید ، عدد 7 ، اگر نسبتا موافق بودید ، عدد 6 ، اگر کمی‌ موافق بودید عدد 5 ، اگر عبارت را هم درست می‌دانستید و هم غلط (یعنی در مورد نظرتان مطمئن نبودید) ، عدد 4 ، اگر با آن کمی ‌مخالف بودید ، عدد 3 ، اگر نسبتا مخالف بودید ، عدد 2 و اگر به‌ طور کامل مخالف بودید عدد 1 را جلو عبارت بنویسید.::: سوال ها :::


1) برای رسیدن به او خیلی عجله دارم.
2) او را خیلی جذاب می‌دانم.
3) او نسبت به بیشتر مردم ، عیب‌های کمتری دارد.
4) برای او هر کاری که لازم باشد ، انجام می‌دهم.
5) به نظر من ، او خیلی دلربا است.
6) دوست دارم احساساتم را با او در میان بگذارم.
7) وقتی با او کاری را انجام می‌دهم ، کار برایم خیلی خوشایند است.
8) دوست دارم که او حتما مال من باشد.
9) اگر اتفاقی برای او بیفتد ؛ خیلی ناراحت می‌شوم.
10) خیلی وقت‌ها به او فکر می‌کنم.
11) خیلی مهم است که او به من علاقه داشته باشد.
12) وقتی با او هستم، کاملا خوشحالم.
13) برایم دشوار است که برای مدتی طولانی از او دور باشم.
14) خیلی به او علاقه دارم.



::: نتیجه :::

راهنمای نمره‌گذاری:
حالا عددهایی را که جلوی هر عبارت گذاشته‌اید ، با هم جمع بزنید.


• شمایی که بالای 89 نمره آورده‌اید ، وضع تان خراب است. شما بدجوری عاشق شده‌اید و اگر صادقانه به پرسش‌ها پاسخ داده‌اید ، در عشق‌تان هیچ شکی نمی‌توان کرد.

• اگر نمره‌تان حول و حوش 78 تا 88 می‌چرخد ، شما هم به احتمال خیلی زیاد عاشق هستید و چیزی نمانده است که در بالای قله عشق بایستید.

• اما اگر نمره‌تان بین 68 تا 77 باشد ، احتمال کمتری وجود دارد که عاشق باشید. اما شما هم به هر حال عاشق‌اید.

• کسانی که از 68 پایین‌تر آورده‌اند ، بهتر است که خودشان را گول نزنند. به احتمال زیاد چندان عاشق نیستند.

• کسانی که از 58 پایین‌ترند ، به‌ هیچ‌ وجه عاشق نیستند. این گروه بهتر است پیشه دیگری برای خودشان دست و پا کنند و یا اسم احساسات رقیق‌شان را نگذارند عشق

«شکایت مهناز افشار»

مهناز افشار از عاملان انتشار بلوتوث‌های غیر واقعی درباره خودش ، به پلیس امنیت اخلاقی شکایت کرد.

آفتاب در خبری که به نظر نمی آید تازه باشد نوشت: مهناز افشار درباره بلوتوث‌هایی که این روزها با نام بلوتوث مهناز افشار در گوشی‌های همراه مبادله می‌شود ، گفت: «خبر انتشار چنین بلوتوث‌هایی از طریق دوستان به دستم رسید و بلافاصله به سردار روزبهانی مراجعه کردم و کمک خواستم که ایشان دستور پی‌گیری فوری داده‌اند و به‌زودی عوامل این کار غیر اخلاقی مشخص خواهند شد.»

وی افزود: «بسیار متأسفم هستم که این گونه بلوتوث‌ها و تصاویر جعلی انتشار یافته است و انتظار دارم که مردم شریف ایران که از آنها توقع بسیاری دارم برای حمایت از هنرمندان از این تصاویر استقبال نکنند.»

افشار تصریح کرد: «در فوتبال یکسری افراد هستند که به آنها تماشاگرنما می‌گویند ، اما نمی‌دانم در عرصه هنر باید آنها را چه بنامیم؟ این افراد بدون دلیل به دنبال ریختن آبروی مردم هستند و فقط مختص به ایران نیست بلکه در تمام دنیا افراد چهره مورد همه‌گونه تهدیدی هستند.»

بازیگر فیلم سینمایی آتش بس در ادامه اظهار داشت: «درخواستم از مردم شریف ایران که نماد غیرت هستند این است که به این بلوتوث‌های جعلی نگاه نکنند و آن را از گوشی‌هایشان پاک کنند تا منتشر نشود.»

افشار گفت: «در ابتدا و انتهای این بلوتوث از دو عکس من استفاده کرده‌اند و تصاویر هم متعلق به خانمی است که کمی چهره‌اش شبیه به من است. باز هم از مردم می‌خواهم که از انتشار چنین تصاویر جعلی جلوگیری کنند و منجر به ایجاد جو روانی بدی برای ما هنرمندان نشوند.»

«دلایل افتخار به ایران...»

چرا و به چه دلایلی باید به ایران افتخار کنیم؟

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سيستم اگو يا فاضلاب را جهت تخليه آب شهري به بيرون از شهر اختراع كرد ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه اسب را به جهان هديه كردند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حيوانات خانگي را تربيت كردند و جهت بهره مندي از آنان استفاده كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مس را كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه آتش را در جهان كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه ذوب فلزات را آغاز كردند ايرانيان بودند در شهر سيلك در اطراف كاشان .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشاورزي را جهت كاشت و برداشت كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه نخ را كشف كردند و موفق به ريسيدن آن شدند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سکه را در جهان ضرب كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه عطر را براي خوشبو شدن بدن ساختند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشتي يا زورق را ساختند ايرانيان بودند به فرمان يكي از پادشاهان زن ايراني.
آيا ميدانيد : اولين ارتش سواره نظام در دنيا توسط سام ايراني اختراع شد با 115 سرباز .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حروف الفبا را ساختند در 7000 سال پيش در جنوب ايران ، ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه شيشه را كشف كردند و از آن براي منازل استفاده كردند ايراينان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه زغال سنگ را كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مقياس سنجش اجسام را كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه به كرويت زمين پي بردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه قاره آمريكا را كشف كردند ايراينان بودند و كريستف كلب و واسكودوگاما بر اثر خواندن كتابهاي ايراني كه در كتابخانه واتيكان بوده به فكر قاره پيمايي افتادند .
آيا ميدانيد : كلمه شاهراه از راهي كه كورش کبير بين سارد پايتخت كارون و پاسارگاد احداث كرد گرفته شده است .
آيا ميدانيد : كورش كبير در شوروي سابق شهري ساخت به نام كورپوليس كه خجند امروزي نام دارد .
آيا ميدانيد : كورش پس از فتح بابل به معبد مردوك رفت و براي ابراز محبت به بابلي ها به خداي آنان احترام گذاشت و در همان معبد كه بيش از 1000 متر بلندي داشت براي اثبات حسن نيت خود به آنان تاج گذاري كرد .
آيا ميدانيد : اولين هنرستان فني و حرفه اي در ايران توسط كورش كبير در شوش جهت تعليم فن و هنر ساخته شد .
آيا ميدانيد : ديوار چين با بهره گيري از ديواري كه كورش در شمال ايران در سال 544 قبل از ميلاد براي جلوگيري از تهاجم اقوام شمالي ساخت ، ساخته شد .
آيا ميدانيد : اولين سيستم استخدام دولتي به صورت لشگري و كشوري به مدت 40 سال خدمت و سپس بازنشستگي و گرفتن مستمري دائم را كورش كبير در ايران پايه گذاري كرد .
آيا ميدانيد : كمبوجبه فرزند كورش بدليل كشته شدن 12 ايراني در مصر و اينکه فرعون مصر به جاي عذر خواهي از ايرانيان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با 250 هزار سرباز ايراني در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از ميلاد به مصر حمله كرد و كل مصر را تصرف كرد و بدليل آمدن قحطي در مصر مقداري بسيار زيادي غله وارد مصر كرد . اكنون در مصر يك نقاشي ديواري وجود دارد كه كمبوجيه را در حال احترام به خدايان مصر نشان ميدهد . او به هيچ وجه دين ايران را به آنان تحميل نكرد و بي احترامي به آنان ننمود .
آيا ميدانيد : داريوش کبير با شور و مشورت تمام بزرگان ايالتهاي ايران كه در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهي برگزيده شد و در بهار 520 قبل از ميلاد تاج شاهنشاهي ايران رابر سر تهاد و براي همين مناسبت 2 نوع سكه طرح دار با نام داريك ( طلا ) و سيكو ( نقره )
را در اختيار مردم قرار داد كه بعدها رايج ترين پولهاي جهان شد .
آيا ميدانيد : داريوش كبير طرح تعلميات عمومي و سوادآموزي را اجباري و به صورت كاملا رايگان بنيان گذاشت كه به موجب آن همه مردم مي بايست خواندن و نوشتن بدانند كه به همين مناسبت خط آرامي يا فنيقي را جايگزين خط ميخي كرد كه بعدها خط پهلوي نام گرفت . ( داريوش به حق متعلق به زمان خود نبود و 2000 سال جلو تر از خود مي انديشيد . )
آيا ميدانيد : داريوش در پايئز و زمستان 518 - 519 قبل از ميلاد نقشه ساخت پرسپوليس را طراحي كرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با كمك چندين تن از معماران مصري بروي كاغد آورد .
آيا ميدانيد : داريوش بعد از تصرف بابل 25 هزار يهودي برده را كه در آن شهر بر زير يوق بردگي شاه بابل بودند آزاد كرد ..
آيا ميدانيد : داريوش در سال دهم پادشاهي خود شاهراه بزرگ كورش را به اتمام رساند و جاده سراسري آسيا را احداث كرد كه از خراسان به مغرب چين ميرفت كه بعدها جاده ابريشم نام گرفت .
آيا ميدانيد : اولين بار پرسپوليس به دستور داريوش كبير به صورت ماكت ساخته شد تا از بزرگترين كاخ آسيا شبيه سازي شده باشد كه فقط ماكت كاخ پرسپوليس 3 سال طول كشيد و کل ساخت کاخ ?? سال به طول انجاميد .
آيا ميدانيد : داريوش براي ساخت كاخ پرسپوليس كه نمايشگاه هنر آسيا بوده 25 هزار كارگر به صورت 10 ساعت در تابستان و 8 ساعت در زمستان به كار گماشته بود و به هر استادكار هر 5 روز يكبار يك سكه طلا ( داريك ) مي داده و به هر خانواده از كارگران به غير از مزد آنها روزانه 250 گرم گوشت همراه با روغن - كره - عسل و پنير ميداده است و هر 10 روز يكبار استراحت داشتند .
آيا ميدانيد : داريوش در هر سال براي ساخت كاخ به كارگران بيش از نيم ميليون طلا مزد مي داده است كه به گفته مورخان گران ترين كاخ دنيا محسوب ميشده . اين در حالي است كه در همان زمان در مصر كارگران به بيگاري مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد كه با شلاق نيز همراه بوده است .
آيا ميدانيد : تقويم كنوني ( ماه 30 روز ) به دستور داريوش پايه گذاري شد و او هياتي را براي اصلاح تقويم ايران به رياست دانشمند بابلي "دني تون" بسيج كرده بود . بر طبق تقويم جديد داريوش روز اول و پانزدهم ماه تعطيل بوده و در طول سال داراي 5 عيد مذهبي و 31 روز تعطيلي رسمي كه يكي از آنها نوروز و ديگري سوگ سياوش بوده است .
آيا ميدانيد : داريوش پادگان و نظام وظيفه را در ايران پايه گزاري كرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزير بايد به خدمت بروند و تعليمات نظامي ببينند تا بتوانند از سرزمين پارس دفاع كنند .
آيا ميدانيد : داريوش براي اولين بار در ايران وزارت راه - وزارت آب - سازمان املاك -سازمان اطلاعات - سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنيان نهاد .
آيا ميدانيد : اولين راه شوسه و زير سازي شده در جهان توسط داريوش ساخته شد .
آيا ميدانيد : داريوش براي جلوگيري از قحطي آب در هندوستان كه جزوي از امپراطوري ايران بوده سدي عظيم بروي رود سند بنا نهاد .
آيا ميدانيد : فيثاغورث كه بدلايل مذهبي از كشور خود گريخته بود و به ايران پناه آورده بود توسط داريوش كبير داراي يك زندگي خوب همراه با مستمري دائم شد .
آيا ميدانيد : در طول سلطنت داريوش كبير 242 حكمران بر عليه او شورش كرده بودند و او پادشاهي بوده كه با 242 مورد شورش مقابله كرد و همه را بر جاي خود نشاند و عدالت را در سرتاسر ايران بسط داد . او در سال آخر پادشاهي به اندازه 10 ميليون ليره انگلستان ذخيره مالي در خزانه دولتي بر جاي گذاشت .

*** داريوش در سال 521 قبل از ميلاد فرمان داد : من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پايين اجتماع خشنود نيستم .. ***

ياد آنان گرامي . شايد ما ذره اي ميهن پرستي را از آنان بياموزيم.

حالا با افتخار فریاد بزنید که ایرانیم...

«همه چیز سیاه»

معلم گفت: بنويس "سياه" و پسرك ننوشت !

معلم گفت: هر چه مي داني بنويس !

و پسرك گچ را در دست فشرد ...

معلم عصباني بود و گفت : املاي آن را نمي داني؟!!

سياه آسان بود و پسرك چشمانش را به سطل قرمز رنگ كلاس دوخته بود ...

معلم سر او داد كشيد و پسرك نگاهش را به دهان قرمز رنگ معلم دوخت !
و باز جوابي نداد. معلم به تخته كوبيد و پسرك نگاه خود را به سمت انگشتان مشت شده معلم چرخاند و سكوت كرد ...

معلم بار ديگر فرياد زد: بنويس گفتم هر چه مي داني بنويس...!

و پسرك شروع به نوشتن كرد :

كلاغها سياهند ، پيراهن مادرم هميشه سياه است، جلد دفترچه خاطراتم سياه رنگ است و كيف پدر هم سياه بود، قاب عكس پدر يك نوار سياه دارد.

مادرم هميشه مي گويد : پدرت وقتي مرد موهايش هنوز سياه بود چشمهاي من سياه است و شب سياهتر. يكي از ناخن هاي مادر بزرگ سياه شده است و قفل در خانمان سياه است.

بعد اندكي ايستاد رو به تخته سياه و پشت به كلاس و سكوت آنقدر سياه بود كه پسرك دوباره گچ را به دست گرفت و نوشت : تخته مدرسه هم سياه است و خود نويس من با جوهر سياه مي نويسد ...

گچ را كنار تخته سياه گذاشت و بر گشت ، معلم هنوز سرگرم خواندن كلمات بود و پسرك نگاه خود را به بند كفشهاي سياه رنگ خود دوخته بود ...

معلم گفت : بنشين.

پسرك به سمت نيمكت خود رفت و آرام نشست و معلم كلمات درس جديد را روي تخته مي نوشتو تمام شاگردان با مداد سياه در دفتر چه مشقشان رو نويسي مي كردند ...

اما پسرك مداد قرمزي برداشت و از آن روزمشقهايش را با مداد قرمز نوشت و معلم ديگر هيچگاه او را به نوشتن كلمه سياه مجبور نكرد و هرگز از مشق نوشتنش با مداد قرمز ايراد نگرفت.و پسرك مي دانست كه قلب یک معلم واقعی هرگز سياه نيست...

«سفره هفت سین حسابی»

انیشتين بر سر سفره هفت سين دكتر حسابي

در زمان تدریس در دانشگاه پرینستون دکتر حسابى تصمیم مى‌گیرد سفره هفت سینى براى انیشتین و جمعى از بزرگترین دانشمندان دنیا از جمله «بور»، «فرمى»، «شوریندگر» و «دیراگ» و دیگر استادان دانشگاه بچیند و آنها را براى سال نو دعوت کند…

آقاى دکتر خودش کارتهاى دعوت را طراحى مى‌کند و حاشیه آن را با گل‌هاى نیلوفر که زیر ستون‌هاى تخت جمشید هست تزئین مى‌کند و منشا و مفهوم این گلها را هم توضیح مى‌دهد. چون مى‌دانست وقتى ریشه مشخص شود براى طرف مقابل دلدادگى ایجاد مى‌کند.

دکتر مى‌گفت: «براى همه کارت دعوت فرستادم و چون مى‌دانستم انیشتین بدون ویالونش جایى نمى‌رود تاکید کردم که سازش را هم با خود بیاورد. همه سر وقت آمدند اما انیشتین 20 دقیقه دیرتر آمد و گفت چون خواهرم را خیلى دوست دارم خواستم او هم جشن سال نو ایرانیان را ببیند. من فورا یک شمع به شمع‌هاى روشن اضافه کردم و براى انیشتین توضیح دادم که ما در آغاز سال نو به تعداد اعضاى خانواده شمع روشن مى‌کنیم و این شمع را هم براى خواهر شما اضافه کردم.»

به هر حال بعد از یک سرى صحبت‌هاى عمومى ‌انیشتین از من خواست که با دمیدن و خاموش کردن شمع‌ها جشن را شروع کنم. من در پاسخ او گفتم: ایرانى‌ها در طول تمدن 10 هزار ساله‌شان حرمت نور و روشنایى را نگه داشته‌اند و از آن پاسدارى کرده‌اند. براى ما ایرانى‌ها شمع نماد زندگیست و ما معتقدیم که زندگى در دست خداست و تنها او مى‌تواند این شعله را خاموش کند یا روشن نگه دارد.

آقاى دکتر مى‌خواست اتصال به این تمدن را حفظ کند و مى‌گفت بعدها انیشتین به من گفت: «وقتى برمى‌گشتیم به خواهرم گفتم حالا مى‌فهمم معنى یک تمدن 10هزارساله چیست. ما براى کریسمس به جنگل مى‌رویم درخت قطع مى‌کنیم و بعد با گلهاى مصنوعى آن را زینت مى‌دهیم اما وقتى از جشن سال نو ایرانى‌ها برمى‌گردیم همه درختها سبزند و در کنار خیابان گل و سبزه روییده است.»

بالاخره آقاى دکتر جشن نوروز را با خواندن دعاى تحویل سال آغاز مى‌کند و بعد این دعا را تحلیل و تفسیر مى‌کند. به گفته وی همه در آن جلسه از معانى این دعا و معانى ارزشمندى که در تعالیم مذهبى ماست شگفت زده شده بودند.

بعد با شیرینى هاى محلى از مهمانان پذیرایى مى‌کند و کوک ویلون انیشتین را عوض مى‌کند و یک آهنگ ایرانى مى‌نوازند. همه از این آوا متعجب مى‌شوند و از آقاى دکتر توضیح مى‌خواهند. ایشان مى‌گویند موسیقى ایرانى یک فلسفه، یک طرز تفکر و بیان امید و آرزوست. انیشتین از آقاى دکتر مى‌خواهد که قطعه دیگرى بنوازند. پس از پایان این قطعه که عمدأ بلندتر انتخاب شده بود انیشتین که چشمهایش را بسته بود چشم‌هایش را باز کرد و گفت: «دقیقا من هم همین را برداشت کردم و بعد بلند شد تا سفره هفت سین را ببیند.»

آقاى دکتر تمام وسایل آزمایشگاه فیزیک را که نام آنها با “س” شروع مى‌شد توى سفره چیده بود و یک تکه چمن هم از باغبان دانشگاه پرینستون گرفته بود. بعد توضیح مى‌دهد که این در واقع هفت چین یعنى 7 انتخاب بوده است. تنها سبزه با «س» شروع مى‌شود به نشانه رویش. ماهى با «م» به نشانه جنبش، آینه با «آ» به نشانه یکرنگى، شمع با «ش» به نشانه فروغ زندگى و …

همه متعجب مى‌شوند و انیشتین مى‌گوید آداب و سنن شما چه چیزهایى را از دوستى، احترام و حقوق بشر و حفظ محیط زیست به شما یاد مى‌دهد. آن هم در زمانى که دنیا هنوز این حرفها را نمى‌زد و نخبگانى مثل انیشتین، بور، فرمى‌ و دیراک این مفاهیم عمیق را درک مى‌کردند.

بعد یک کاسه آب روى میز گذاشته بود و یک نارنج داخل آب قرار داده بود. آقاى دکتر براى مهمانان توضیح مى‌دهد که این کاسه 10هزارسال قدمت دارد. آب نشانه فضاست و نارنج نشانه کره زمین است و این بیانگر تعلیق کره زمین در فضاست. انیشتین رنگش مى‌پرد عقب عقب مى‌رود و روى صندلى مینشیند

از او مى‌پرسند که چه اتفاقى افتاده؟

مى‌گوید : «ما در مملکت خودمان 200 سال پیش دانشمندى داشتیم که وقتى این حرف را زد کلیسا او را به مرگ محکوم کرد اما شما از 10 هزار سال پیش این مطلب را به زیبایى به فرزندانتان آموزش مى‌دهید. علم شما کجا و علم ما کجا؟!»

خیلى جالب است که آدم به بهانه نوروز یا هر بهانه خوب دیگر، فرهنگ و اعتبار ملى خودش را به جهانیان معرفى کند.


به نقل از كتاب خاطرات مهندس ایرج حسابی

«انیشتین ایرانی است!»

به گزارش سرویس دانش و فناوری برنا، دانشمند جوان ایرانی، با تصدی بر کرسی استادی دانشگاه پرینستون- جایگاهی که پس از انیشتین در اختیار فرد دیگری قرار داده نشد- دنیا را با این سوال مواجه کرده است که آیا انیشتین بعدی، یک ایرانی خواهد بود؟

نیما ارکانی حامد در حال حاضر استاد دانشگاه هاروارد و دارای کرسی استادی در دانشگاه پرینستون است. این کرسی از سال 1933 تا 1955 در انحصار آلبرت انیشتن بوده است.

پس از اعلام نظریه عملکرد جهان ارکانی، از او دعوت شده که در طرح تونل شتاب دهنده سوئیس (LHC) که با هزینه بالغ بر 5 میلیارد دلار ساخته شده، رهبری آزمایش ها را بر عهده داشته باشد.

تلاش نظریه ابر ریسمان که اخیرا اعلام شده، در این است که توضیح دهد ذرات، کوچکترین ماده تشکیل دهنده مواد نیستند بلکه حلقه های مرتعشی که ریسمان نامیده می شوند، کوچکترین بخش به حساب می آیند.

دکتر ارکانی با تکمیل این نظریه عقیده دارد که این ریسمان ها در 11 بعد در حال ارتعاش هستند که ما فقط 3 بعد از آن را می توانیم مشاهده کنیم، وجود بعد دیگری هم به نام بعد زمان به اثبات رسیده و تا به امروز در مورد 7 بعد دیگر توضیح کاملی ارائه نشده است.

ارکانی به همراه دو فیزیک دان دیگر به نام های دیموپلوس (Dimopoulos) و والی(Dvali) در مورد این ابعاد نظریه ای ارائه کرده اند که می گوید این ابعاد بزرگتر از آن چیزی هستند که تاکنون تصور می شود و از آن جایی که تنها نیروی گرانش بر آنها اثر می گذارد، قابل دیدن نیستند.

تئوری دکتر ارکانی که به همراه دو فیزیکدان دیگر معرفی شده به عنوان مدل ADD، (Arkani-Dvali-Dimopoulos) شناخته می شود.

اکنون ارکانی و همکارانش امیدوارند بتوانند به کمک  شتاب دهنده هاردن (LHC) مدل خود را اثبات کنند. اثبات این نظریه می تواند تحول بسیار بزرگی در فیزیک ذرات به وجود بیاورد.

«استفاده از هندزفری»

 هنگام مكالمه با تلفن همراه از هندزفري استفاده كنيد

بر اساس آخرين يافته‌هاي علمي، دارندگان تلفن همراه هنگام مكالمه بهتر است علاوه بر كوتاه كردن زمان صحبت، از ابزارهاي جانبي نظير هندزفري يا بلندگوي تلفن همراه براي كاهش مدت زمان قرار گرفتن اين وسيله در جوار مغز استفاده كنند.


به گزارش بخش خبر شبکه فن آوري اطلاعات ايران از فارس، «هنري لي» از دانشگاه واشنگتن با انتشار مقاله‌اي اظهار داشت: تلفن همراه وسيله مناسبي براي مكالمه نيست زيرا صحبت كردن با اين وسيله به اندامهاي داخلي گوش فشار وارد مي كند و موجب اختلال در شنوايي مي‌شود.

به گفته وي، در آزمايشي كه روي 47 داوطلب انجام شد، محققان به هر نفر دو گوشي همراه دادند و از آنها خواستند كه هر دو گوشي را همزمان روي گوش خود قرار دهند، بدون آنكه اين افراد بدانند تلفن روي گوش سمت چپ خاموش است و از تلفن روي گوش سمت راست بمدت 5 ثانيه صداي آرام ضبط شده‌اي پخش مي‌شد. جالب اينجاست كه فرد آزمايش شونده صدا را مي‌شنيد اما نمي‌دانست كه صدا از كدام گوشي است.

اين آزمايش نشان داد كه استفاده از تلفن همراه مانع تحريك مراكز شنوايي در مغز شده و در نتيجه باعث اختلال در شنوايي مي‌شود.
چند دقيقه پس از اتمام آزمايش بررسي دقيق مغز اين افراد نشان داد كه بر اثر تشعشعات تلفن همراه فعاليت‌هاي مغزي آنها بالا رفته و باعث مي‌شود سوخت و ساز گلوكز (قند خون) كه سلولهاي مغزي را تغذيه مي‌كنند افزايش يابد. اين نوع افزايش سوخت و ساز، واكنشهاي غير طبيعي مغزي را به دنبال دارد.

«لي» در ادامه مي‌افزايد: در آزمايشات ديگر معلوم شد افزايش سوخت و ساز در مغز بستگي به ميزان و نوع تشعشات ، طراحي گوشي، بعد مسافت نسبت به مراكز مخابراتي و تعداد افرادي كه همزمان در حال صحبت كردن با تلفن همراه هستند نيز دارد و وجود اين عوامل متعدد مانع از آن مي‌شود كه پژوهشگران در اين زمينه به يك نتيجه واحد و قطعي برسند.

«نورا ول كو» مؤسس انستيتو پژوهشي «عوارض دارويي» در مطالعاتش در اين زمينه به اين نتيجه رسيده است كه مغز انسان به امواج الكترومغناطيس كه از تلفن همراه ساطع مي‌شود، حساس است و اين امر موجب بروز اختلال در نواحي تحت تأثير مغز مي‌شود. البته اين عوارض بسته به نوع گوشي و چگونگي نگهداشتن آن روي گوش متفاوت است.
زماني كه گيرنده آنتن‌هاي اين تلفن‌ها در قسمت پائين گوشي قرار گرفته باشد هنگام استفاده، سطوح پيچيده مغز در ناحيه پيشاني و درست پشت چشمها و در ناحيه شقيقه‌ها با تشعشات الكترومغناطيس درگير مي‌شوند.

در حال طبيعي وقتي مغز فعال مي‌شود سوخت و ساز گلوكز در سطوح مغز در حدود 7 درصد افزايش مي‌يابد ولي هنگام صحبت كردن با تلفن همراه اين فرآيند به ميزان 10 درصد صعود مي‌كند.
«ول‌كو» همچنين معتقد است در اين مرحله از پژوهشها محققان هنوز بطور قطع نمي‌دانند كه اين تشعشات و افزايش سوخت و ساز در مغز، آيا خطرات باليني هم به همراه دارد يا خير و آيا سبب بروز بيماري خاصي مي‌شود. مهم‌تر از همه، آيا اين تشعشات بر مغز در حال رشد كودكان و نوجوانان تأثير مي‌گذارد.

وي در ادامه افزود: من شخصا دوست ندارم كاركرد مغزم بوسيله يك عامل غير طبيعي تحت تأثير قرار گيرد و توصيه مي‌كند براي جلوگيري از عوارض احتمالي استفاده از گوشي همراه مي‌توان از راهكارهاي ساده و كم هزينه‌اي مثل استفاده از پيغام‌گير تلفن، پيامك و هندز‌فري كه بوسيله يك سيم نازك به گوشي متصل است استفاده كرد و تا حد زيادي از قرار گرفتن مغز بطور مستقيم در معرض تشعشعات تلفن همراه جلوگيري كرد.
با اين روش همه مردم بدون محدوديت مي‌توانند در زندگي روزمره خود از تلفن همراه استفاده كنند.

«انیشتن شیعه بود؟»

آلبرت اینشتین در رساله­ ی پایانی عمر خود با عنوان : دی ارکلرونگ"، یعنی : بیانیه" ، که در سال 1954 ( =1333ش ) آن را در آمریکا و به آلمانی نوشته است اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح می­ دهد و آن را کامل­ ترین و معقول­ ترین دین می­داند. این رساله در حقیقت همان نامه نگاری محرمانه­ ی اینشتین با آیت ­الله العظمی بروجردی (فوت 1340 ش = 1961 م) است که توسط مترجمین برگزیده ­ی شاه ایران و به صورت محرمانه صورت پذیرفته است.

اینشتین در این رساله "نظریه نسبیت" خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از نهج­ البلاغه و بیش از همه بحارالانوار علامه­ ی مجلسی (که از عربی به انگلیسی و ... توسط حمیدرضا پهلوی (فوت 1371 ش) و ... ترجمه و تحت نظر آیت الله بروجردی شرح می­ شده تطبیق داده و نوشته که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمی­ شود و تنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه پیچیده "نسبیت" را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان نفهمیده­اند. از آن جمله حدیثی است که علامه مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم (ص) نقل می­کند که : هنگام برخاستن از زمین دامن یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی می­خورد و آن ظرف واژگون می­شود. اما بعد از این که پیامبر اکرم (ص) از معراج جسمانی باز می­گردند مشاهده می­کنند که پس از گذشت این همه زمان هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است ... اینشتین این حدیث را از گران بهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه­ ی "انبساط و نسبیت زمان" دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن می­نویسد....

«برهنه و لخت اما نجیب...»

در انگلستان قرون وسطی و در قرن یازدهم میلادی , در شهر کاونتری , لئوفریک , ارل مرسیا , دوک کاونتری مالیات سنگینی را برای مردم تعیین کرده بود همسر دوک کاونتری انگلیس زنی از طبقات ممتاز جامعه و در عین حال خیلی محبوب و محترم بود. وقتی ظلم شوهر و مالیات سنگینی که باعث بدبختی مردم شده بود،را مشاهده کرد . اصرار زیادی به شوهرش کرد تا مالیات را کم کند ولی شوهرش که دخالت زن را در امور حکومتی خود بر نمی تافت , از این کار سرباز می زد. سرانجام دوک کاونتری به شرطی قبول کرد که مالیات ها را کاهش دهد که گودیوا برهنه دور تا دور شهر را بگردد , او تصور میکرد که همسرش با شنیدن این شرط برای همیشه عطای مداخله در امور سیاست و مملکت داری را به لقای آن ببخشد ولی دوک هرگز فکر نمیکرد که همسرش شرط را پذیرفته و به اجرا بگذارد .خبرش در شهر می پیچد، در روز موعود گودیوا سوار یک اسب در حالی که همه پوشش بدنش فقط موهای ریخته شده روی سینه اش بود در شهر چرخید، ولی مردم شهر به احترام این زن مهربان آن روز، هیچکدام از خانه بیرون نیامدند و تمام درها و پنجره ها را هم بستند. لیدی گودیوا تمام شهر ی را که در آن پرنده پر نمیزد پیمود و برای دوک کاونتری چاره ای جز برداشتن بار مالیات های گزاف از دوش مردم , باقی نماند. در تاریخ انگلیس و کاونتری بانو گودیوا به عنوان یک زن نجیب و شریف جایگاه بالایی دارد و مجسمه اش در کاونتری ساخته شده است.

«مادر زن بی مادر زن»

زنى سه دختر داشت كه هر سه ازدواج كرده بودند.يكروز تصميم گرفت ميزان علاقه‌اى كه دامادهايش به او دارند را ارزيابى كند.يكى از دامادها را به خانه‌اش دعوت كرد و در حالى كه در كنار استخر قدم مى‌زدند.از قصد وانمود كرد كه پايش ليز خورده و خود را درون استخر انداخت.دامادش فوراً شيرجه رفت توى آب و او را نجات داد.فردا صبح يك ماشين پژو ٢٠٦ نو جلوى پاركينگ خانه داماد بود و روى شيشه‌اش نوشته بود: «متشكرم! از طرف مادر زنت»
زن همين كار را با داماد دومش هم كرد و اين بار هم داماد فوراً شيرجه رفت توى آب وجان زن را نجات داد.داماد دوم هم فرداى آن روز يك ماشين پژو ٢٠٦ نو هديه گرفت كه روى شيشه‌اش نوشته بود: «متشكرم! از طرف مادر زنت»
نوبت به داماد آخرى رسيد.زن باز هم همان صحنه را تكرار كرد و خود را به داخل استخر انداخت.امّا داماد از جايش تكان نخورد.او پيش خود فكر كرد وقتش رسيده كه اين پيرزن از دنيا برود پس چرا من خودم را به خطر بياندازم.همين طور ايستاد تا مادر زنش درآب غرق شد و مرد.فردا صبح يك ماشين بى‌ام‌و كورسى آخرين مدل جلوى پاركينگ خانه داماد سوم بود كه روى شيشه‌اش نوشته بود: «متشكرم! از طرف پدر زنت»

«دانستنی های گوگل»

ظرف چند سال گذشته گوگل با تغییراتی که در مدیریت و محصولات خود داده است، جایگاه خود را به عنوان امپراطور آینده دنیای وب تثبیت کرده است. گوگل از یک پروژه تحقیقاتی دانشجویی اکنون به یکی از سودآورترین شرکت های فعال در زمینه فناوری اطلاعات تبدیل شده است که هر ساله بیلیون ها دلار سود عاید سهامداران خود می کند. گوگل با ورود به عرصه تلفن همراه، سیستم عامل رایانه و در آخرین حرکت خود ارایه ی پرسرعت ترین سرویس اینترنت broadband به هزاران شهروند آمریکایی، می رود تا همچنان یکه تاز در دنیای فناوری اطلاعات و ارتباطات باشد.
ما هر روز با موتور جستجوی بی نظیر گوگل کار می کنیم، اما گوگل محصولات منحصر بفرد دیگری هم دارد که شاید برای خیلی از کاربران اینترنتی ناآشنا باشند. دراین مطلب ۱۰ ابزار کاربردی و تقریبا ناشناخته ی گوگل که می توانند زندگی آنلاین شما را راحت تر و خوشایندتر کنند معرفی می گردند.

Aardvark در واقع یک موتور جستجوی اجتماعی است که به شما کمک می کند تا کسانی را بیابید که می توانند به سوالات شما در زمینه های گوناگون پاسخ دهند! در واقع وقتی شما از Aardvark سوال خود را می پرسید، این موتور جستجو در شبکه دوستان شما به دنبال شخصی می گردد که قادر به پاسخ گویی به سوال شما می باشد و پس از یافتن شخص مورد نظر، جواب سوالتان را به آی دی شما یا پروفایل تان در Aardvark ارسال می کند. این سرویس چند روز گذشته یعنی در 11 فوریه توسط گوگل خریداری شد!

Google Sets در واقع ابزاری ساده اما فوق العاده کاربردی است. این سرویس از مثال هایی که شما برایش تعریف می کنید مجموعه هایی مرتبط ایجاد می کند. به عنوان مثال فرض کنید شما قصد دارید لیستی از برنامه های تلویزیونی محبوب را داشته باشید، کافی است نام چند برنامه تلویزیونی محبوب را که می شناسید به این سرویس بدهید تا گوگل لیست را برای شما کامل کند. به همین سادگی!

فرض کنید شما به دنبال ویدئوهایی هستید که در آنها به موضوعات خاصی پرداخته شده است. در اینجاست که Google Audio Indexing سرویس خارق العاده گوگل در پردازش و نشانه گذاری صوتی به کمک شما می آید. این سرویس صدای تمامی ویدئوهای یوتیوب را بدقت پردازش و ایندکس می کند و شما قادرید با جستجوی کلمات کلیدی مورد نظرتان یه ویدئوی دلخواهتان در کمترین زمان ممکن دسترسی پیدا کنید. البته این سرویس در مراحل اولیه است و در حال حاضر فقط در حیطه ویدئوهای سیاسی کار می کند اما قرار است در آینده گسترش بیشتری داشته باشد.

اخبار در گذر زمان چگونه تغییر می کنند؟ این تغییرات را می توانید در Google News Timeline دنبال کنید. نتایج در یک جدول زمانی همراه با مقالات، تصاویر و ویدئوها نمایش داده می شوند.

  • Living Storiesاز آنجایی که اخبار روزنامه های مهم در News Timeline موجود نیستند، گوگل با همکاری دو روزنامه مهم و پرتیراژ آمریکا یعنی نیویورک تایمز و واشنگتن پست سرویس Google Living Stories را رایه نموده اند. البته این سرویس آزمایشی است و اخبار آن از یک هقته گذشته بروز نشده است اما نکته جالب اینجاست که کد این سرویس به صورت متن باز در اختیار توسعه دهندگان قرار گرفته است و می توانید کد آن را به همراه اطلاعات بیشتر از اینجا دریافت نمایید.
  • City Toursاگر قصد دارید به مسافرت بروید و از یک شهر بزرگ دیدن کنید، اما هیچ اطلاعی از اماکن و نقاط دیدنی آن شهر ندارید، سری به سرویس Google City Tours بزنید. نام شهری که مسافرتتان از آنجا شروع می شود را وارد کنید و منتظر گوگل بمانید. جواب گوگل فوق العاده است! این موتور جستجو برای شما یک برنامه سفر تهیه می کند که در آن مسیرها و مدت زمان مورد نیاز برای مشاهده هر مکان گنجانده شده است. حالا با خیال راحت به هر کجا که می خواهید سفر کنید!
  • Image Swirlبعد از اینکه مایکروسافت موتور جستجوی تصاویر Bing را معرفی کرد، گوگل نیز تصمیم گرفت تا دوباره سرویس Image Swirl خود را احیا کند. در این سرویس تصاویر بر اساس روابط و مشابهت های ظاهری و معنایی دسته بندی می شوند. بدین ترتیب یافتن تصاویر مورد نظر بسیار سهل ترو سریع تر انجام می شود.
  • Dictionaryفرهنگ لغات فراوانی در وب و بصورت آنلاین موجود است. اما Google Dictionary خدمات متمایزی را به شما ارائه می کند. از جمله تعریف، آواشناسی، کلمات متصاد و مترادف، زبان های مرتبط )اگر کلمه مورد نظر در زبان های دیگر نیز معنا داشته باشد( و در صورت وجود تصویر مرتبط.
  • SquaredSquared یکی از جذاب ترین سرویس های گوگل است )البته در خارج از ایران!(. فرض کنید شما به دنبال لیست موزه های شهر لندن هستید. Squared جدولی از نام، توضیحات، آدرس، تصویر و شماره تلفن موزه های شهر لندن را برای شما ایجاد می کند. شما حتی می توانید ستون های مورد نظر خود را نیز به لیست اضافه کنید مانند ساعت شروع و پایان کار موزه. چنانچه اطلاعاتی نیز در پایگاه داده گوگل یافت نشود می توانید آنها را شخصا اضافه کنید و پایگاه داده گوگل را توسعه دهید!
  • Fast Flipاگر شما نیز به اخبار علاقمندید و مایلید آنها را بصورت آنلاین مطالعه کنید اما زمان کافی برای مرور همه آنها ندارید، سرویس Fast Flip گوگل می تواند کمک قابل در این زمینه برای شما باشد.
  • «گوشیت خیس شده؟»

    وقتی گوشی در آب می افتد :

    این بلا ممكن است سر هر كسی بیاید. چنانچه گوشی شما در آب سقوط كرد یا اینكه در هر جای خیس یا مرطوب دیگری افتاد یا حتی اگر یک دوش حسابی هم گرفت برای شروع عملیات نجات آن قبل از هر چیز ، در ابتدا باطری آن را خارج كنید. سپس آن را به آرامی با یك حوله خشك كنید. مرحله بعد این است كه گوشی را درون یك ظرف پر از برنج خام و خشك قرار دهید. برنج یكی از بهترین جذب كننده های رطوبت است. كافی است گوشی شما یكی دو روز درون برنج ها مدفون باشد تا تمام رطوبت آن خارج شود. جالب است بدانید پس از اینکه گوشی شما طی زمان ذكر شده در داخل ظرف برنج استراحت كرد، پس از رطوبت زدایی كامل مثل روز اول كار می كند و بدون هیچ مشکلی قابل استفاده میگردد. البته شاید این راهكار كمی عجیب بنظر برسد ولی كاملا كاربردی و قابل انجام است.

    «حافظ در قرن 21»

    گفتم: بگو، ز ساقی حالا شده چه کاره؟

    گفتا: شدست منشی در دفتر اداره

    گفتم: بگو، ز زاهد آن رهنمای منزل

    گفتا: که دست خود را بردار از سر دل

    گفتم: ز ساربان گو با کاروان غم ها

    گفتا: آژانس دارد با تور دور دنیا

    گفتم: بکن ز محمل یا از کجاوه یادی

    گفتا: پژو، دوو، بنز یا گلف نوک مدادی

    گفتم: که قاصدک کو آن باد صبح شرقی؟

    گفتا: که جای خود را داده به فاکس برقی

    گفتم: بیا ز هدهد جوییم راه چاره

    گفتا: به جای هدهد، دیش است و ماهواره

    گفتم: سلام ما را باد صبا کجا برد؟

    گفتا: به پست داده، آورد یا نیاورد؟

    گفتم: بگو، ز مشک آهوی دشت زنگی

    گفتا: که ادکلن شد در شیشه های رنگی

    گفتم: سراغ داری میخانه ای حسابی؟

    گفتا: آنچه بود هم گشته چلوکبابی

    گفتم: بیا دوتایی لب تر کنیم پنهان

    گفتا: نمی هراسی از چوب پاسبانان؟

    گفتم: شراب نابی تو دست و پا نداری؟

    گفتا: که جاش دارم وافور با نگاری

    گفتم: بلند بوده موی تو آن زمان ها

    گفتا: به حبس بودم از ته زدند آنها

    گفتم: شما و زندان؟ حافظ ما رو گرفتی؟

    گفتا: ندیده بودم هالو به این خرفتی!

    «زن زیباتر،مرگ زودتر»

    يک بررسي علمي نشان مي‌‌دهد، مرداني که همسران زيبا دارند. عمرشان کوتاه‌تر است.
    براساس اين بررسي که بر روي سه‌هزار و 509 مرد که همسران‌شان زيبا هستد،

     انجام شده، هر چه زيبايي زنان بيشتر باشد، مرد آنها در سن پايين‌تري از دنيا رخت

     بربسته است. اين بررسي نشان مي‌دهد حتي زناني که فقط 20درصد از زيبايي 

    بهره داشته‌اند،در ابتداي زندگي يا اواسط آن بيوه شده‌اند.

    برخلاف آن، زناني که از زيبايي ، بهره کمتري برده‌اند، شوهران آنها عمر بيشتري

    نسبت به شوهران زنان زيبا داشته‌اند.

    اين بررسي نشان مي‌‌دهد، 80 درصد مرداني که از همسران زيبايي برخوردار هستند

    در قبال آنها مسئوليت سنگيني را در خانه و محل کار و خيابان بر دوش دارند.

    در اين رابطه نيز روانشناسان معتقدند، به گمان برخي افراد، خوشبختي و آسايش دروني ،

    بستگي خاصي به زيبايي دارد. اما برعکس اين قضيه مردان زيادي هستند که نسبت به واکنش

     ديگران به همسران زيبارويشان حسادت نشان مي‌دهند و در واقع با دو مسئله در آن

     واحد مواجه هستند و نمي‌توانند آن دو را (زيبايي و خوشبختي) را از هم جدا کنند.

    «نازک ترین حصار...»

    نوعی ماهی کپور (به اسم کیوسا) در ژاپن وجود داره ، که به اندازه ی محیط اش رشد میکنه !

    یعنی اگر در حوض یا یک استخر کوچک باشه ، حداکثر در حدود 5 تا 7 سانتی متر ...

    ولی اگر توی دریا یا اقیانوس باشه ، سه یا چهار برابر (گاها تا 25 سانتی متر ) رشد میکنه ...!

    ***

    نوعی گیاه آپارتمانی به نام لاکی بامبو وجود داره که رشد اون هم به طور عجیبی به محیط پیرامون بستگی داره ..  مثلا اگر در خونه ای باشد که دائما دعوا و مشاجره بین افراد حاکم باشه ، رشد کمتری داره ، نسبت به خونه ای که سر شار از محبت باشه ...

    یا مثلا در خونه یه موسیقی دان بیشتر رشد میکنه ، نسبت به خونه یه حسابدار عصبی با شدت درگیری فکری بالا.

    ***

    و اما ...  :

    نوعی پستاندار به نام انسان (!) وجود داره که رشد و تعالی اون هم وابستگی شدیدی به محیط داره !

    متاسفانه این نوع بشر دچار فراموشی شده !

    فراموش کرده که با سایر موجودات تمایز داره .. 

    فراموش کرده که با ماهی کپور و لاکی بامبو فرق داره ... 

    فراموش کرده که برای برقراری مرزها ، برای رشد  روحی  و برای پیشرفت، کاملا آزاده و هیچ حدی و مرزی نمی تونه جلوی اون رو بگیره ...!

    متاسفانه این موجود با علم به اینکه محیط اش براش مناسب نیست ، سالها و سالها با پیرامون اش سازش میکنه و جسارت ایجاد تغییر رو نداره ...

    «دوران نامزدی - مشهدی»

     

     

    با لهجه مشهدی بخونین لطفا! دوران نامزَدی که تموم میشه و عروس داماد میرَن سر خونه زندگیشون تا چند وقتی همه چی خوب و روبراهه…مادر زن جان یخچال و فریزر و کابینت ها رو پر از اذوقه کرده و دیگه لازم نیست اقا داماد بره گوشت و مرغ و ماهی بخره … یه چند وقت که میگذره و گوشت و برنج و روغنهمه با هم تموم میشه و زور میاد بالای اقا داماد و میفهمه که نه بابا زندگی خرج داره و کم کم نِق نِق ها شروع میشه… حالا دیگه ناز عروس خانوم مثل اون موقع های توی عقد خریدار نداره که خار میرَفت تو دستش اقا داماد پَر پَر میزد و اورژانس خبر میکرد…! حالا تا چاقو دست عروس خانوم رو میبره و جیغ میکشه اقا داماد میگه : چیه واز…؟ عروس خانوم میگه دستُم بُرید… داماد میگه یک لَتّه وردار ببند روش خونی نِکُنی هَمه جاره نِجس بره خانه زندگی…!! دستِ پا چُلُفتی…! عُرضه نِدِری یَک مُرغ تیکه کُنی چُسماره..؟چی غِلَطی مِکِردی پَس خانِه نِنَت…؟ مُرغاره خونی نِکُنی….هوووووووی…..!! عروس خانوم میگه یه چسب زخم برو بخر بیار دِره خون میه…داماد میگه :مَگه زخمِ شِمشیر خُورده که چسب زخم بخِرُم…؟ تو خیابون که میرن دیگه اقا داماد اَنگشتاشو لای انگشتای عروس خانوم قُفل نمیکنه ویترین مغازه ها رو نشون بده بگه : مِخی ایره برات بخِرُم قربونت بُرُم…؟ و تا عروس خانوم میگه اصغر اقا جوراب برام مِخِری جورابام سولاخ رفته…؟ اصغر اقا میگه : واز امدِم بازار شروع رَفت…ایره مِخِری اُوره مِخِری…! مَگه مو رو گنج نِشستُم …؟ از جوراب مِخی بری بالا…سولاخ رفته بودوز…!!! ایراد گرفتن ها هم کم کم شروع میشه…! دِماغِت بره چی ایجوریه…؟ عروس خانوم میگه : چیجوریه…؟ اقا داماد میگه : کوری مَگه …بره چی اِقَد دِماغِت بُزُرگه …؟ کو دَهَنته واکُن بیبینُم…! بره چی موقع خواستگاری نِگفتی که دِندونات کرمویه…؟ میبینُم دَهَنِت بوی مُستِراب مِده…!! پس بُگو…!! بره چی یک چشمِت کوچیکتره یکی بُزرگتره …؟ لباتَم که قیطونیه… دور دَهَنته رُژ مِزَدی که بگی لَبات قلوه ایه…ها…؟ مو خَرُم دیگه ها…؟ اَصَن ای چی جهازی بود که ننه بابات دادَن بهت…جهاز دختر سوپور مَحَلِمان از جهاز تو بهتره که…! خاک تو سَرت که یک ماکروفر نِدری….خاک..!! ماخاستی جهاز عروس عَمومِه بیبینی تا بفهمی جهاز یعنی چی….!! هفت تا خاور جهاز اوُردَن…! تازه هَمَشَم خارجی… نه مثه جهاز تو یک نیسانِ سر خالی ات اشغال…افتابه لگن…!! تازه دختره مثه ماه شب چارده مِمانه نه مِثه تو چُوله غِزَک…!! بابای عروس ( داماد سلامی )سیویچه ماگزیما داده به دامادش…اَصَن شما بره چی ( داماد سِلامی ) هیچی به مُو نِدادِن…؟ خوب اِنداختَنِت به مُو….خوب…!! یَره خواهره مادر…همه زن دِرَن مویَم زَن دِرُم… زن نَگو بُگو اَن….!! وخه بُرو اوبَر بو مِدی…سِنده…!! خلاصه که اون قربون صدقه های توی عقدُ و نازته بُرُمُ و جیگرتِه بُخُورُمُ و لَبات مِثل لبای انجلینا جولی مِمانهُ و چشمات مِثه چشم اهویهُ و چقده تو ماهیُ و قربونِت بُرُم الهی تبدیل میشه به این غرغر کردنا و ایرادای بنی اسراییلی گرفتن و عروس خانوم هم که دیگه طاقتش تموم شده بقچه لباسش رو میبنده میره خونه باباش ….( حالا تا اینجا داشته باشین تا بعد بُگم…)

    «مادر یک چشم»

    My mom only had one eye.  I hated her... she was such an embarrassment.

    مادر من فقط یک چشم داشت . من از اون متنفر بودم ... اون همیشه مایه خجالت من بود

    She cooked for students & teachers to support the family.

    اون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا می پخت

    There was this one day during elementary school where my mom came to say hello to me.

    یک روز اومده بود  دم در مدرسه که به من سلام کنه و منو با خود به خونه ببره

    I was so embarrassed. How could she do this to me?

     خیلی خجالت کشیدم . آخه اون چطور تونست این کار رو بامن بکنه ؟

    I ignored her, threw her a hateful look and ran out.

     به روی خودم نیاوردم ، فقط با تنفر بهش یه نگاه کردم وفورا   از اونجا دور شدم

    The next day at school one of my classmates said, "EEEE, your mom only has one eye!"

    روز بعد یکی از همکلاسی ها منو مسخره کرد و گفت  هووو .. مامان تو فقط یک چشم داره

    I wanted to bury myself. I also wanted my mom to just disappear.

    فقط دلم میخواست یک جوری خودم رو گم و گور کنم .  کاش زمین دهن وا میکرد و منو ..کاش مادرم  یه جوری گم و گور میشد...

    So I confronted her that day and said, " If you're only gonna make me a laughing stock, why don't you just die?!!!"

    روز بعد بهش گفتم اگه واقعا میخوای منو شاد و خوشحال کنی چرا نمی میری ؟

    My mom did not respond...

    اون هیچ جوابی نداد....

    I didn't even stop to think for a second about what I had said, because I was full of anger.

     حتی یک لحظه هم راجع به حرفی که زدم فکر نکردم ، چون خیلی عصبانی بودم .

    I was oblivious to her feelings.

    احساسات اون برای من هیچ اهمیتی نداشت

    I wanted out of that house, and have nothing to do with her.

    دلم میخواست از اون خونه برم و دیگه هیچ کاری با اون نداشته باشم

    So I studied real hard, got a chance to go to Singapore to study.

     سخت درس خوندم و موفق شدم برای ادامه تحصیل به سنگاپور برم

    Then, I got married. I bought a house of my own. I had kids of my own.

    اونجا ازدواج کردم ، واسه خودم خونه خریدم ، زن و بچه و زندگی...

    I was happy with my life, my kids and the comforts

     از زندگی ، بچه ها و آسایشی که داشتم خوشحال بودم

    Then one day, my mother came to visit me.

    تا اینکه یه روز مادرم اومد به دیدن من

    She hadn't seen me in years and she didn't even meet her grandchildren.

    اون سالها منو ندیده بود و همینطور نوه ها شو

    When she stood by the door, my children laughed at her, and I yelled at her for coming over uninvited.

    وقتی ایستاده بود دم در  بچه ها به اون خندیدند و من سرش داد کشیدم که چرا خودش رو دعوت کرده که بیاد اینجا  ، اونم  بی خبر

    I screamed at her, "How dare you come to my house and scare my children!" GET OUT OF HERE! NOW!!!"

     سرش داد زدم  ": چطور جرات کردی بیای به خونه من و بجه ها رو بترسونی؟!"  گم شو از اینجا! همین حالا

    And to this, my mother quietly answered, "Oh, I'm so sorry. I may have gotten the wrong address," and she disappeared out of sight.

    اون به آرامی جواب داد : " اوه   خیلی معذرت میخوام مثل اینکه آدرس رو عوضی اومدم " و بعد فورا رفت واز نظر  ناپدید شد .

    One day, a letter regarding a school reunion came to my house in Singapore .

    یک روز یک دعوت نامه اومد در خونه من درسنگاپور برای شرکت درجشن تجدید دیدار دانش آموزان مدرسه

    So I lied to my wife that I was going on a business trip.

     ولی من به همسرم به دروغ گفتم که به یک سفر کاری میرم .

    After the reunion, I went to the old shack just out of curiosity.

    بعد از مراسم ، رفتم به اون کلبه قدیمی خودمون ؛ البته فقط از روی کنجکاوی .

    My neighbors said that she is died.

    همسایه ها گفتن که اون مرده

    I did not shed a single tear.

    ولی من حتی یک قطره اشک هم نریختم

    They handed me a letter that she had wanted me to have.

    اونا یک نامه به من دادند که اون ازشون خواسته بود که به من بدن

    "My dearest son, I think of you all the time. I'm sorry that I came to Singapore and scared your children.

     ای عزیزترین پسر من ، من همیشه به فکر تو بوده ام ، منو ببخش که به خونت تو سنگاپور   اومدم و بچه ها تو ترسوندم ،

    I was so glad when I heard you were coming for the reunion.

     خیلی خوشحال شدم وقتی شنیدم داری میآی اینجا

    But I may not be able to even get out of bed to see you.

     ولی من ممکنه که نتونم از جام بلند شم که بیام تورو ببینم

    I'm sorry that I was a constant embarrassment to you when you were growing up.

    وقتی داشتی بزرگ میشدی از اینکه دائم باعث خجالت تو شدم خیلی متاسفم

    You see........when you were very little, you got into an accident, and lost your eye.

    آخه میدونی ... وقتی تو خیلی کوچیک بودی تو یه تصادف یک چشمت رو از دست دادی

    As a mother, I couldn't stand watching you having to grow up with one eye.

    به عنوان یک مادر نمی تونستم تحمل کنم و ببینم که تو داری بزرگ میشی با یک چشم

    So I gave you mine.

    بنابراین چشم خودم رو دادم به تو

    I was so proud of my son who was seeing a whole new world for me, in my place, with that eye.

    برای من اقتخار بود که پسرم میتونست با اون چشم  به جای من دنیای جدید رو بطور کامل ببینه

    With my love to you,

    با همه عشق و علاقه من به تو

    «اصلاح رایگان»

    در لوس آنجلس آمریکا، آرایشگری زندگی می‌کرد که سالها بچه‌دار نمی‌شد. او نذر کرد که اگر بچه‌دار شود، تا یک ماه سر همه مشتریان را به رایگان اصلاح کند. بالاخره خدا خواست و او بچه‌دار شد! روز اول یک شیرینی فروش ایتالیائی وارد مغازه شد. پس ازپایان کار، هنگامیکه قناد خواست پول بدهد، آرایشگر ماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه‌اش را باز کند، یک جعبه بزرگ شیرینی و یک کارت تبریک و تشکر از طرف قناد دم در بود. روز دوم یک گل فروش هلندی به او مراجعه کرد و هنگامی که خواست حساب کند، آرایشگرماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه‌اش راباز کند، یک دسته گل بزرگ و یک کارت تبریک و تشکر از طرف گل فروش دم در بود. روز سوم یک مهندس ایرانی به او مراجعه کرد. در پایان آرایشگرماجرا را به او گفت و از گرفتن پول امتناع کرد. حدس بزنید فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه‌اش را باز کند، با چه منظره‌ای روبروشد؟ شخص ایرانی چه کاری انجام داده بود؟...

    برای آنکه بفهمید شخص ایرانی چه کاری انجام داده بود به ادمه ی مطلب بروید...

    ادامه نوشته

    «خواستگاری لو رفت»

    جلسه ی خواستگاری لو رفت

    مادر داماد : ببخشین ، کبریت دارین؟

    خانواده عروس : کبریت ؟! کبریت برای چی!؟

    مادر داماد : والا پسرم می خواست سیگار بکشه...

    خانواده عروس : پس داماد سیگاریه....!؟

    مادر داماد : سیگاری که نه.. والا مشروب خورده ، بعد از مشروب سیگار می چسبه...

    خانواده عروس : پس الکلی هم هست..!؟

    مادر داماد : الکلی که نه... والا قمار بازی کرده و باخته ! ما هم مشروب دادیم بهش که یادش بره

    خانواده عروس : پس قمارم بازی می کنه...!؟

    مادر داماد : آره... دوستاش توی زندان بهش یاد دادن...

    خانواده عروس : پس زندانم بوده...!؟

    مادر داماد : زندان که نه... والا معتاد بوده ، گرفتنش یه کمی بازداشتش کردن...

    خانواده عروس : پس معتادم بوده...!؟

    مادر داماد : آره... معتاد بود ، بعد زنش لوش داد...

    خانواده ی عروس : زنش !!!؟؟؟
    و اینگونه بود که خواستگاری ریخت به هم...

    «شگفتی های عدد 13»

    اگر از كوچه پس كوچه‌های قديمی شهرآنجايی كه هنوز رگه‌هايی از خانه‌های قديمی كاهگلی يافت می‌شود گذر كنيم هنوز هم پلاكهای خانه‌هايی را می توان ديد كه روی آن 1+12 به جای سيزده نوشته شده است، علت آن را در اعتقادات مردم می توان يافت تحت اين عنوان:

    نحس بودن 13 !

    آنچه در ادامه خواهيد خواند جادوی 13 است كه به نظر جالب می رسد !!!

    ● 13 عدد اول است.

    ● 1-13^2 عدد اول مرسن است.

    13جسم ارشميدسی موجود است. (اجسام ارشميدسی اجسامی هستند كه وجوه آنها چند ضلعی بوده، نه لزوما از يك نوع ، و كنجهای آنها مساوی هستند.)

    عدد 13كوچكترين Emirp است. (Emirp عدد اولی است كه اگر ارقام آن را معكوس كنيم مجددا عددی اول خواهد بود مثلا اعداد 13، 17،31، 37،.....)

    ● 169=2^13 بامعكوس كردن ارقام آن داريم: 961=2^31 "يعنی رقم های آن مجددا معكوس می شود."

    ●2^13، 1+ !12 را عاد مي‌كند.

    ● 13عدد Happy است.(برای دانستن اين كه عددی Happy است، مجموع مربعات رقمهاي عدد را پيدا كرده و دوباره مجموع مربعات عدد بدست آمده را حساب می‌كنيم با ادامه اين روند اگر به عدد 1 دست پيدا كرديم آنگاه به آن عدد Happy گفته می‌شود. مثلا برای عدد سيزده" 10=2^3+2^1 و 1=2^0+2^1 " بنابراين13 عدد  Happyاست.)

    ● 13نيمی از 3^3+ 3^1- است.

    ●شاخه زيتونی كه در پشت دلارهای آمريكا كشيده شده است 13 برگ دارد.

    ●2^13عدد !(1 -13)+ 1را عاد می‌كند بنابراين يك عدد اول ويلسون(Wilson Prime) است. ( هر عدد اول p كه،p و p^2، مقدار p-1)!+1 ) را عاد كنند، عدد اول ويلسون ناميده می‌شود. مثلا عدد 5 عدد ويلسون است. تنها اعداد شناخته شده 5 و 13و 563 است .)

    ●چرتكه چينی دارای سيزده ستون مهره‌ برای محاسبات است.

    ● 13بزرگترين عدد اولی است كه می تواند به دو عدد متوالی به صورت n^2+3 افراز می شود.(آيا می توانيد اثبات کنيد؟)

    ● 1+13- 13^13 عدد اول است.

    ● نخستين حفره‌ی اول با طول سيزده بين دو عدد 113و 127اتفاق می‌افتد. (منظور از حفره‌ی اول تعداد اعداد مركب بين دوعدد اول متوالی است.)

    ● 13 كوچكترين عدد اول جايگشت‌پذير (Permutable Number) است. ( اين اعداد، اعداد اولی حداقل با دو رقم مجزا هستند كه با تجديد آرايش در ....

    برای خواندن شگفتی های بیشتر عدد 13 به ادامه ی مطلب بروید...


    ادامه نوشته

    «ضریب هوشی زنان»

    ردی باهمسرش در خانه تماس گرفت و گفت:"عزیزم ازمن خواسته شده كه با رئیس و چند تا از دوستانش برای ماهیگیری به كانادا برویم"
    ما به مدت یك هفته آنجا خواهیم بود.این فرصت خوبی است تا ارتقای شغلی كه منتظرش بودم بگیرم بنابراین لطفا لباس های كافی برای یك هفته برایم بردار و وسایل ماهیگیری مرا هم آماده كن
    ما از اداره حركت خواهیم كرد و من سر راه وسایلم را از خانه برخواهم داشت ، راستی اون لباس های راحتی ابریشمی آبی رنگم را هم بردار !
    زن با خودش فكر كرد كه این مساله یك كمی غیرطبیعی است اما بخاطر این كه نشان دهد همسر خوبی است دقیقا كارهایی را كه همسرش خواسته بود انجام داد.
    هفته بعد مرد به خانه آمد ، یك كمی خسته به نظر می رسید اما ظاهرش خوب ومرتب بود.
    همسرش به او خوش آمد گفت و از او پرسید كه آیا او ماهی گرفته است یا نه ؟
    مرد گفت :"بله تعداد زیادی ماهی قزل آلا،چند تایی ماهی فلس آبی و چند تا هم اره ماهی گرفتیم . اما چرا اون لباس راحتی هایی كه گفته بودم برایم نگذاشتی ؟"
    جواب زن خیلی جالب بود.
    زن جواب داد : لباس های راحتی رو توی جعبه وسایل ماهیگیریت گذاشته بودم

    «زن میلیاردر ایرانی»

    اما مقیمی که در اکنون در این رشته تخصص پیدا کرده است از طریق وزارت راه و ترابری به سنديكاي شركت‌هاي حمل و نقل مراجعه و در آانجا فعالیت های خود را ادامه می دهد.
    این زن نمونه که اکنون به عنوان یکی از 30 میلیاردر ایرانی در برخی از سایتها معرفی شده است کار خود را از یک آگهی استخدام در روزنامه آغاز کرد.

    عکس : این زن میلیاردر ایرانی را می شناسید ؟!


    این زن که مدير عامل شرکت حمل‌ونقل بين‌المللی‌ و کشتيرانی سديدبار و عضو هيئت مديره چند شرکت حمل‌ و نقل بين‌المللی است در سایت عصرایران به عنوان یکی از 30 میلیاردر ایرانی معرفی شده است. اما جریان تلاش های او برای رسیدن به این جایگاه هم خواندنی است:

    به گزارش جهان، سیده فاطمه مقیمی متولد سال ۱۳۳۷ در تهران، دارای مدرک مهندسی راه ‌وساختمان، موسس و مدیر عامل شرکت حمل و نقل بین الملل است و در کارگروه های مرتبط با موضوع حمل و نقل همکاری های زیادی دارد.

    مقیمی در سال 1358 پس از اتمام دوره تحصيلات دانشگاهي در رشته مهندسي عمران به ايران بازگشت و در جریان پیدا کردن کار از طریق یک آگهی استخدام در روزنامه جهت کار ترجمه ای وارد یک شرکت بین المللی حمل و نقل می شود و با قابلیت هایی که از خود بروز می دهد ظرف 5 ماه مسئول بخش كاميوني شركت می شود.

    به گفته خود مقیمی، جو مردانه حاکم بر محیط کار در نهایت سبب استعفای وی از شرکت می شود.

    اما مقیمی که در اکنون در این رشته تخصص پیدا کرده است از طریق وزارت راه و ترابری به سنديكاي شركت‌هاي حمل و نقل مراجعه و در آانجا فعالیت های خود را ادامه می دهد.

    در خلال سال های 58 تا 62 مقیمی ضمن ازدواج و تولد اولین فرزندش توفیقات و تجربیات بسیاری در امر حمل و نقل پیدا می کند که منجر به تأسيس شركت حمل و نقل بين المللي شد.

    مقیمی درباره روزهای اول تاسیس شرکتش می گوید: «از يك اتاق شروع كردم، در دفتر كار همسرم اتاقي به من اختصاص داده شد كه فعاليت خود را آغاز كنم، به‌زودي سيل رانندگان كه در چند سال كاركرد صادقانه با من آشنا شده بودند به سوي شركت روان شد. تلاش 24 ساعته بزودي محل بزرگتري را براي شركت طلب مي كرد، بنابراين 12 متري تبديل به واحد 120 متری و تعداد پرسنل نيز افزايش يافت. سفرهاي بين شهري آغاز شد و نسبت به احداث نمايندگي در كليه مرزهاي ورودي و خروجي كشور و همچنين شهرهاي بزرگ كه بخصوص گمرك مرزي داشتند اقدام نمودم .»

    مقیمی در پیشبرد اهداف خود ضمن تدریس در رشته مديريت حمل و نقل در دانشگاه آزاد اسلامي از نظر فني و حرفه‌اي نيز اطلاعات خود را بالا برده و حتی اقدام به گرفتن گواهینامه پایه یک کرد و در تير ماه 1368 بعنوان اولين زن پس از انقلاب که موفق به اخذ گواهينامه پايه يكم رانندگی، معرفی شد.

    وی در سال 1372مسئوليت رايزني با كشور روسيه را به عهده گرفت وبه عنوان مسئول ميز مشترك ايران و روسيه و سپس در خصوص كشور ايتاليا نيز به عنوان مسئول ميز مشترك ايران و ايتاليا فعاليت نمود.

    فاطمه مقیمی در سال 1377 براي اولين بار در انتخابات سنديكا كه حال ديگر با نام انجمن سراسري شركت‌هاي حمل و نقل بين المللي شناخته شده بود خود را كانديد هيئت مديره نمود و با حمايت صنف توانست با آراي قابل توجهي جزء نه منتخب هيئت مديره شود در اين مرحله دوره سه سال آغاز شد و پي گيري‌هاي مثمر ثمري را براي صنف در جهت احقاق حقوق اجتماعي و اقتصادي اين صنعت در سطح ايران و جهان كسب نمود .

    در سال 1380در انتخابات مجدد هيئت مديره مجددا به پيروزي در انتخابات دست يافت .

    این زن نمونه که اکنون به عنوان یکی از 30 میلیاردر ایرانی شناخته می شود در سال 1382 بعنوان شركت نمونه در امر حمل و نقل بين المللي از طرف وزارت راه وترابري معرفي و در روز حمل ونقل ( 26 آذر ماه ) لوح تقدير دریافت کرد.

    «کودک و خدا»

    کودکی که آماده تولد بود ، نزد خدا رفت و از او پرسید : " می گویند فردا شما مرا به زمین می فرستید ؛ اما من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم ؟ "
    خداوند پاسخ داد : " از میان تعداد بسیاری از فرشتگان ، من یکی را برای تو در نظر گرفته ام . او از تو نگهداری خواهد کرد . "
    اما کودک هنوز مطمئن نبود که می خواهد برود یا نه : " اما اینجا در بهشت ، من هیچ کاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم و اینها برای شادی من کافی هستند . "
    خداوند لبخند زد : " فرشته تو برایت آواز خواهد خواند ، و هر روز به تو لبخند خواهد زد . تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود . "
    کودک ادامه داد : " من چطور می توانم بفهمم مردم چه می گویند وقتی زبان آنها را نمی دانم ؟ "
    خداوند او را نوازش کرد و گفت : " فرشته تو ، زیباترین و شیرین ترین واژه هایی را که ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی. "
    کودک با ناراحتی گفت : " وقتی می خواهم با شما صحبت کنم چه کنم؟ "
    اما خدا برای این سوال هم پاسخی داشت : " فرشته ات ، دست هایت را در کنار هم قرار خواهد داد و به تو یاد می دهد که چگونه دعا کنی."
    کودک سرش را برگرداند و پرسید: " شنیده ام که در زمین انسان های بدی هم زندگی می کنند . چه کسی از من محافظت خواهد کرد؟ "
    " فرشته ات از تو محافظت خواهد کرد ، حتی اگر به قیمت جانش تمام شود. "
    کودک با نگرانی ادامه داد : " اما من همیشه به این دلیل که دیگر نمی توانم شما را ببینم ، ناراحت خواهم بود."
    خداوند لبخند زد و گفت : " فرشته ات همیشه درباره من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت ؛ گرچه من همیشه در کنار تو خواهم بود . "
    در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهایی از زمین شنیده می شد . کودک می دانست که باید به زودی سفرش را آغاز کند . او به آرامی یک سوال دیگر از خداوند پرسید : " خدایا ! اگر من باید همین حالا بروم لطفا نام فرشته ام را به من بگویید. "
    خداوند شانه او را نوازش کرد و پاسخ داد : " نام فرشته ات اهمیتی ندارد . به راحتی می توانی او را مادر صدا کنی.

    «کدام حیوان؟»

    فکر کنید با ۵حیوان داخل یک کشتی هستید؛اگرطوفان بیاید و کشتی درحال غرق شدن باشد و شما فقط بتوانید یک حیوان را نجات دهید، کدام یک حیوان را انتخاب می کنید ؟

     -۱      گاو

     -۲      پلنگ

     -۳     گوسفند

     -۴    جوجه

     -۵   اسب

    .
    .

    برای تفسیر انتخاب شما به ادامه ی مطلب بروید...
    ادامه نوشته

    «سیگار را ترک کن»

    پسر پرسید: «بابا! اگه دوستم یه کار بدی بکنه، من چی کار باید بکنم؟» پدر جواب داد: «باید بهش بگی این کار خوبی نیست. این کارو نکن!» پرسید: « اگه روم نشه بهش بگم چی؟» جواب داد: «خب روی یه تیکه کاغذ بنویس بذار توی جیبش».
    صبح که مرد برای رفتن به اداره آماده میشد، در جیب کتش کاغذی پیدا کرد که: «بابا سلام. سیگار کشیدن کار خوبی نیست. لطفاً این کار رو نکن

    «شماره تلفن نفرین شده»

    یک اپراتور تلفن همراه در بلغارستان شماره تلفن نفرین شده ای را که در مدت 10 سال گذشته موجب مرگ سه کاربر شده است به حالت تعلیق درآورد.
    شماره موبایل 0888.888.888 در بلغارستان پس از اینکه جان سه نفر را در مدت 10 سال گرفت به عنوان شماره تلفن نفرین شده معرفی شد. به همین منظور "موبی تل" اپراتور موبایل در بلغارستان تصیمیم گرفت این شماره را به حالت تعلیق درآورد.
    در مدت 10 سال اخیر این شماره تلفن در مجموع متعلق به سه نفر بوده است که همگی جان باخته اند. به همین منظور به نظر می‌رسد که این داستان شبیه به یک فیلم جنایی وحشتناک باشد.

    اولین قربانی این شماره نحس "ولادیمر گراشنوف" رئیس هیئت مدیره شرکت "موبی تل" بود که در سال 2001 در اثر ابتلا به سرطان درحالی که تنها 48 سال داشت درگذشت.
    باوجود این شایعاتی مبنی بر اینکه این مدیر به دست رقیب خود با یک مسمومیت رادیواکتیوی کشته شده است وجود دارد.

    سپس این شماره به دست "کنستانتین دیمیتروف" رئیس مافیای بلغارستان رسید که در سال 2003 در طول بازدید از امپراتوری مافیایی خود در آمستردام به قتل رسید. در آن زمان دیمیتروف تنها 31 سال داشت و درحالی که مشغول خوردن شام بود کشته شد.
    براساس گزارش نشنال پست، سومین مالک بد اقبال شماره موبایل 0888.888.888 "کنستانتین دیشلیف" نام داشت که تاجر بود. وی نیز که مظنون به قاچاق کوکائین بود در سوفیا، پایتخت بلغارستان خارج از یک رستوران هندی در سال 2005 به قتل رسید.
    از آن زمان هیچکس حاضر به استفاده از این شماره تلفن نشد تا اینکه اپراتور "موبی تل" در روزهای اخیر اعلام کرد که تصمیم به غیرفعال کردن این شماره دارد

    «سفید یا رنگین پوست؟»

    اينو يه نوجوانه آفريقايي سروده...كانديداي شعر برگزيده سال 2005...به عنوان شعر برگزيده ميان 120 شركت كننده... بخون...اگه خواستي نظر بده...

    _ "وقتي به دنيا ميام، سياهم. وقتي بزرگ ميشم، سياهم. وقتي ميرم زير آفتاب، سياهم. وقتي عبادت ميكنم، سياهم. وقتي ميميرم، هنوز هم سياهم...

    و تو آدم سفيد:

    وقتي به دنيا مياي، صورتي اي. وقتي بزرگ ميشي،سفيدي. وقتي ميري زير آفتاب،قرمزي. وقتي سردت ميشه، آبي اي و وقتي ميميري خاكستري اي...و تو به من ميگي رنگين پوست!؟ "

    واقعا انصافه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!

    راستی ما سفید پوستیم یا رنگین پوست؟

    «افزایش سرعت اینترنت»

    دانلود نرم افزار افزايش دهنده سرعت اينترنت

    cFosSpeed_v6.04.1753_[www.MihanDownload.com]-2.jpgبرخی از ویژگیهای این نرم افزار:
    - بهینه سازی و افزایش سرعت اینترنت و شبکه.
    - قابلیت تست سرعت ایرنت در شبکه های مختلف.
    - ایجاد تغییرات برای افزایش سرعت در تنظیمات شبکه.
    - افزایش سرعت دانلود و آپلود.
    - سازگار با ويندوز هاي مختلف.
    - داشتن حجم مناسب.
    - کاربرد آسان.
    - و ...
    برای دانلود نرم افزار به ادامه ی مطلب برويد...
    ادامه نوشته

    «عشقولانه ی یک کودک»

    با اینکه بابایم می گوید دهانم هنوز بوی پفک می دهد ولی من تو را عاشق می باشم،

    ای دختر همساده! هر بار که با موهای دمب موشی ات به حیاط می ایی تا لی لی بازی کنی

    و هی دماغت را بالا می کشی از بس هوا سرد می باشد، دل کوچک من خیلی قنج می رود. ان روز که در استپ هوایی توپ را بالا انداختی که ''کودک فهیم'' و من سوزیدم، فهمیدم که در گلویت گیر کرده می باشم و اصلا فکر نمی کنم که تو از ممد فرنگیز خانوم اینا با ان کت شلوار مسخره اش خوشت می اید. من از تو خیلی دلگیر می باشم از بس عباس اقای بقال محله لپ تو را کشید که ''کوچولو چی می خوای؟'' و تو بی حیایانه خندیدی و من تا صبح ماهواره ممد فرنگیز خانوم اینا را تماشا کردم که غیرت خونم نرمال شود. من هر روز لب پنجره منتظرت می نشینم و با دستان کوچولویم هی گیتار می زنم که ''چه خوشگل شدی امروز'' و تو از سرویس مدرسه پیاده می شوی و در حالی که با راننده گنده بک سرویس بای بای می کنی و وسط کوچه مقنعه ات را در می اوری و من ''دلم تنگه برادرجان'' می خوانم و با سوزیدنم می سازم. ان یکی روز که معلمتان ''من بادام دارم'' درس داد و تو گریان امدی که ''دلم بادام می خواهد'' من به تو خیلی بادام دادم و تو خندیدی و نفهمیدی که من به چه دلهره از اجیل فروشی سر کوچه بادام را دزدیدم و اقاهه به من گفت:'' فسقلی الدنگ!'' تو خیلی خوشگل قشنگ می باشی ولی هیچ وقت به زیبایی خانم معلم ما که فامیل سوفیالورن اینا می باشد نمی رسی و بابایم عاشق او می باشد و به زودی با هم همسر می شوند و من خیلی خوشحال می باشم که خانم معلم عزیز که زنی زیبا و مهربان می باشد خیلی برای خوشبختی بابایم تلاش می کند....'' خانم معلم می گوید:'' تا همین جا بس می باشد. دیکته عقشولانه بهت گفتم که خسته نشوی!'' من خیلی ناراحت می باشم که خانم معلم از احساسات پاک من سوء استفاده می کند و دیکته های بد اموزی می گوید از بس که همساده ما اصلا دختر ندارد. خانم معلم می گوید:'' من رفتم. به بابایت سلام برسان بگو پول این تدریس خصوصی ها را می کشم روی مهریه!! جالب بید .

    ْ«تست شراب»

    مسئول تست کردن شراب های يک شرابسازی می ميرد، مدير کارخانه شرابسازی دنبال يک مسئول تست ديگر می گردد تا استخدام کند. يک فرد مست با لباس ژنده و پاره برای گرفتن شغل درخواست می دهد. مدير کارخانه فکر می کند چطور اورا رد کند.* *اورا تست می کنند. به او يک گيلاس شراب می دهند و می خواهند که آنرا تست کند آزمايش می کند و می گويد* *شراب قرمز، مسکات، سه ساله، و در بخش شمالی تپه رشد کرده و در ظرف فلزی عمل آمده است* *مدير شرابسازی می گويد درست است* * *گيلاس ديگری به او می دهند * *اين يکی شراب قرمز کابرنه هشت ساله و در بخش جنوبی تپه رشد کرده و در چليک چوبی عمل آمده است * *درست است.* *مدير موسسه که متعجب شده است با چشمکی به منشی پيشنهادی میکند. او يک گيلاس ادرار می آورد. فرد الکلی آنرا آزمايش می کند. و می گويد* *بلوند، 26 ساله، سه ماهه حامله است و اگر کار را به من ندهيد نام پدر بچه را هم خواهم گفت.

    «سیر تکامل دخترا در ایران»

    سال ۱۲۳۰ :
    مرد : دختره خیر ندیده من تا نکشمت راحت نمیشم…. !!!

    زن : آقا حالا یه غلطی کرد شما ببخشید !!! نا محرم که خونمون نبود . حالا این بنده خدا یه بار بلند خندیده…!!!

    مرد: بلند خندیده ؟ این اگه الان جلوشو نگیرم لابد پس فردا می خواد بره بقالی ماست بخره. !!! نخیر نمی شه باید بکشمش… !!!

    – بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو میبخشه…

    سال ۱۲۸۰ :
    مرد: واسه من می خوای بری درس بخونی ؟ می کشمت تا برات درس عبرت بشه. یه بار که مُردی دیگه جرات نمی کنی از این حرفا بزنی !!! تو غلط می کنی !!! تقصیر من بود که گذاشتم این ضعیفه بهت قرآن خوندن یاد بده. حالا واسه من میخای درس بخونی؟؟؟

    زن: آقا ، آروم باشین. یه وقت قلبتون خدای نکرده می گیره ها ! شکر خورد. !!! دیگه از این مارک شکر نمی خوره. قول میده…

    مرد (با نعره حمله می کنه طرف دخترش ): من باید بکشمت. تا نکشمت آروم نمی شم. خودت بیای خودتو تسلیم کنی بدون درد می کشمت… !!!

    – بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو میبخشه …


    سال ۱۳۳۰ :
    مرد : چی؟ دانشسرا ؟؟ (همون دانشگاه خودمون) حالا می خوای بری دانشسرا؟ می خوای سر منو زیر ننگ بوکونی؟ فاسد شدی برا من؟؟ شیکمتو سورفه (سفره) می کونم…

    زن: آقا، تورو خدا خودتونو کنترل کنین. خدا نکرده یه وخ (وقت) سکته می کنین آ…

    مرد: چی می گی ززززززن؟؟ من اگه اینو امشب نکوشم (نکشم) دیگه فردا نمی تونم جلوی این فسادو بیگیرم . یه دانشسرایی نشونت بدم که خودت کیف کنی…

    – بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو میبخشه …


    سال۱۳۸۰ :
    مرد: کجا ؟ می خوای با تکپوش (از این مانتو خیلی آستین کوتاها که نیم مترم پارچه نبردن و وقتی می پوشیشون مثه جلیقه نجات پستی بلندی پیدا می کنن) و شلوارک (از این شلوار خیلی برموداها) بری بیرون؟ می کشمت. من… تو رو… می کشم…

    زن: ای آقا. خودتو ناراحت نکن بابا. الان دیگه همه همینطورین (شما بخونید اکثرا).

    مرد: من… اینطوری نیستم. دختر لااقل یه کم اون شلوارو پائین تر بکش که تا زانوتو بپوشونه. نه… نه… نمی خواد. بدتر شد. همون بالا ببندیش بهتره… !!!
    (لطفا بد برداشت نکنید !!! )

    – بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو میبخشه…


    سال ۱۴۰۰ :
    زن: دخترم. حالا بابات یه غلطی کرد. تو اعصاب خودتو خراب نکن. لاک ناخنت می پره. آروم باش عزیزم. رنگ موهات یه وقت کدر می شه آ مامی. باباتم قول می ده دیگه از این حرفا نزنه…

    بالاخره با صحبتهای زن، دخترخونه از خر شیطون پیاده می شه و بابای گناهکارشو میبخشه !!!

    «سال ها بود تو را میکردم...»

    گویند سلطان محمود غزنوی جلوی پلکان قصر ایستاده بود که یکی از شعرای درباری(عوفی) را دید و از او خواست که وقتی سلطان پا به پله اول می‌گذارد مصراعی بگوید که سلطان حکم قتلش را بدهد و وقتی سلطان پا به پله دوم گذاشت مصراع دوم را چنان بگوید که نه تنها اثر مصراع اول را از بین ببرد بلکه شاعر را شایسته پاداشی گران کند و شاعر قبول کرد و سلطان پا به پله اول گذاشت.
    شاعر این چنین سرود:


    سالها بود تو را می کردم
    همه شب تا ب
    ه سحرگاه دعا

    یاد داری که به من می دادی
    درس آزادگی و مهر و وفا

    همه کردند چرا ما نکنیم
    وصف روی گل زیبای تو را

    تا ته دسته فرو خواهم کرد
    خنجر خود به گلوگاه نگاه

    تو اگر خم نشوی تو نرود
    قد رعنای تو از این درگاه

    مادرت خوان کرم بود و بداد از پس و پیش
    .......


    برای خواندن ادامه ی شعر و متن کامل به ادامه ی مطلب برويد...
    ادامه نوشته

    «ثروتمند ترین مرد ۲۰۱۰»

    ثروتمند ترین مرد دنیا در سال ۲۰۱۰ انتخاب شد!!!!!

    ثروتمند ترین مرد دنیا در سال ۲۰۱۰ انتخاب شد!!!!!

    کارلوس اسلیم ، با ثروت ۵۴۰۰۰ میلیارد دلار خود ثروت‌مندترین مرد جهان در سال ۲۰۱۰ لقب گرفت کسی که بیل گیتس را به سادگی در ثروت کنار زد.
    اما به راستی کارلوس اسلیم کیست ؟

    ۱ – او لقب “ثروتمندترین مرد جهان” را برای اولین بار در کشورهای در حال توسعه متعلق به خود کرد.
    از صاحب ۲۲۰ شرکت از مخابرات گرفته تا راه‌آهن از بانک گرفته تا رستوارن انتظار غیر از این نمی‌رود.

    ۲ – در مکزیک به او آقای انحطارطلب می‌گویند.
    وال استریت ژورنال درباره کارلوس اسلیم نوشت : “مشکل است روزی را در مکزیک سپری کنید و پولی از جیب
    شما به جیب کارلوس اسلیم نرود.” ۸۰ درصد از خط‌های تلفن ثابت مکزیک در دست شرکت مخابراتی او یعنیTelMax است.همچنین ۷۰ ٪ از خطوط تلفن همراه.

    ۳ – با اینکه فوتبال ورزش محبوب مکزیک است ولی او عاشق بیس‌بال است.

    ۴ – او اصلیتی لبنانی دارد.
    ژولین[خولین] اسلیم حداد پدر کارلوس در سال ۱۹۰۲ برای فرار از خدمت سربازی از لبنان به مکزیک مهاجرت کرد.
    و در آنجا به واردات و همچنین ایجاد یک بنگاه معاملات ملکی پرداخت که بعدها میلیون‌ها دلار ارزش پیدا کرد.خانواده مادری کارلوس نیز اصالتی لبنانی دارند که در پایان قرن نوزدهم ساکن مکزیک شدند.

    ۵ – او به مقتصد بودن شهرت دارد.
    او از جوانی فردی مقتصد بود حتی حال که میلیون‌ها دلار ثروت دارد در همان خانه ۶ اتاق خوابه‌ای که از ۳ دهه پیش در آن ساکن بوده سکنی گزیده و با اینکه آدم ربایی در مکزیک امری عادیست ولی او همچنان به تنهایی تا محل کار رانندگی می‌کند.

    ۶ – تحصیلات کارلوس اسلیم چیست ؟
    او مهندس راه و ساختمان است و در حین تحصیل در دانشگاه خود ریاضیات و برنامه‌نویسی تدریس می کرد.

    «سرباز فداکار ایرانی»

    می گویند زمانی که سورنا سردار شجاع سپاه امپراتور ایران (( ارد اول )) از جنگ بر می گشت به پیرزنی برخورد .

    پیرزن به او گفت وقتی به جنگ می رفتی به چه دلبسته بودی ؟
    گفت به هیچ ! تنها اندیشه ام نجات کشورم بود .
    پیرزن گفت و اکنون به چه چیز ؟
    سورنا پاسخ داد به ادامه نگاهبانی از ایران زمین .
    پیرزن با نگاهی مهربانانه از او پرسید :  آیا کسی هست که بخواهی بخاطرش جان دهی ؟
    سورنا گفت : برای شاهنشاه ایران حاضرم هر کاری بکنم .
    پیرزن گفت : آنانی را که شکست دادی برای آیندگان خواهند نوشت کسی که جانت را برایش میدهی تو را کشته است و فرزندان سرزمینت از تو به بزرگی یاد می کنند و از او به بدی !
    سورنا پاسخ داد : ما فدایی این آب و خاکیم . مهم اینست که همه قلبمان برای ایران می تپد . من سربازی بیش نیستم و رشادت سرباز را به شجاعت فرمانده سپاه می شناسند و آن من نیستم .
    پیرزن گفت : وقتی پادشاه نیک ایران زمین از اینجا می گذشت همین سخن را به او گفتم و او گفت پیروزی سپاه در دست سربازان شجاع ایران زمین است نه فرمان من .
    اشک در دیدگان سورنا گرد آمد .
    بر اسب نشست .
    سپاهش به سوی کاخ فرمانروایی ایران روان شد .
    ارد اول ، سورنا و همه میهن پرستان ایران هیچگاه به خود فکر نکردند آنها به سربلندی نام ایران اندیشیدند و در این راه از پای ننشستند .
    به سخن ارد بزرگ : میهن پرستی هنر برآزندگان نیست که آرمان آنان است .
    یاد و نام همه آنان گرامی باد .

    «تاريخچه مختصر شيمي»

    شیمی یکی از علومی است که هموراه در زندگی بشر دخالت کامل داشته و وارد و به اندازه که تمدن کنونی بیشتر شود دخالت آن در شئون مختلف زندگی نیز زیادتر خواهد شد. ما در دنیایی زندگی می کنیم که پر از مواد شیمیایی گوناگون است. بعضی از این مواد مانند آب کاملاً برایمان آشنا است اما بسیاری مواد دیگر وجود دارند که چندان آشنا نیستند.  
     
    واقعیت آن است که ما از هر لحاظ با مواد شیمیایی روبرو هستیم. لباسی که می پوشیم، غذایی که مصرف می کنیم، کاغذی که مطالب را روی آن می خوانیم همگی مواد شیمیایی به شمار می روند.

    علم شیمی از اجسام و خواص و ساختمان آنها و واکنشهایی که آنها را به اجسام دیگر تبدیل می نماید بحث می کند. طی هزاران سال، دانش شیمی تنها منحصر به تهیه اکسیرها، عطرها و جوهر های پاره ای از فلزات بود. یونانیان قرن پنجم که همواره در صدد پی بردن به رموز و اسرار طبیعت بودند آب را که مایه حیات سایر موجودات است عنصری ساده می پنداشتند حال آنکه آب ترکیبی از دو عنصر ساده اکسیژن و هیدروژن است.
     

    «اعتماد به نفس»

    ۱. اعتماد به نفس اساس موفقیت ها و پیروزی های بزرگ است.

    2. شما می توانید از عهده هر كاری برآیید به شرط آن كه شدیداً خواستار آن باشید.

    3.مردم عادی امید و آرزو دارند ؛ افراد متكی به نفس ، هدف و برنامه.

    4. عدم توانایی یا نداشتن شرایط مناسب نیست كه مانع پیشرفت شماست ؛ مانع واقعی نداشتن اعتماد به نفس است.

    5. شما هیچ محدودیتی در توانایی انجام كار ندارید جز محدودیت هایی كه خودتان در ذهنتان ایجاد می كنید

    «زمین در خطر است...»

    چند نظریه دانشمندان در مورد از بین رفتن احتمالی زمین:

    ۱ـحمله موجودات فضایی درسال ۲۰۱۲

    ۲ـبرخورد تکه سنگ بزرگ به زمین در سال۲۰۱۲

    ۳ـشروع جنگ جهانی سوم

    ۴ـ رانش زمین

    ۵ـتبخیر آب دریاها

    ۶ـگرم شدن بیش از حد زمین

    ۷ـبرخورد سیاره ای به بزرگی زمین در سال ۲۰۳۶

    «دنیاي قصاب خانه»

    در زمان سلطان محمود می‌کشتند که شیعه است،
     
    زمان شاه سلیمان می‌کشتند که سنی است،
     
    زمان ناصرالدین شاه می‌کشتند که بابی است،
     
    زمان محمد علی شاه می‌کشتند که مشروطه طلب است،
     
    زمان رضا خان می‌کشتند که مخالف سلطنت مشروطه است،
     
    زمان کره‌اش می‌کشتند که خراب‌کار است ،
     
    امروز توی دهن‌اش می‌زنند که منافق است و فردا وارونه بر خرش می‌نشانند
     
    و شمع‌ آجین‌اش می‌کنند که لا مذهب است.
     
     
    اگر اسم و اتهامش را در نظر نگیریم چیزی عوض نمی شود :
     
    تو آلمان هیتلری می کشتند که یهودی است،
     
    حالا تو اسرائیل می‌کشند که طرف‌دار فلسطینی‌ها است،
     
    عرب‌ها می‌کشند که جاسوس صهیونیست‌ها است
     
    صهیونیست‌ها می‌کشند که فاشیست است،
     
    فاشیست‌ها می‌کشند که کمونیست است‌،
     
    کمونیست‌ها می‌کشند که آنارشیست است،
     
    روس ها می‌کشند که پدر سوخته از چین حمایت می‌کند،
     
    چینی‌ها می‌کشند که حرام‌زاده سنگ روسیه را به سینه می‌زند،
     
    و می‌کشند و می‌کشند و می‌کشند...
     
    و چه قصاب خانه‌یی است این دنیای بشریت."

    احمد شاملو

    سال و محل توّلد: 1304 تهران

    سال و محل وفات: 1379 تهران

    «هرگز نخواب کوروش!»

                                              هرگز نخواب کوروش ، دارا جهان ندارد.

                            سارا زبان ندارد ، رستم در این هیاهو گرز گران ندارد.

                                               روز وداع خورشید ، زاینده رود خشکید.

                                                    زیرا دل سپاهان ، نقش جهان ندارد.

    بر نام پارس دریا ، نامی دگر نهادند ، گویی که آرش ما ، تیرو کمان ندارد.

                                                  دریای مازنی ها ، بر کام دیگران شد.

                                                                          دارا کجای کاری ؟

                         دزدان سر زمینت ، بر بیستون نوشتند ، اینجا خدا ندارد !

                                               هرگز نخواب کوروش ، ای مهر آریائئ

                                                   بی نام تو وطن نیز نام و نشان ندارد

    «LOVE STORY»

    یك روز آموزگار از دانش آموزانی كه در كلاس بودند پرسید:آیا می توانید راهی غیر تكراری برای بیان عشق،بیان كنید؟برخی از دانش آموزان گفتند با "بخشیدن "عشقشان را معنا می كنند.برخی "دادن گل و هدیه" و "حرف های دلنشین"را راه بیان عشق عنوان كردند.شماری دیگر هم گفتند "با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی "را راه بیان عشق می دانند.

    در آن بین پسری برخاست و پیش از اینكه شیوه ی دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان كند،داستان كوتاهی تعریف كرد:یك روز زن و شوهر جوانی كه هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند.آنان وقتی به بالای تپه رسیدند در جا میخكوب شدند.

    یك قلاده ببر بزرگ،جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود.شوهر ،تفنگ شكاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود.

    رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر،جرات كوچكترین حركتی نداشتند.ببر،آرام به طرف آنان حركت كرد.همان لحظه مرد زیست شناس فریاد زنان فرار كرد و همسرش را تنها گذاشت.بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید.ببر رفت و زن زنده ماند.

    داستان كه به اینجا رسید دانش آموزان شروع كردند به محكوم كردن آن مرد.

    راوی پرسید:آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگیش چه فریاد می زد؟

    بچه ها حدس زدند از همسرش معذرت خواسته كه او را تنها گذاشته است!

    راوی جواب داد:نه!آخرین حرف مرد این بود كه"عزیزم،تو بهترین مونسم بودی .از پسرمان خوب مواظبت كن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود."

    قطره های بلورین اشك،صورت راوی را خیس كرده بود كه ادامه داد :همه ی زیست شناسان می دانند ببر فقط به كسی حمله می كند كه حركتی انجام می دهد یا فرار می كند .پدر من در آن لحظه ی وحشتناك ،با فداكردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد.این صادقانه ترین و بی ریاترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود.

    «پخش نشد»

    عدم پخش بازی ایران و روسیه سبب اعتراض و ناراحتی مسئولان فدراسیون فوتبال شده است.

     اعضای اصلی مدیریت فدراسیون فوتبال که بازی را از ابوظبی می دیدند ، بعد از بازی و از اینکه شنیدند بازی برای هموطنان ایرانی داخل کشور پخش نشده شوکه شدند. درحالی که مسئولان صدا و سیما امتیاز پخش این بازی را داشتند و حتی مسئولان برگزار کننده بازی برای دوربین های روبرو ، تبلیغات داخلی گرفته بودند ، به یکبار صدا و سیما چهارشنبه شب تصمیم گرفت بازی را تنها از طریق شبکه جام جم روی آنتن ببرد و اینگونه هموطنان داخل کشور از تماشای یکی از زیبا ترین بازی های تیم ملی در سال های اخیر محروم شدند.

    مسابقه ای که اگرچه تیم ملی برای پیروزی از آن مجبور به دفاعی چند لایه بود اما یکی از جسورانه ترین بازی های تاریخ ملی ایران لقب گرفته است.

    این پرسش که به چه دلیل بازی تیم ملی برای بینندگان شبکه سوم روی آنتن نرفته ناراحتی کفاشیان و همکارانش در فدراسیون فوتبال را به همراه داشته است .

    «مستند مثلث برمودا»

    دانلود مستند مثلث برمودا
    BBC - The Bermuda Triangle
    http://www.mihandownload.com/ali/bbc%20the%20bermuda%20triangle%20(1998)%20DVDRip%5BWww.MihanDownload.com%5D.jpg

    فرمت : AVI
    کیفیت : DivX5 - 1684Kbps | 25.000fps | MP3 - 192Kbps
    حجم : 690MB
    زمان : 00:51:09
    موضوع : مستند
    زبان : انگلیسی
    زیر نویس : یافت نشد

    مثلث برمودا بر روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته‌است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا ۸۰ درجه‌است، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق می‌گردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نما محاسبه نمی‌شود.
    وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف می‌کند: «یک خط از فلوریدا تا برمودا، دیگری از برمودا تا پورتویکو می‌گذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر می‌گردد.»
    مثلث برمودا نامش را در نتیجه ناپدید شدن ۶ هواپیمای نیروی دریایی همراه با تمام سرنشینان آنها در پنجم دسامبر ۱۹۴۵ کسب کرد. ۵ فروند از این هواپیماها به دنبال اجرای ماموریتی عادی و آموزشی، در منطقه مثلث، پرواز می‌کردند که با ارسال پیامهایی عجیبی درخواست کمک کردند. هواپیمای ششم برای انجام عملیات نجات، به هوا برخاست که هر شش هواپیما به طرز فوق‌العاده مشکوکی مفقود شدند.
    آخرین پیامهای مخابره شده آنها با برج مراقبت حاکی از وضعیت غیر عادی، عدم روئیت خشکی، از کار افتادن قطب نماها یا چرخش سریع عقربه آنها و اطمینان نداشتن از موقعیتشان بود. این در حالی بود که شرایط جوی برای پرواز مساعد بود و خلبانان و دیگر سرنشینان افرادی با تجربه و ورزیده بودند. با وجود مدتها جستجو هیچ اثری از قطعه شکسته، لکه روغن، آثاری از اجسام شناور، خدمه یا تجمع مشکوکی از کوسه‌ها دیده نشد. هیچ حادثه‌ای چه قبل و چه بعد از آن، تا این حد حیرت‌آورتر از ناپدید شدن دسته جمعی هواپیماهای مذکور نبوده‌است. در حوادثی مشابه در این منطقه قایقها و کشتیهایی مفقود شده‌اند (قربانیان مثلث برمودا)، در برخی موارد هم فقط خدمه و سرنشینان ناپدید گشته‌اند.
    منطقه وحشت
    همه روزه هواپیماهای متعددی بر فراز مثلث برمودا پرواز می‌کنند. کشتیهای بزرگ و کوچک در آبهای آن در حال تردند و افراد زیادی برای بازدید، به این منطقه مسافرت می‌کنند، بدون آنکه اتفاقی بیفتد. از طرف دیگر، در دریاها و اقیانوسها در سراسر دنیا، کشتیها و هواپیماهای زیادی مفقود شده و می‌شوند. پس چرا فقط مثلث برمودا از بقیه مناطق تفکیک شده‌است. علت این است که اولا هیچ امیدی برای یافتن حتی اثر و نشانه‌ای وجود ندارد. ثانیا در هیچ منطقه دیگر چنین ناپدید شدنهای بی دلیل، بیشمار و نامعلوم روی نداده و به این خوبی ثبت نشده‌است.
    از همین رو مستندی با نام مثلث برمودا در سایت برای شما گرداوری کرده ایم که تا این اتفاق را بتوانید در منزل خود مشاهده کرده و پی به قدرت...

    جهت دانلود مستند و دیدن تصاویری از فیلم به ادامه مطلب مراجعه فرمایید ...
    ادامه نوشته

    «عشق زميني يا آسماني؟»

    عشق زميني فقط براي اين دنيا و عشق آسماني ماندگار براي همه جا

    هيچکس جوابي نداد همه ي کلاس يکباره ساکت شد همه به هم ديگه نگاه مي کردند ناگهان لنا يکي از بچه هاي کلاس آروم سرشوش انداخت پايين در حالي که اشک تو چشاش جمع شده بود. لنا 3 روز بود با کسي حرف نزده بود بغل دستيش نيوشا موضوع رو ازش پرسيد .بغض لنا ترکيد و شروع کرد به گريه کردن معلم اونو ديد و…

    گفت:لنا جان تو جواب بده دخترم عشق چيه؟

    لنا با چشماي قرمز پف کرده و با صداي گرفته گفت:عشق؟

    دوباره يه نيشخند زدو گفت:عشق… ببينم خانوم معلم شما تابحال کسي رو ديدي که بهت بگه عشق چيه؟

    معلم مکث کردو جواب داد:خب نه ولي الان دارم از تو مي پرسم

    لنا گفت:بچه ها بذاريد يه داستاني رو از عشق براتون تعريف کنم تا عشق رو درک کنيد نه معني شفاهي شو حفظ کنيد

    و ادامه داد:من شخصي رو دوست داشتم و دارم از وقتي که عاشقش شدم با خودم عهد بستم که تا وقتي که نفهميدم از من متنفره بجز اون شخص ديگه اي رو توي دلم راه ندم براي يه دختر بچه خيلي سخته که به يه چنين عهدي عمل کنه. گريه هاي شبانه و دور از چشم بقيه به طوريکه بالشم خيس مي شد اما دوسش داشتم بيشتر از هر چيز و هر کسي حاضر بودم هر کاري براش بکنم هر کاري…

    من تا مدتي پيش نمي دونستم که اونم منو دوست داره ولي يه مدت پيش فهميدم اون حتي قبل ازينکه من عاشقش بشم عاشقم بوده چه روزاي عشنگي بود sms بازي هاي شبانه صحبت هاي يواشکي ما باهم خيلي خوب بوديم عاشق هم ديگه بوديم از ته قلب همديگرو دوست داشتيم و هر کاري براي هم مي کرديم من چند بار دستشو گرفتم يعني اون دست منو گرفت خيلي گرم بودن عشق يعني توي سردترين هوا با گرمي وجود يکي گرم بشي عشق يعني حاضر باشي همه چيزتو به خاطرش از دست بدي عشق يعني از هر چيزو هز کسي به خاطرش بگذري اون زمان خانواده هاي ما زياد باهم خوب نبودن اما عشق من بهم گفت که ديگه طاقت ندارم و به پدرم موضوع رو گفت پدرم ازين موضوع خيلي ناراحت شد فکر نمي کرد توي اين مدت بين ما يه چنين احساسي پديد بياد ولي اومده بود پدرم مي خواست عشق منو بزنه ولي من طاقت نداشتم نمي تونستم ببينم پدرم عشق منو مي زنه رفتم جلوي دست پدرم و گفتم پدر منو بزن اونو ول کن خواهش مي کنم بذار بره بعد بهش اشاره کردم که برو اون گفت لنا نه من نمي تونم بذارم که بجاي من تورو بزنه من با يه لگد اونو به اونطرف تر پرتاب کردم و گفتم بخاطر من برو … و اون رفت و پدرم منرو به رگبار کتک بست عشق يعني حاضر باشي هر سختي رو بخاطر راححتيش تحمل کني.بعد از اين موضوع غشق من رفت ما بهم قول داده بوديم که کسي رو توي زندگيمون راه نديم اون رفت و ازون به بعد هيچکس ازش خبري نداشت اون فقط يه نامه برام فرستاد که توش نوشته شده بود: لناي عزيز هميشه دوست داشتم و دارم من تا آخرين ثانيه ي عمر به عهدم وفا مي کنم منتظرت مي مونم شايد ما توي اين دنيا بهم نرسيم ولي بدون عاشقا تو اون دنيا بهم مي رسن پس من زودتر مي رمو اونجا منتظرت مي مونم خدا نگهدار گلکم مواظب خودت باش

    دوستدار تو (ب.ش)

    لنا که صورتش از اشک خيس بود نگاهي به معلم کردو گفت: خب خانم معلم گمان مي کنم جوابم واضح بود

    معلم هم که به شدت گريه مي کرد گفت:آره دخترم مي توني بشيني

    لنا به بچه ها نگاه کرد همه داشتن گريه مي کردن ناگهان در باز شد و ناظم مدرسه داخل شدو گفت: پدرو مادر لنا اومدن دنبال لنا براي مراسم ختم يکي از بستگان

    لنا بلند شد و گفت: چه کسي ؟

    ناظم جواب داد: نمي دونم يه پسر جوان

    دستهاي لنا شروع کرد به لرزيدن پاهاش ديگه توان ايستادن نداشت ناگهان روي زمين افتادو ديگه هم بلند نشد

    آره لناي قصه ي ما رفته بود رفته بود پيش عشقش ومن مطمئنم اون دوتا توي اون دنيا بهم رسيدن…

    لنا هميشه اين شعرو تکرار مي کرد

    خواهي که جهان در کف اقبال تو باشد؟ خواهان کسي باش که خواهان تو باشد

    خواهي که جهان در کف اقبال تو باشد؟ آغاز کسي باش که پايان تو باشد

    قشنگ بود ؟ نظر بدين. بي نظر نرينا!

    «تأخير...»

    يک داستان عاشقانه
    از زندگي خسته شده بود.... شقيقه هاش تير مي کشيد .. بي تفاوت به ديوار سفيد خيره شده بود... چقدر خسته بود... از نگاهش پيدا بود. تنها اوميدانست... 
    چقدر دوستش داشت؟ جواب اين سوال را نمي دانست اما کسي در درونش فرياد ميزد يک دنيا اما دنيا به چشمش کوچک بود...به اندازه ي تمام ثانيه هايي که با ياد او.فکر او صداي او زندگي کرده بود... اما باز هم کم بود چون همه ي انها به نظرش به کوتاهي يک روياي شيرين بي بازگشت بود.... هر اندازه که بود.مطمعن بود که ديگر بدون او حتي نفس هم برايش سنگين خواهد بود و مي دانست ديگر بي او زندگي چيزي کم دارد به رنگ عشق!
    نگاهش به جعبه ي کوچکي بود که روي ميز بود. دستش را دراز کرد جعبه را برداشت.نفسش داشت بند مي امد. ياد يک هفته پيش افتاد که با چه شوق و ذوقي رفت و خريدش تا بدهدش يادگاري .يادگاري که با ان عشق را جاودان سازد..چه قدر زيبا بود ... درخشش نگينش توجه همه را به خود جلب ميکرد. چه قدر با خودش تمرين کرد. شب از هيجان خوابش نبرد. اخه فردا باهاش قرار داشت . صبح زود بلند شد . يک دوش گرفت. کت شلواري را که مي دانست خيلي دوست دارد پوشيد. حسابي خوش تيپ کرد. جعبه را گذاشت تو جيبش. اما طاقت نياورد باز کرد و بار ديگر نگاهش کرد. چه قدر زيبا بود اما ميدانست اين زيبايي در برار ان عزيز که دلش را سال ها بود دزديده بود هيچ است.
    سر ساعت رسيد. از تاخير داشتن متنفر بود.چند دقيقه بعد او امد. کمي اشفته بود. با خودش گفت حتما براي رسيدن به من عجله کرده است. سر ميز هميشگي شان نشستند. کمي صحبت کردند. کم حرف بود. بيشتر دوست داشت که بشنود. از همه چيز برايش گفت. داشت کم کم حرفاش را جمع و جور مي کرد. از اضطراب تو جيبش با جعبه بازي مي کرد. تا خواست حرف دلش را بزنه.. وسط حرفش پريد گفت.. .... يک چيزي را مي خواستم بهت بگم. من دارم ميرم. تا اخر هفته ي ديگه... ديگه هيچي نشنيد .. انگار که مرد.. قلبش ديگه نمي زد.. صداش در نمي امد.گلوش خشک شده بود....تا اينکه به سختي گفت؟ چي ؟؟؟ يک بار ديگه بگو... بغض کرد گفت: من دارم ميرم. مجبورم. بابا برام بيليت گرفته. خودم هم نمي دونستم.. اصلا باورم نميشه.فقط يک خواهش دارم اين يک هفته ي اخر را باهم خوش باشيم و بذار با يک دنيا خاطرات قشنگ اين داستان تموم شه...نمي خواست هيچي بشنوه. حاضر بود بقيه عمرش را بده و زمان در چند دقيقه قبل ثابت بمونه. اما حيف نمي شد.. از سر ميز بلند شد. ناي راه رفتن نداشت. انگار همه ي دنيا روي دوشش بود. گفت بعدا بهت زنگ ميزنم. صدايي راشنيد که ميگفت: تو را خدا اروم باش.. مواظب خودت باش... نفهميد چه طوري خودش را رساند خونه . رفت تو اتاقش . خودش را انداخت رو تخت. و تنها صداي يک احساس خيس بود که سکوت تنهاييش را مي شکاند. نفهميد چند ساعت گذشته بود. برايش مهم نبود. موبايلش را نگاه کرد 10 تا اس ام اس با 3 تا ميسکال! مي دانست که از نگراني دارد مي ميرد. بهش زنگ زد. سعي کرد بروز ندهد  اما نشد تا صدايش را شنيد که گفت بله بفرماييد بغضش ترکيد....گوشي را قطع کرد . چند دقيقه بعد دوباره زنگ زد.. با خودش عهد بسته بود که اخرين خواسته اش را با جون دل انجام بدهد. و اين يک هفته را با هم خوش باشند. هر روز به جاهايي سر ميزدند که با هم رفته بودند. جاهايي که با هم خاطره داشتند. شب ها هم تا سپيده با تلفن حرف مي زدند. به ياد تمام شب هايي که با هم تا صبح از عشق گفته بودند.
    ثانيه برايشان عزيز بود. قيمتش قدر تمام عشقي بود که بهم تقديم کرده بودند. اما اين ثانيه ي عزيز خيلي بي رحم و بي تفاوت به زمين و زمان در گذر بود و يک هفته به سرعت يک نيم نگاه عاشقانه گذشت.. روز اخر شد ... لحظه ي اخر فرا رسيد ... وقت گفتن خداحافظي ... نمي خواست از دستش بدهد . نمي خواست بذارد برود... نمي خواست.......... اما...............
    نگاهش کرد. اخرين نگاه. چقدر دوستش داشت... گفت مواظب خودت باش.. گفت: تو هم همين طور. سخت نگير اين نيز بگذرد.
    گفت: بي تو نمي گذره!!! اشک تو چشامانش حلقه زده بود اما نمي خواست اشکهايش را ببيند!بوسيدش.. چقدر گرمايش را دوست داشت . اما حيف که اخرين بوسه بود... براي اخرين بار نگاهش کرد سرش را به زير انداخت و رفت بي خداحافظي.. صدايي را مي شنيد که مي گفت: خداحافظ...
    نگاهش به ساعت افتاد.هنوز نرفته بود . با اينکه همين چند ساعت پيش او را ديده بود اما دلش تنگ شده بود.. خيلي تنگ.
    صداي موبايل او را از عالم رويا به واقعيت بازگرداند . گوشي را برداشت. صداي اشنايي بود..: من پروازم را از دست دادم. نميرم.
    مي اي دنبالم؟
    اين بار هم چيزي نمي شنيد . صدا گفت: صدام مياد؟ ميگم نمي رم. پيشت مي مونم . دوست دارم. مي اي دنبالم؟
    به خودش امد: اره . همين الان اومدم.
    گوشي را قطع کرد. چه قدر خوشحال بود. زندگي با عشق و ديگر هيچ.چشمش به جعبه ي روي ميز افتاد هنوز هم درخشش زيبا بود.

    پسر زیر قولش نمی زند...

    پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم
    تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر با خودش میگفت :میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی..ولی این بود اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی…شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید…

    چشمانش را باز کرد..دکتر بالای سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت کنید..درضمن این نامه برای شماست..!
    دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد. بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود:

    سلام عزیزم.الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت بدم..پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم..امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه.(عاشقتم تا بینهایت)

    چوپان دروغگو 2 و امام زاده...

    چوپانی گله را به صحرا برد به درخت گردوی تنومندی رسید. 
    از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد كه ناگهان گردباد سختی در گرفت، خواست فرود آید، ترسید. باد شاخه ای را كه چوپان روی آن بود به این طرف و آن طرف می برد. 
    دید نزدیك است كه بیفتد و دست و پایش بشكند. 
    در حال مستاصل شد... 
    از دور بقعه امامزاده ای را دید و گفت: ای امام زاده گله ام نذر تو، از درخت سالم پایین بیایم. 
    قدری باد ساكت شد و چوپان به شاخه قوی تری دست زد و جای پایی پیدا كرده و خود را محكم گرفت. گفت: ای امام زاده خدا راضی نمی شود كه زن و بچه من بیچاره از تنگی و خواری بمیرند و تو همه گله را صاحب شوی. 
    نصف گله را به تو می دهم و نصفی هم برای خودم... 
    قدری پایین تر آمد. 
    وقتی كه نزدیك تنه درخت رسید گفت: ای امام زاده نصف گله را چطور نگهداری می كنی؟ 
    آنهار ا خودم نگهداری می كنم در عوض كشك و پشم نصف گله را به تو می دم. 
    وقتی كمی پایین تر آمد گفت: بالاخره چوپان هم كه بی مزد نمی شود كشكش مال تو، پشمش مال من به عنوان دستمزد. 
    وقتی باقی تنه را سُرخورد و پایش به زمین رسید نگاهی به گنبد امامزاده انداخت و گفت: مرد حسابی چه كشكی چه پشمی؟ ما از هول خودمان یك غلطی كردیم،غلط زیادی كه جریمه ندارد!

    انسولین خوراكی ...

    ساخت انسولین خوراكی در دانشگاه صنعتی اصفهان

     محققان دانشگاه صنعتی اصفهان طی یك طرح پژوهشی موفق به تهیه انسولین خوراكی و بررسی عملكرد مثبت آن در بدن موجود زنده آزمایشگاهی شدند.
    ‌ ویــدا رحمانی، دانشــجوی كارشناسی ارشد، این طرح پژوهشی را با راهنمایی دكتر كیقباد شمس، دانشیار دانشكده مهندسی شیمی و مشاوره دكتر حمیدرضا رحمانی، دانشیار دانشكده كشاورزی و همكاری دكتر جمال مشتاقیان، استادیار گروه زیست‌شناسی دانشگاه اصفهان انجام داده است.
    ویدا رحمانی پژوهشگر این طرح با اعلام این خبر افزود: بیماری دیابت قندی شایع‌ترین بیماری متابولیک در جهان است که طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی به عنوان ششمین علت مرگ و میر در دنیا مطرح است.
    وی گفت: تزریق روزانه یک تا چند دوز انسولین برای بیماران دیابتی امری ضروری است و این کار علاوه بر دشوار و دردناک بودن، عوارض جسمی و روحی زیادی به همراه دارد.
    شمس استاد راهنمای این پژوهش نیز با اشاره به این‌كه در سراسر دنیا تلاش برای تهیه فرمولاسیونی خوراکی از انسولین در حال انجام است، خاطرنشان كرد: تاکنون اثر به کار بردن مخلوط پلیمرهای زیست تخریب پذیر در پوشش‌دهی انسولین، تهیه انسولین خوراكی با این آمیزه و کنترل رهایش آن بررسی نشده بود.
    دانشیار دانشكده مهندسی شیمی با بیان این‌كه در این پژوهش، از چهار پلیمر زیست تخریب پذیر شامل پلی‌لاكتیك گلیكولیك اسید و پلی لاکتیک اسید، یود راجت و پلی اتیلن گلایكول استفاده شده است، گفت: انسولین خوراكی با اندازه حدود 300 نانومتر تهیه و رهایش آن در درون و بیرون بدن موجود زنده آزمایشگاهی ارزیابی شده است.
    وی یكی از موانــع اصلی در استفاده از انسولین به صورت خوراکی را تخریب آن توسط آنزیم‌های دستگاه گوارش دانست که در این تحقیق با پوشش‌دهی انسولیــن توسط پلیــمرهای زیست‌تخریب پذیر، انسولین حین عبور از معده موش آزمایشگاهی، از اثر آنزیم‌های معده محافظت و در محیط روده رها شد.
    به گفته این استــاد دانشگاه، در این پــژوهش پوشش‌دهی انسولین با مخلوطی از پلیمرهای زیست‌تخریب‌پذیر انجام شد و یک فرمولاسیون مناسب خوراکی از انسولین به دست آمد كه نتیجه قابل توجه این پژوهش، موفقیت‌آمیز بودن این طرح در آزمایش‌هایی بود که روی موجود زنده انجام شد.
    شمس در خصوص آزمایش‌های پژوهشی انجام شده عنوان كرد: یک دوز مؤثر انسولین تهیه شده به این روش به تعدادی موش صحرایی دیابتیک از طریق دهان خورانده شد و میزان قند خون آنها به مدت بیش از یک هفته در محدوده طبیعی کنترل شد.

    فال و طالع بوسه

    دوست دارید بدانید كه چطور احساسات گرم و سوزان معشوقه تان را ارضاء می كنید؟ فال در مورد سبك بوسیدن متولدین ماه های مختلف است. امیدواریم با خواندن این فال بتوانید با شخصیت معشوقتان بیشتر آشنا شوید و ببینید كه لبهایتان چه سرنوشت عشقی برای شما رقم می زند! 

    برج حمل (فروردین)
    بوسه های شما تند و سریع و بسیار پرحرارت هستند كه نشانگر حس شهوتران و لذت طلب شماست، اما این احساس داغ و سوزان خیلی زود فروكش می كند.
      
    برج ثور (اردیبهشت)
    بوسه های شما با تعلل صورت می گیرد اما بوسه هایی ژرف و با احساس هستند كه پی در پی می آیند و می آیند و…
      
    برج جوزا (خرداد)
    بوسه های شما با فوران خنده، لبخند و مسخره بازی قطع می شود.
     
    برج سرطان (تیر)
    بوسه های شما گرم و لطیف است، و دوست دارید تا ابد به آن ادامه دهید…   
      
    برج اسد (مرداد)
    بوسه های شما وحشی و پراحساس، همراه با چنگ زدن و گاز گرفتن است. هیچگاه موقع بوسیدن از بروز احساسات خود جلوگیری نمی كنید و دوست دارید دیگران شما را به این خاطر تشویق كنند.
      
    برج سنبله (شهریور)
    بوسه های شما بسیار دقیق، ظریف و ماهرانه است و معشوقتان زمانی متوجه آن می شود كه شما كارتان را تمام كرده اید
      
    برج میزان (مهر)
    آنقدر نگران وضعیت تنفستان هستید كه نمی توانید خوب به بوسیدنتان بپردازید.
     
    برج عقرب (آبان)
    شما خیلی زود از بوسیدن می گذرید و به سراغ……چیزی می روید كه پشت سر آن برسد.

    برج قوس (آذر)
    بوسه های شما غافلگیر كننده و خود به خودی هستند كه باعث می شود معشوقتان بیشتر و بیشتر طلب كند.
     
    برج جدی (دی)
    بوسه های شما لحظه ی خلاص شدن و آزادی از استرسی است كه در طول روز اسیرتان كرده است.
     
    برج دلو (بهمن)
    بوسه های شما خیس و با كثیف كاری همراه است و هنگام بوسیدن چشمانتان را باز نگاه می دارید!
     
    برج حوت (اسفند)

    بوسه های شما رویایی، خیال انگیز، عاشقانه و ابدی است.

    خواص یونجه...

    یونجه

    گیاه دارویی یونجه با نام محلی اسپست،‌ از نظر طب قدیم ایران گرم است البته گونه تازه آن گرم و تر و خشک شده آن گرم و خشک است.

    به گزارش سرویس بهداشت و درمان ایسنا - منطقه سیستان و بلوچستان، گیاه دارویی یونجه گیاهی علفی و چند ساله است که ارتفاع آن تا یک متر می رسد و برگ های آن دارای سه برگچه می باشد.

    برگچه‌های آن، نوک تیز و سبز رنگ و بیضی شکل است و گل های آن به رنگ بنفش تیره یا آبی روشن است. میوه یونجه مانند صدف بوده و دانه داخل میوه مانند لوبیا می باشد.

    محمد امیر راشکی مسئول بهره برداری اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری سیستان و بلوچستان در این باره گفت: گیاه دارویی یونجه سرشار از ویتامین های A_ C_E_K و همچنین

    دارای آمیلاز است که آنزیم مخصوص هضم مواد نشاسته ای است.

    وی به خبرنگار ایسنا اظهار كرد: آنزیم های بسیاری در یونجه یافت می شود که به عنوان مثال می توان به امولسین، اینورتاز و پکتیاز اشاره کرد.

    وی اظهار کرد: یونجه دارای قریب به 20 درصد پروتئین است و پروتئین های موجود در ...

    برای خواندن متن کامل به ادامه ی مطلب بروید...

    ادامه نوشته

    علّت خواب رفتن دست و پا

    آيا مي دانيد علّت خواب رفتن دست و پا چيست؟

    آیا می دانید چرا پای تان هنگامی که خواب هستید می گیرد ؟ چه علتی دارد ؟ 

    یک متخصص ارتوپدی اظهار کرد: گرفتگی عضلات در خواب اغلب به دلیل عکس‌العمل یا همان ریفلاکس بیش از حد عضلات است.

    دکتر مجتبی آذریانیان گفت: گرفتگی عضلات در خواب اغلب به دلیل رفلاکس بیش از حد عضلات است. فرد وقتی در خواب جابجا شده و تکان می‌خورد، ماهیچه‌های ساق پا جمع شده و تاندون‌ها کشیده می‌شوند.

    این عمل باعث تحریک گیرنده‌های عصبی موجود درتاندون‌ها شده و با فرستادن پیام‌های عصبی به نخاع، منقبض شدن عضلات را اعلام می‌کند. بعضی اوقات عضلات در همان حالت انقباض باقی مانده و صدمه می‌بیند.

    وی عنوان کرد: گرفتگی دردناک عضلات در شب، می‌تواند به دلیل صدمات عصبی مانند کوفتگی عصب، آسیب‌های عضلانی، قطع موقتی جریان خون به پاها و مقادیر غیرعادی املاح

    هورمون‌ها در بدن باشد که اگر فرد دارای یکی از این مشکلات باشد، باید به پزشک مراجعه کند.

    دکتر آذریانیان در ادامه گفت: شخص اگر مشکل جدی نداشته باشد، می‌تواند قبل از خواب با انجام کارهایی که باعث کاهش رفلاکس (واکنش) کششی می‌شوند از گرفتگی عضلات پا

    جلوگیری کند که این موارد شامل انجام ورزش مخصوص پا است که باعث کشیدگی ساق پا می‌شود به طوری که فرد روی شکم دراز کشیده و کف دست‌ها را بر روی زمین گذاشته و با بالا

    و پائین آوردن دست‌ها، شکم را به زمین نزدیک و دور می‌کند. همچنین استفاده از تشک گرماده به مدت ۱۰ دقیقه قبل از خواب که باعث گرم شدن پا می‌شود نیز مفید است.

    تضعیف جستجوگر گوگل...

    مدتی است که گوگل  در نتایج جستجوی خود تغییراتی داده است که نتایج ضعیف آن حتی صداهای انگلیسی زبانها را نیز درآورده است. اما بدتر از آن نتایج جستجو واژه های فارسی در گوگل است. اگرچه در زبان انگلیسی الگوریتمهای پیشرفته تر گوگل و همچنین بررسی دقیق تر نتایج جستجو توسط تیم نظارتی گوگل باعث ارائه نتایج قابل قبول می شود اما به نظر می رسد در مورد جستجو در محتوای فارسی  گوگل الگوریتمهای چندان هوشمندانه ای ندارد. این روزها تقریبا امکان ندارد واژه ای به فارسی را جستجو نکنیم و در صفحه اول نتایج گوگل چند مورد صفحات تبلیغاتی و اسپم دیده نشود. احتمالا پاسخ گوگل این است که سایتهای اسپم را گزارش دهید اما اینجا بحث یک مورد یا دو مورد نیست بحث نتایج ضعیف جستجوگر در تحلیل محتوای سایتهای فارسی است و همین قضیه باعث شده است که هر روز سایت تبلیغاتی جدید در نتایج نخست جستجو در گوگل ظاهر شود.
    به سادگی و با نگاهی به نتایج گوگل  میتوان متوجه شد که گوگل به طرز افراطی به آدرس سایت و صفحات و واژه های استفاده شده در آدرس صفحات اهمیت می دهد و گویی آنرا معیار اصلی ارتباط صفحه با واژه جستجو شده می داند. همین مسئله از دید   طراحان سایتهای تبلیغاتی و اسپم دور نمانده است و در واقع اساس کار بسیاری از سایتهای اسپم فارسی قرار داده واژه های مختلف در آدرس صفحات  یا  در آدرس زیردامنه است. همچنین جالب است که از قرار گوگل دیگر اهمیت چندانی به توجه سایتهای دیگر به یک صفحه یا سایت نمیدهد و مشاهده می شود که حتی در نخستین نتایج گوگل سایتهای اسپمی وجود دارند که تقریبا از هیچ سایت دیگری به آنها لینک نشده است.
    شخصاً در جستجوی واژه های فارسی دیگر موتورهای جستجوگر (مثل یاهو قبل از یکسان شدن بخش جستجوی آن با بینگ و جستجوگر بینگ) به مانند گوگل شاهد جولان سایتهای اسپم فارسی نبوده ام یا حداقل به مانند نتایج گوگل در راس نتایج جستجو و آنقدر آزاردهنده نبودند. بخصوص نسخه سابق جستجوگر یاهو که به نظرم یکی از بهترین نتایج جستجوی واژه های فارسی را داشت (بسیار مرتبط و از سایتهای معتبر) که متاسفانه پس ترکیب این بخش یاهو یا جستجوگر بینگ مایکروسافت نتایج آن دیگر به خوبی سابق نیست.
    تغییر در اهمیت معیارهای جستجوگر گوگل در رتبه بندی صفحات و ارتباط آن با واژه جستجو شده توسط کاربران و اهمیت بیش از حد به معیارهای مانند استفاده از واژه ها در آدرس باعث شده است که این جستجوگر در ارائه نتایج جستجوی واژگان فارسی تبدیل به جستجوگری درجه دو شود و چه بسا گاهی  استفاده از جستجوگرهای دیگر در جستجوی کلمات فارسی انتخاب بهتری باشد.

    سفر  آسوده (طنز)...

    برای مشاهده ی اندازه ی واقعی و کیفیت اصلی بر روی عکس کلیک کنید.

    خواص سیگار(طنز)...

     
    1.سیگار کشیدن باعث میشه شما هرچه سریعتر از شر سلامتی و زندگی به امید خدا خلاص بشید
    و بتونید پا به عرصه های جدیدتری از جمله جهان آخرت بگذارید و تجربه های جدیدی رو کسب کنید !
    ۲٫ وقتی سیگار بکشین یه سرفه هایی میکنین به خدا همچین سرتون
    حال میاد انگار قولنج ریه تون رو گرفته باشن یعنی ششتون حال میاد !
    ۳٫اونایی که سیگاری هستن بعد از یه مدت متوجه میشن که روابط
    عاطفی عمیقی با چای و نسکافه پیدا کردن !
    ۴٫ اگه سیگاری بشین برای مواقع بیکاری، بیعاری، بیخوابی، بیداری ،بیزاری، بیذاتی، بیماری
    سیرابی، لیوانی، خوشحالی، ناراحتی و سایر مواقع بهترین امکان رو در اختیار دارین !
    ۵٫ اگه سیگاری بشین دارای روابط اجتماعی درخشان میشین
    و میتونین دوستان جدید و زیادی از نوع دودی پیدا کنین !
    ۶٫ وقتی شما جزء خریداران سیگار باشین دوستانی رو پیدا میکنین که از بس دوستتون دارن
    شما رو به شکل شیرینی میبینن و درک نوع دوستی به شما بسیار عمیق تر خواهد بود !
    ۷٫ اگه سیگاری بشین توی محیط های سربسته و عمومی از دست سیگاری ها
    حرص نمیخورین و این خودش باعث میشه آرامش اعصاب داشته باشین !
    ۸٫وقتی سیگاری بشین، میتونین توی مسابقه جهانی
    ترک سیگار شرکت کنین و کلی پول به جیب بزنین !
    ۹٫ اگه سیگاری بشین، وقتی با اقوام و دوستان به پیک نیک میرین موقع روشن کردن آتیش
    میتونین روش روشن کردن کبریت در میان باد و بوران رو به اونا نشون بدین
    و خودتون رو به عنوان یک قهرمان ملی معرفی کنید !
    ۱۰٫ اگه سیگاری بشین با سوپری سر کوچتون بیشتر رفیق
    میشین طوری که اگه یه روز نرین سراغش دلش براتون تنگ میشه !
    ۱۱٫ اگه مخفیانه سیگار بکشین میتونید با کوچه پس کوچه های اطراف خونه
    پشت بام، زیر زمین و دیگر جاهایی که تا حالا زیاد بهشون توجه نکردین
    یا لازم نیست اسمی ازش برده بشه بیشتر آشنا بشین !
    ۱۲٫ وقتی مخفیانه سیگار میکشین با ادوکلن، عطر و دئودورانت های ارزون قیمت و همچنین
    انواع آدامسهای p.k، خروس نشان، relax و غیره آشناتر میشین و احساس می کنید
    (البته خودتون) به آدمی خوشبو با دندونای سفید مبدل شدین !
    ۱۳٫ هرچه بیشتر سیگار بکشین راحت تر میتونین
    از شر پولهایی که توی جیبتون سنگینی میکنه راحت بشین !
    ۱۴٫ اگه سیگاری بشین توی شهرای بزرگ که هوای آلوده دارن
    راحتتر میتونین زندگی کنین و مشکل آلودگی هوا آنچنان آزارتون نمیده !

    ژست گرفتن در عكاسی

    نحوه ژست گرفتن در عكاسی
    بسیاری از عكاسان حرفه ای تابستان را بهترین فصل برای عكاسی از افراد می دانند. و همینطور در این فصل بسیاری از عكاسان ترجیح می دهند در طبیعت عكاسی كنند و مردم هم دوست دارند عكس های زیبایی از خود در طبیعت داشته باشند. ولی گذشته از فصلی كه در آن عكاسی می كنید به عنوان عكاس پورتره متوجه شدم یك چیز بین همه افراد مشترك است. آنها می خواهند در عكس فوق العاده تر از حالت عادی به نظر برسند.
    عكاسی از افراد تركیبی بحرانی از عوامل مختلف از جمله: نور پردازی در فضای بسته و در فضای آزاد، مكان یابی خلاق، برجسته سازی سوژه، ثبت احساسات و شخصیت فرد و آخرین و یكی از مهمترین آنها ژست گرفتن تشكیل شده است. كه رعایت تك تك آنها در خلق تصویری زیبا حیاتی است.
    ژست گرفتن چیزی جز زبان بدن نیست. انگشتی كه جایی را نشان می دهد، شانه های افتاده، سر پایین و... هر كدام می تواند بیانگر حالت ها و خصوصیات شخصیتی فرد باشد. اصولا ژست گرفتن سوژه را عكاس می بیند و كنترل می كند و باید به سوژه خود بیاموزد چگونه احساسات خود را در تصویر به نمایش بگذارد حتی به این شیوه می توان از فرد شخصیتی متفاوت به نمایش گذاشت.
    كمی بیشتر دقت كنید: فردی با اعتماد به نفس بالا با شانه های خمیده و سر پایین نمی ایستد. آنها راست می ایستند و چهره ای دارند كه كه گویی نسبت به زندگی شور و هیجان زیادی دارند. فردی كه ساكت و گوشه گیر است نمی تواند به راحتی در وسط خیابان برقصد ولی كسی كه پر انرژی و پر حرارت است هنگامی كه صدای موسیقی را می شنود نا خودآگاه از جایش بلند می شود و شروع به حركت می كند.
    درباره آناتومی بدن فكر كنید: هر قسمت از بدن هر كسی حرف های زیادی برای درباره شخصیت او بیان می كند به خصوص اگر هر كدام از آنها در موقعیت درست قرار گرفته باشد. شما به عنوان عكاس چهره باید بتوانید هر عضو بدن را در جای مناسب قرار دهید و دانش خود را درباره زبان بدن تقویت كنید.
    در اینجا بعضی از اصول كلی برای ژست گرفتن را بیان می كنیم. آنها را مطالعه كنید و با استفاده از تركیبی از آنها عكس های مختلف بگیرید و تاثیر این حركت ها را در عكس های خود ببینید. به تدریج متوجه می شوید عكس هایی گرفته اید كه با شما سخن می گویند.
    دست ها
    • انگشتان دختران باید بلند و زیبا باشد بنابراین به گونه ای عكس بگیرید كه در آن انگشت ها باز باشد و كشیده دیده شوند.
    • دست های پسران و آقایان بهتر است نیمه بسته باشد گویی سنگی در دست دارند.
    پا ها
    • اگر ران ها از یكدیگر فاصله داشته باشند نمایانگر قدرت هستند.
    • به پاها زاویه های متفاوت بدهید یا یكی از آنها را در بلندی (مثل پله یا صندلی و...) قرار دهید در این صورت مقیاس بهتری از عمق خواهید داشت.
     
    بازو و ساعد
    • خمیدگی دست ها از آرنج بیانگر احساس راحتی شخص است.
    • اگر دست ها راست و كشیده باشند احساسی از رسمیت و خشونت را القا می كنند ( با احتیاط بیشتری از این وضعیت استفاده كنید.)
    سر / چانه
    • اگر سر كمی به عقب متمایل شود معمولا چاشنی شرارت را به عكس های شما می افزاید. (به خصوص برای آقایان) البته از این وضعیت در هر شرایطی نمی توانید استفاده كنید و بهتر است قبل از استفاده از آن خوب فكر كنید.
    • اگر سر را به سمت بالا بگیرید طوری كه از شانه ها فاصله زیادی بگیرد احساس طنز و سبكی به سوژه شما می افزاید.
    • اگر سر را پایین نگه دارید تا به شانه های نزدیك تر شود بیانگر قدرت و جایگاهی خاص است. به خصوص اگر از بالا عكس بگیرید این وضعیت پر رنگ تر به چشم می خورد.
    ساق پا
    • ساق ها اگر جدا از یكدیگر قرار گیرند احساس قدرت را القا می كنند.
    • وقتی فرد ایستاده است یكی از ساق های سوژه باید وزن او را نگه دارد و ساق پای دیگر به سمتی یا به جلو تمایل داشته باشد و حتی می توانید پشت پای دیگر مانند رقصنده های باله قرار گیرد.
    شانه ها
    • بهتر است شانه ها در یك سطح قرار نگیرند.
    • شانه های پر كه از بالا دیده شوند بیانگر قدرت هستند.
    مفاصل
    • یك قانون كلی برای همه مفاصل وجود دارد آنها را خم كنید. فرقی نمی كند مفصل زانو، آرنج، مچ و یا هر مفصل دیگری كه می خواهد باشد این قانون درباره آن صادق است.
    باسن
    • دختران و خانم ها بهتر است كمی باسن خود را به جلو متمایل نمایند تا كشیده تر به نظر برسند.

    بررسي مکتبهاي بشري

    سوسياليسم : دو گاو داريد. يکي را نگه ميداريد. ديگري را به همسايه خود مي دهيد
    کمونيسم : دو گاو داريد. دولت هر دوي انها را ميگيرد تا شما و همسايه تان را در شيرش شريک کند
    فاشيسم : دو گاو داريد. شير را به دولت ميدهيد. دولت ان را به شما ميفروشد
    کاپيتاليسم : دو گاو داريد. هر دوي انها را ميدوشيد. شيرها را بر زمين ميريزيد تا قيمتها همچنان بالا بماند
    نازيسم : دو گاو داريد. دولت به سوي شما تيراندازي ميکند و هر دو گاو را مي گيرد
    انارشيسم : دو گاو داريد. گاوها شما را ميکشند و همديگر را مي دوشند
    ساديسم : دو گاو داريد. به هردوي انها تيراندازي ميکنيد و خودتان را در ميان ظرف شيرها مي اندازيد
    اپارتايد : دو گاو داريد. شير گاو سياه را به گاو سفيد ميدهيد ولي گاو سفيد را نمي دوشيد
    دولت مرفه : دو گاو داريد. انها را ميدوشيد بعد شيرشان را به خودشان ميدهيد تا بنو شند
    بوروکراسي : دو گاو داريد. براي تهيه شناسنامه انها هفده فرم را در سه نسخه پر ميکيد ولي وقت نداريد شير انها را بدوشيد
    سازمان ملل : دو گاو داريد. فرانسه شما را از دوشيدن انها وتو ميکند.امريکا و انگليس گاوها را از شير دادن به شما وتو ميکنند.نيوزلند راي ممتنع مي دهد
    ايده اليسم : دو گاو داريد. ازدواج ميکنيد. همسر شما انها را مي دوشد
    رئاليسم : دو گاو داريد. ازدواج ميکنيد. اما هنوز خودتان انها را مي دوشيد
    متحجريسم : دو گاو داريد. زشت است شير گاو ماده را بدوشيد
    فمينيسم : دو گاو داريد. حق نداريد شير گاو ماده را بدوشيد
    پلوراليسم : دو گاو نر و ماده داريد. از هرکدام شير بدوشيد فرقي نمي کند
    ليبراليسم : دو گاو داريد. انها را نميدوشيد چون ازاديشان محدود مي شود
    دموکراسي مطلق : دو گاو داريد. از همسايه ها راي ميگيريد که انها را بدوشيد يا نه
    سکولاريسم : دو گاو داريد. پس به خدا نيازي نيست

    10 واقعیت اعجاب‌انگیز...

    10 واقعیت اعجاب‌انگیز درمورد گفتار انسانها

    1. مهارت حرف‌زدن یک شگفتی است.
    برای تولید یک عبارت، تقریباً 100 عضله در سینه، گردن، فک، زبان و لب‌ها باید با هم همکاری کنند. هر عضله دسته‌ای متشکل از صدها یا هزاران فیبر است. برای هماهنگی این عضلات، نورون‌هایی بسیار بیشتر از حد لازم برای پای یک ورزشکار لازم است تا این عضلات را منقبض کنند. فقط هر یک نورون حرکتی می‌تواند حرکت را در 2000 فیبر عضلانی موجود در عضله ساق تحریک کند. اما نورون‌هایی که تارهای صوتی یا حنجره را کنترل می‌کنند، می‌توانند فقط به یک تا دو-سه سلول عضلانی بچسبند.

    2. هر کلمه یا عبارت کوتاهی که بر زبان می‌آید با الگوی حرکت عضلانی خاص خود همراه است.
    کلیه اطلاعات لازم برای بر زبان آوردن یک عبارت مثل "حال شما چطور است؟" در مغز در قسمت گفتار ذخیره می‌شود. اما این برنامه ثابت نیست. اگر دچار زخمی در دهان باشید که مانع تلفظ عادی کلمات شود، این حرکات تغییر می‌کنند و به شما این امکان را می‌دهند کلمات را تا حد امکان نزدیک به حالت عادی بر زبان آورید.

    3. یک کلمه ساده "سلام" می‌تواند .....

    برای خواندن همه ی موارد به ادامه ی مطلب وبلاگ شاد ۲۰۰۹ بروید....

     

    ادامه نوشته

    پیشگویی های نوستر آداموس

    ... آسمان، در چهل و پنج درجه (مختصات جغرافیایى نیویورك؟!) خواهد سوخت، آتش به شهر جدید (New City)، نزدیك مى‏شود.1

    جالب‏ترین نكته در مورد پیشگوئیهاى نوسترآداموس آن است كه وى به ندرت نام كشورى را به صراحت و آشكارا ذكر مى‏كند، حال آنكه در مورد ایران
    (Parsia) به صراحت عنوان مى‏كند كه ایران، جهان را تسخیر خواهد كرد. ایران از طریق آناتولى، فرانسه و ایتالیا را فتح خواهد كرد و بالاخره ایران باعث وقوع جنگ جهانى سوم خواهد شد.2 بنابراین، در گام نخست بایستى نوسترآداموس را بیشتر و بهتر بشناسیم و راز و رمز تأثیرگذارى وى بر تمدن غربى را از این طریق دریابیم.


    برای مشاهده ادامه ی متن و آشنا شدن با نوستر آداموس به ادامه ی مطلب وبلاگ شاد ۲۰۰۹ بروید.
    ادامه نوشته

    اذيت و آزار توسط وبلاگ

    چند گام مؤثر براي اذيت و آزار ديگران توسط وبلاگ

    مواد لازم:
    - خودتان (يك عدد)
    - كامپيوتر
    - اشتراك اينترنت رايگان يا كم‌هزينه
    - يك عدد وبلاگ و چند اي‌ميل
    - وقت و بيكاري به مقدار فراوان
    - فرهنگ پايين استفاده از رسانه به ميزان كافي

    ابتدا يك وبلاگ بسازيد. چون شما فقط قصد مردم‌آزاري داريد پس يك ريال خرج نكنيد و فقط از فضاي رايگان استفاده كنيد. هر طور شده تبليغ بالاي آن را برداريد. به شما تبريك مي‌گوييم. شما اكنون يك رسانه در اختيار داريد كه مي‌توانيد توسط آن مردم‌آزاري كنيد و كار رسانه نيز فقط همين است.
    حال مي‌پردازيم به روش‌هاي آزار ديگران:
    پاچه‌گير خوبي باشيد. اگر روحيه‌ي پاچه‌گيري نداشته باشيد نمي‌توانيد به آزار ديگران بپردازيد. اول ليستي از وبلاگ‌هاي پرمخاطب تهيه كنيد و شروع كنيد به حمله كردن و فحش دادن به آنها. مي‌توانيد به صورت مجازي آنها را هم گاز بگيريد و احياناً مشت و لقدي نثارشان كنيد و به صورتشان پنجول بكشيد. اين‌طور جلب توجه مي‌كنيد و همه مي‌فهمند چقدر مهم هستيد و يك‌شبه ره چند ساله را خواهيد پيمود. 
    در اين موارد به هيچ عنوان از اسم واقعي خودتان استفاده نكنيد چون شما خيلي مهم هستيد و تمام دستگاه‌هاي امنيتي جهان دنبال شما هستند. 
    تمام وبلاگ‌نويسان دشمن شما هستند حتي اگر خلاف آن ثابت شود. اين را يك اصل بدانيد. بنابر اين وبلاگ براي دوستي و ارتباط نيست بلكه براي ايجاد دشمني و ديگرآزاري به كار مي‌رود.
    به هر كه و هر چه دلتان خواست در وبلا‌گتان فحش بدهيد. آزادي بيان يعني همين.

    نظر بزرگان در مورد امتحان

    نظريات بزرگان در مورد امتحان(طنز)
     
    فقط سوپ كلم است كه حال آدم را بيشتر از امتحان بهم ميزند --- آلبرت انيشتين

    امتحان مسخره ترين كار دنياست ---- جرج برنارد شاو

    امتحان بدون تقلب مثل كريسمس بدون درخت است ---- كي اس اليت

    امتحان بخشي از زندگي است ،نه زندگي امتحانست --- پائولو كويئلو

    امتحان در صورت عدم حذف پزشكي ، اولين گام در جهت شروع چاپلوسي پيش استاد براي نمره ي ده گرفتن است ---- كامي نيك صالحي

    چي گفتيد امتحان؟ اصلا معني اس را نمي دانم ---- جرج اورول

    امتحان فقط يه بازيه ... يه بازيه مسخره ---- از ديالوگهاي فيلم نيش

    هر كس را ميخواهي از خودت متنفر كني ،امتحانش كن ---- يك ضرب المثل برمه اي

    توي مدرسه هر سوالي را كه در امتحانهايم درست جواب ميدادم ، بعدا مي فهميدم كه كاملا غلط بوده اين اتفاق بعدها در زندگيم هم ادامه يافت . هر وقت فكر كردم درست رفتار كرده ام ،ديدم يك جاي كار اشتباه بود ----- ارنست همينگوي

    خلاف در کشورهای مختلف

    مقایسه خلاف درایران و کشورهای مختلف!!!
     
    امریکا: شما خلاف می کنید.پلیس شما را دستگیر میکند.احیاناً آن وسط مقادیری مشت و لگد توسط افسر پلیس دریافت میدارید؛ یک نفر از این صحنه فیلم میگیرید و در اینترنت پخش می کند. صحنه ضرب و شتم شما از 222 کانال خبری و سیاسی پخش می شود. پلیس رسوا می شود .پلیس از مردم امریکا عذرخواهی می کند. پلیس 15 میلیون دلار به شما غرامت می دهد.شما نیز به خاطر جرمی که مرتکب شده اید مجازات می شوید.

    ایتالیا: شما خلاف می کنید. پلیس شما را دستگیر می کند. شما به پلیس رشوه می دهید. شما آزاد می شوید!

    فرانسه:
    شما خلاف می کنید اما پلیس شما را دستگیر نمی کند چون فعلاً به خاطر حقوق پایینش در حال اعتصاب است. ..

    انگلیس: شما خلاف می کنید و پلیس یک مسلمان سیاه پوست عرب را به جای شما دستگیر می کند.

    آلمان
    : شما خلاف می کنید و سگ های پلیس ردتان را پیدا می کنند و شما را دستگیر می کنند.

    سویس: شما خلاف نمی کنید .پس نیازی به حضور پلیس نیست.

    عراق:
    شما خلاف می کنید.پلیس شما را دستگیر می کند.در حین دستگیر شدن بمبی که در جورابتان جا سازی کرده اید منفجر می کنید و به همراه پلیس می میرید.

    چین:
    شما خلاف می کنید. شما اعدام می شوید!
    امارات: شما حال و حوصله خلاف ندارید و به جایش با همراهی پلیس ،از کشور های همجوار دختر وارد می کنید!

    هندوستان: شما خلاف می کنید.پلیس شما را دستگیر می کند و شما عاشق دختر رئیس پلیس می شوید و توسط اون دختر از زندان فرار می کنید و در حالیکه دو تایی آواز میخوانید و دور درخت می چرخید و روسری دورگردن معشوقه تان می پیچید و هی دستش را می گیرید و می کشید و ول میکنید به دوردست ها فرار می کنید.

    هلند:
    از آنجا که همه کار های خلاف در این کشور خلاف محسوب نمی شوند بنابراین شما (این قسمت سانسور شد) ... را هم که به یکدیگر پیوند بزنید باز هم خلاف محسوب نمی شود و پلیس دستگیرتان نمی کند!

    روسیه:
    شما خلاف می کنید اما قبل از آنکه توسط پلیس دستگیر شوید توسط گروه های رقیب کشته می شوید.

    گل مجیدی بالاتر از رونی

    فرهاد مجيدي کاپيتان تيم فوتبال استقلال در رده بندي بهترين گلزنان باشگاهي جهان در سال 2010، بالاتر از وين روني مهاجم تيم منچستريونايتد قرار گرفت.





    فدراسيون بين المللي تاريخ و آمار فوتبال جدول بازيکنان گلزن برتر جهان در سال 2010 را منتشر کرد که طي آن فرهاد مجيدي با به ثمر رساندن پنج گل در بازي هاي ليگ قهرمانان آسيا در رده بيست و يکم و بالاتر از وين روني مهاجم صاحب نام تيم منچسرتر يونايتد قرار گرفت.
    اين در حالي است که مهرزاد معدنچي بازيکن ايراني تيم الاهلي امارات نيز با به ثمر رساندن چهار گل در رده سي و ششم جهان قرار دارد.
    همچنين مهدي رجب زاده، بازيکن تيم فوتبال مس کرمان که در رقابت هاي ليگ قهرمانان آسيا براي تيمش چهار گل زده است در رده سي و نهم اين جدول جاي دارد.
    فلاويو داسيلوا و فابيو سزار، بازيکنان برزيلي دو تيم الشباب عربستان و الريان قطر نيز هر کدام با به ثمر رساندن هشت گل صدر جدول برترين گلزنان باشگاهي جهان را به خود اختصاص داد و پس از آنها عبدالرزاق الحسين از تيم الجيش سوريه در رده سوم قرار گرفت .

    پولدارترین بازیکنان و مربیان

    بازیکنان فوتبال:

    ‌١- لیونل مسی ( بارسلونا ): ‌٢٩.6 میلیون پوند

    ‌٢- دیوید بکام (لس آنجلس گلکسی/ میلان): ‌٢٧.3 میلیون پوند

    ‌٣- کریستیانو رونالدو ( رئال مادرید): ‌٢٧ میلیون پوند

    ‌٤- کاکا ( رئال مادرید) : ‌١٦.9 میلیون پوند

    ‌٥- تیری آنری ( بارسلونا) : ‌١٦.1 میلیون پوند

    ‌٦- رونالدینیو (میلان): ‌١٥.5 میلیون پوند

    ‌٧- کارلوس تبس ( منچسترسیتی): ‌١٣.8 میلیون پوند

    ‌٨- زلاتان ابراهیموویچ (بارسلونا): ‌١٣ میلیون پوند

    ‌٩- فرانک لمپارد (چلسی): ‌١٢.8 میلیون پوند

    ‌١٠- ساموئل اتوئو ( اینتر):12.4 میلیون پوند


    مربیان فوتبال :

    ‌١- ژوزه مورینیو (اینتر) : ‌١١.7 میلیون پوند

    ‌٢- روبرتو مانچینی(سیتی): ‌١٠.8 میلیون پوند

    ‌٣- لوئیس فیلیپه اسکولاری (بنیادکار): ‌٨.5 میلیون پوند

    ‌٤- یورگن کلینزمن (مربی سابق بایرن): ‌٨.1 میلیون پوند

    ‌٥- فابیو کاپلو (سرمربی انگلیس): ‌٧.5 میلیون پوند

    ‌٦- گاس هیدینک (سرمربی روسیه):7.1 میلیون پوند

    ‌٧- سرالکس فرگوسن (منچستریونایتد): ‌٦.5 میلیون پوند

    ‌٨- پپ گواردیولا( بارسلونا): ‌٥.8 میلیون پوند

    ‌٩- آرسن ونگر (آرسنال): ‌٥.7 میلیون پوند

    ‌١٠- لوئیس فان خال (بایرن مونیخ): ‌٥.4 میلیون پوند

    نهایت ابراز عشق

    داستان بسیار زیبا و خواندنی ” نهایت ابراز عشق ”

    shad2009.blogfa.com............لوگو سازي رايگان شاد2009 

    یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟

    برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند.

    در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند،

    داستان کوتاهی تعریف کرد:


    یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند. یک قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود. رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست شناس فریاد زنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند.

    داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد. راوی اما پرسید : آیا می انید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟

    بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است! راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی.از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود.››

    قطره های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار می کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود.

    عشق جوان به دختر پادشاه

    داستان عشق جوان به دختر پادشاه

    جوانی گمنام عاشق دختر پادشاهی شد. رنج این عشق او را بیچاره کرده بود و راهی برای رسیدن به معشوق نمی یافت. مردی زیرک از ندیمان پادشاه که دلباختگی او را دید و جوانی ساده و خوش قلبش یافت، به او گفت پادشاه ، اهل معرفت است، اگر احساس کند که تو بنده ای از بندگان خدا هستی ، خودش به سراغ تو خواهد.

    جوان به امید رسیدن به معشوق ، گوشه گیری پیشه کرد و به عبادت و نیایش مشغول شد، به طوری که اندک اندک مجذوب پرستش گردید و آثار اخلاص در او تجلی یافت .

    روزی گذر پادشاه بر مکان او افتاد ، احوال وی را جویا شد و دانست که جوان، بنده ای با اخلاص از بندگان خداست . در همان جا از وی خواست که به خواستگاری دخترش بیاید و او را خواستگاری کند . جوان فرصتی برای فکر کردن طلبید و پادشاه به او مهلت داد .

    همین که پادشاه از آن مکان دور شد ، جوان وسایل خود را جمع کرد و به مکانی نا معلوم رفت . ندیم پادشاه از رفتار جوان تعجب کرد و به جست و جوی جوان پرداخت تا علت این تصمیم را بداند . بعد از مدتها جستجو او را یافت . گفت: (( تو در شوق رسیدن به دختر پادشاه آن گونه بی قرار بودی ، چرا وقتی پادشاه به سراغ تو آمد و ازدواج با دخترش را از تو خواست ، از آن فرار کردی؟ ))

    جوان گفت: (( اگر آن بندگی دروغین که بخاطر رسیدن به معشوق بود ، پادشاهی را به در خانه ام آورد ، چرا قدم در بندگی راستین نگذارم تا پادشاه جهان را در خانهء خویش نبینم؟ ))