شیوه های مخ زنی و دوست یابی در کشور های مختلف

فرانسه :
پسر: بن ژور مادام! حقیقتش رو بخواید من از شما خوشم آمده و میخواهم اگر افتخار بدید با هم آشنا شیم!
دختر: با کمال میل موسیو!

ایتالیا :
پسر: خانوم من واقعا شمارو از صمیم قلب دوست دارم و بسیار مایلم که بیشتر با شما آشنا شم!
دختر: من هم از شما خوشم اومده و پیشنهاد شمارو با
کمال میل می پذیرم!

انگلیس :
پسر: با عرض سلام خدمت شما خانوم محترم!
خانوم من چند وقت هست که از شما خوشم اومده می میخوام اگه مایل باشید باهم باشیم!
دختر: چرا که نه؟ میتونیم در کنار هم باشیم!

و اما ایران :
پسر: پیــــــــــــــــــس ... پیس پیس ...
پـــــــــــــــــــــــی ــــــــــــــــس ... پیییییییییییییس ...
ســــــــوووووووو ... ســــــــــوووو ...
ســــــــــــس ... ســــــــــــــــــــــــ ـــــــــــس ...
پــــــــِـخخخخخخخخخ ... چِــخـــــــــــــــه ...
هووووووی با تواما! بیا شماره مو بگیر بزنگ!
دختر: خفه شو! کصافطِ عوضی! مگه خودت خوار و مادر نداری
راه افتادی دنبالِ ناموس مردم،بی ناموس!
شماره تو میگیرم فقط واسه اینکه شرتو زود کم کنی!
ساعت 10 زنگ میزنم!

مقايسه زنان قديم و زنان جديد

صبح ساعت 5

قدیم: به آهستگی از خواب بیدار می‌شود. نماز میخواند و سپس به لانه مرغها میرود تا تخم مرغها را جمع کند

جدید: مثل خرچنگ به رختخواب چسبیده و خر و پف میکند..


صبح ساعت 6

قدیم: شیر گاو را دوشیده است ، چای را دم کرده است ، سفره صبحانه را با عشق و علاقه انداخته و با مهربانی مشغول بو-سید ن  صورت آقای شوهر است تا از خواب بیدار شود.

جدید: باز هم خوابیده است


صبح ساعت 7

قدیم: مشغول مشایعت آقای شوهر است که از در خانه بیرون میرود و هزار تا دعا و صلوات برای سلامتی شوهر کرده و پشت سرش به او فوت میکند.

جدید: هنوز کپیده است.

 

برای خواندن متن كامل به ادامه مطلب مراجعه کنید ...

ادامه نوشته

عرض ادب لات و لوتي و با مرامي

عرض ادب به سبك لات و لوتي و با مرامي


آقا ما ...... ، شما *******


عرض ادب به سبك لات و لوتي و بامرامي لاتي ------- zalip.tk


آقا ما تف، شما آبشار نیاگارا

ما بدبخت حقیر، شما کوروش کبیر

ما واشر، شما ارباب حلقه ها

ما طرح مسکن مهر، شما برج العربی

ما مینیمم نسبی، شما ماکسیمم مطلق

ما مداح، شما دی جی!

آقا اصن ما قیژقیژ دیال آپ، شما امواج وایرلس

آقا ما پراید، شما پرادو

آقا ما باد بزن دستی، شما کولر گازی نانو

آقا ما امشب، شما هزار و یک شب!

آقا ما پت ومت، شما آیکیو سان

آقا ما بخیه، شما چفیه

آقا ما شب تار، شما صبح امید!

آقا ما ورزش از نگاه دو، شما برنامه نود!

آقا ما بتمرگ، شما بفرما!

آقا ما هی آره، شما هی نه ...

آقا ما شورش قبیله‌ای، شما گفتگوی تمدن‌ها

آقا ما لکنت زبون، شما سخنگوی دولت !

آقا ما پوچ، شما گل !

آقا ما بنال بینیم با ...، شما خواهش می‌کنم بفرمایید

آقا ما چی کوفت می‌کنی ...، شما چی میل داری عزیزم؟!

آقا ما فلافل شما، مدیر عامل پخش فراورده‌های گوشتی

آقا ما مخـمون تاب داره، شما حیـاط ویلاتون!

آقا ما افتاده، شما پاس کرده

آقا ما کولر آبی، شما کولر گازی ال جی

آقا ما برف، شما بهمن

آقا ما چاکریم، شما نایس تو میت یو

آقا ما کوله پشتی، شما کوله باری از تجربه

آقا ما "صرفا جهت اطلاع و فاقد هرگونه ارزش"، شما "کپی برابر اصل- ثبت با سند برابر است"

آقا ما بله قربان- بله قربان ...، شما سلطان

آقا ما علوم اول راهنمایی، شما فیزیک انتگرال

آقا ما تقویم جیبی، شما موسسه ژئو فیزیک!

آقا ما سه کله پوک، شما سه تفنگدار

آقا ما کته، شما بیف استروگانف

آقا ما جرز لای دیوار، شما پتروس فداکار

آقا ما فلافل، شما هات رویال برگر با پنیر و قارچ

آقا ما بن کارگری، شما بن تخفیف دیزنی لند

آقا ما سوختگی درجه ۳، شما برنزه شکلاتی

آقا ما آب حوض، شما شیر موز

آقا ما عشق و عاشقى، شما عقل و منطق ...

آقا ما یه نقطه توی فضا، شما مبدا مختصات

شما ماهیچه، ما اشکنه

آقا ما پنج کیلومتر تا بهشت، شما ۲۴

آقا ما سیمبیان، شما آندروید

آقا ما nokia 1100 ، شما i phone 5

آقا ما آپارات، شما یوتیوب

آقا ما کلوب، شما فیسبوک

.
.
.
.


برای خواندن متن كامل به ادامه مطلب مراجعه کنید ...

ادامه نوشته

سوالات یك میلیون دلاری

غضنفر در یك تست هوش دردانشگاه كه جایزه یك میلیون دلاری براش تعیین شده شركت كرد

سوالات این مسابقه به شرح زیر بود:

 

1- جنگ 100 ساله چند سال طول آشید؟

 الف- 116 سال

ب- 99 سال

ج- 100 سال

د- 150 سال 

غضنفر از این سوال بدون دادن جواب عبور كرد



2- كلاه پانامایی در كدام كشور ساخته میشود؟

الف-برزیل

ب-شیلی

ج-پاناما

د-اكوادور 

غضنفراز دانش اموزان دانشگاه برای جواب دادن کمك خواست


3- مردم روسیه در كدام ماه انقلاب اكتبر را جشن میگیرند؟

 الف-ژانویه

 ب-سپتامبر

ج-اكتبر

د-نوامبر 

غضنفر از خدا كمك خواست



4- کدام یك از این اسامی اسم كوچك شاه جورج پنجم بود؟

الف-ادر

ب-البرت

ج-جورج

د-مانویل 

غضنفر این سوال رو با پرتاب سكه جواب داد



 

5- نام اصلی جزایر قناری واقع در اقیانوس آرام از چه منبعی گرفته شده است؟

الف-قناری

 ب-كانگرو

ج-توله سگ

د-موش صحرایی 



غضنفر از خیر یك میلیون دلار گذشت

 




جواب سؤالات در پایین
.
.
.
.
.
.

اگر شما فكر میكنید كه از غضنفر باهوشتر هستید و به هوش او میخندید پس لطفا به جواب صحیح سؤالات در زیر توجه كنید


1- جنگهای صد ساله از سال 1337 تا 1453 به مدت 116 سال طول كشید .

2- کلاه پانامایی در كشور اكوادور ساخته میشود .

3- انقلاب اكتبر روسیه در ماه نوامبر جشن گرفته میشود .

4- نام كوچك شاه جورج البرت بود (در 1936 او نام كوچك خود را تغییر داد).

5- توله سگ در زبان اسپانیایی INSULARIA CANARIA كه در فارسی به معنی جزایر توله سگها است ولي به قناري مشهور شده.

صداي متفاوت كلاغ ها در هر جاي دنيا !!!

اردبیل : گار گار


    .
    .
    .
    .

    تهران : قار قار

    .
    .
    .
    .

    اصفهان : قارس قارس

    .
    .
    .
    .

    شیراز : قارو قارو

    .
    .
    .
    .

    آبادان : چیه کا؟!!تا حالا عقاب ندیدی؟!

    .
    .
    .
    .

    یزد : قر قر

    .
    .
    .
    .

    امارات : قارع قارع

    .
    .
    .
    .

    اسپانیا : قارینول قارینول

    .
    .
    .
    .

    ایتالیا : قارییانو قارییانو

    .
    .
    .
    .

    آلمان : قارش قارش

     .
    .
    .
    .

    فرانسه : کامینتاله قار کامینتاله قار

   .
    .
    .
    .

    چین : قارچ قیرچ قونچ

    .
    .
    .
    .

    روسیه : قاریوف قاریوف

     .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .

    بابا تو خیلی بیکاری!!!خجالت بکش!!!
 
جوونای مردم دارن تحقیقات علمیشونو در مورد سفر در زمان به دانشگاه های معتبر دنیا میفرستن ؛
 
تو پیگیر صدای کلاغایی و مردم کشورتو مسخره می کنی؟؟؟!!!

نژاد انسانها ؟؟؟

روزی دختر کوچولویی از مادرش پرسید:مامان؟ نژاد انسان ها از کجا آمده اند؟

مادر جواب داد: خداوند آدم و حوا را خلق کرد. اون ها بچه دار شدند و این جوری نژاد انسان ها به وجود اومد.

دو روز بعد دخترک همین سوال رو از پدرش پرسید.

پدرش پاسخ داد: خیلی سال پیش میمون ها تکامل یافتند و نژاد  انسان ها پدید اومد.

دختر کوچولو که گیج شده بود نزد مادرش رفت و گفت: مامان؟ تو گفتی  خدا انسان ها رو آفریدولی بابا میگه انسان ها تکامل یافته میمون ها هستند…من که نمی فهم

مادرش گفت: عزیز دلم خیلی ساده است من بهت در مورد خانواده خودم  گفتم و بابات در مورد خانواده خودش .

شعر تصويري باز باران با ترانه (طنز)...

اختلاف زن و مرد چینی

سلام امروز یه چینی رو دیدم.  با همسرش اختلاف داشت گفت که با شما هم در میــون بذارم تا یه پیشنهاد بهش بدین ...

 

مرد گفت : 玉被某日本游戏 商塑造成风尘

 

زن جواب داد: 无双》里,干脆从刘备关羽张

 

مرد جواب داد : 话中描的  里备关羽张脆从刘

 

و  زن مجددا جوابش را داد : 反响。原版格林童 话中的血腥描写

 

اصلا من موندم حق با کیه؟  نظر شما چیه؟

اولین کار یک خانوم پس از تصادف + عکس

اولین کاری که یک خانم بعد از تصادف میکنه چیه؟ 

 
زاليپ تفريحگاه دختر پسراي ايروني --- zalip.blogfa.com
 
جالب‌ترین رفتار بعد از تصادف، مربوط به خانم هاست.


سوالی که مطرح است، این است که یک خانم بعد‌ از تصادف چه می‌کند؟


در صورت انفجار ماشین از اتومبیل دور می شود؟
پاسخ؛ خیر.

با استفاده تلفن همراه خود با ۱۱۰ تماس می گیرد؟
پاسخ: خیر

با اوژانس تماس می گیرد؟
پاسخ: مطمئناً خیر.

پس به نظر شما چه کاری ممکن است از او سر بزند؟ در حین رفتن به ادامه مطلب نیز در این باره فکر کنید ...
 
 
برای فهمیدن اولین کار خانوم ها پس از تصادف + عکس به ادامه ی مطلب مراجعه کنید ...
ادامه نوشته

داستان پیدا کردن شوهر مثلاَ طنز...

با باز شدن در ساختمان شرکت، نوشین که گوشه سالن پشت میز نشسته بود و مشغول تایپ نامه‌ای بود، از گوشه چشم نگاه مختصری به سمت در انداخت و دوباره به کار خود ادامه داد. اما ناگهان مثل جن گرفته‌ها از جا پرید و به سمت زن میانسالی که در آستانه در ایستاده بود
با آشفتگی گفت: عمه‌جان! شما اینجا چه کار می‌کنین؟
عمه‌جان که مانتوی بلند و گشاد بر تن داشت و روسری کوچکی را زیر گلویش گره زده بود، در حالی که با لبخند به سمت نوشین می‌آمد با خوشرویی گفت: خب معلومه، اومدم، محل کار برادرزاده‌ام رو ببینم!
نوشین با نگرانی نگاهی به سمت اتاق رئیس شرکت انداخت و بعد به عمه گفت: ولی شما که دیده بودین! مگه من بچه‌ام؟

عمه‌جان روی مبل راحتی که رو به روی میز کار نوشین بود، نشست و با خونسردی گفت: همچین زیاد هم بزرگ نیستی! تازه تو امانتی دست من. این چند ماهی که دانشگاه قبول شدی و از شهرستان اومدی، مثل تخم چشمم از تو مراقبـت کردم، حالا که کار پیدا کردی و بر خلاف میل من…
نوشین با گستاخی حرف عمه‌اش را قطع کرد و گفت: سرکار اومدن من با رضایت بابام بوده. بنابراین فکر نمی‌کنم که کسی حق اظهار نظر داشته باشه.
عمه‌جان نگاهی به نوشین انداخت و بعد در حالی که با دست راست، پشت دست چپش را به آرامی می‌مالید از روی خوش قلبی گفت: ولی من فکر می‌کنم تا وقتی که با من زندگی می‌کنی، مسئولیت تو به عهده منه، من هم حق دارم که در مورد سرنوشت تو نگران باشم. تازه من فکر نمی‌کنم بابات بدونه که تو می‌یای، سرکار.
و نگاه نافذ خود را به چهره برافروخته نوشین دوخت که یک شال سبز رنگ روی سرش گذاشته بود. نوشین که با شنیدن این حرف تا بنا گوش سرخ شده بود در حالی که سعی می‌کرد خشم خود را پنهان کند، با لحن نیشداری گفت: ما داریم تو یه دوره و زمونه دیگه زندگی می‌کنیم عمه خانوم! الان خیلی از مـعیارها و ملاک‌ها تغییر کردن. حتی آدم‌های فسیل شده هم اینو می‌فهمن!
عمه‌جان سری تکان داد و گفت: اما دخترجان! من فکر نمی‌کنم حتی آدم‌های فسیل شده هم منکر وقار و نجابت و شخصیت برای یه دختر جوون باشن!
نوشین می‌خواست چیزی بگوید که ناگهان در شرکت باز شد و  .......

 

برای خواندن بقیه ی داستان به ادامه ی مطلب مراجعه کنید ...

ادامه نوشته

موفقیت از 4 تا 80 سالگی ...

در ٤ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... کثیف نکردن شلوار

 

در 7 سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پیدا کردن راه خانه (از مدرسه)

 

در ١٢ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... داشتنِ دوست (یافتن)

 

در ١٨ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... گرفتن گواهى نامه رانندگى

 

در ٢٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... برقرارى رابطه

 

در ٣٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پول داشتن

 

در ٤٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پول داشتن

 

در ٥٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پول داشتن

 

در ٦٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... برقرارى رابطه

 

در ٦٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... تمدید گواهى نامه رانندگى

 

در ٧٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... داشتنِ دوست (تنهایی)

 

در ٧٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پیدا کردن راه خانه (از هر کجا)

 

در ٨٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... کثیف نکردن شلوار

 

امیدوارم ماها اینجوری نباشیم ...

شعر طنز همه چی آرومه ...

همه چی آرومه

 

همه چی آرومه / همه چی تأمینه

 

این چقدر خوبه که / قیمتا پایینه!

 

همه چی آرومه / بعضیا خوابیدن

 

شک نداری دیگه / تو به اوضاع من

 

همه چی آرومه / من چقدر خوشحالم

 

صد تومن تو جیبم / به خودم می بالم!

 

تو داری می میری / ازچشات معلومه

 

من فقط بیکارم / همه چی آرومه

 

بگو این آرامش / تا ابد پا برجاست

 

بگو از یارانه / این تورم بی جاست

شعر طنز پراید

اگر آخرین اظهار نظر درباره سرقت 13 ثانیه‌ای این خودروی محبوب ایرانی و البته گران شده تا سقف ابتدای تولید خودروی ملی - سمند - را هم نادیده بگیریم، پراید آنقدر محاسن(!؟) دارد که بتوان در رسای آن شعر سرود.

بهترین ماشین ایرانی پراید
گرچه گاهی قاتل جانی پراید!
بینمت اکنون به هرجا و مکان
جانشین خوب پیکانی پراید
بسکه محکم هستی و سفت و قوی
مثل تانک جنگ میمانی پراید!
چشم بی پولان همه بر روی تو
چون که امید فقیرانی پراید
اغنیا سوی فراری می روند
درد ماها را تو درمانی پراید
هر کجا باشد ژیان یا که رنو
توی آنجا مثل سلطانی پراید
دارد اکنون اصغری و آتقی
مریم و مش مهدی و مانی پراید
یا که دارد بندری و ساوه ای
سیستانی و خراسانی پراید
گر که از مادرزنت سیری هنوز
هدیه اش کن بی پشیمانی پراید
من خجالت می کشم از وصف تو
بسکه داری حسن پنهانی پراید

گم کردن خودکار = مردن

اگه خودكارتون رو گم كنيد خواهيد مرد:

خودکارتو گم کنی= خودکار نداری


خودکار نداشته باشی= جزوه نداری


جزوه نداشته باشی= درس نمی خونی


... ... درس نخونی= پاس نمیشی


پاس نشی= مدرک نمی گیری


مدرک نگیری= کار گیرت نمیاد


کار نداشته باشی= پول نداری


پول نداشته باشی= غذا نداری


غذا نداشته باشی= لاغر مردنی میشی


لاغرمردنی بشی= زشت میشی


زشت بشی= عاشقت نمیشن


عاشقت نشن= ازدواج نمیکنی


ازدواج نکنی= بچه نداری


بچه نداشته باشی= تنهایی


تنها باشی= افسرده میشی


افسرده بشی= مریض میشی


مریض بشی = میمیری
.
.
.
.
پس حواست باشه خودکارتو گم نکن وگرنه میمیری...!!

حسنک کجایی؟؟؟

گاو ما ما می کرد
گوسفند بع بع می کرد
سگ واق واق می کرد
و همه با هم فریاد می زدند حسنک کجایی
شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود. حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می کند. او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند.

موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند.
دیروز که حسنک با کبری چت می کرد . کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است.کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند چون او با پتروس چت می کرد. پتروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت می کرد. پتروس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد چون زیاد چت کرده بود. او نمی دانست که سد تا چند لحظه ی دیگر می شکند. پتروس در حال چت کردن غرق شد.


برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی ریل ریزش کرده بود . ریزعلی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت . ریزعلی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد . ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت. قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد . کبری و مسافران قطار مردند.
اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت. خانه مثل همیشه سوت و کور بود . الان چند سالی است که کوکب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد. او حوصله ی مهمان ندارد. او پول ندارد تا شکم مهمان ها را سیر کند.
او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد
او کلاس بالایی دارد او فامیل های پولدار دارد.
او آخرین بار که گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت . اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد به همین دلیل است که دیگر در کتاب های دبستان آن داستان های قشنگ وجود ندارد.

داستان خيانت در خيانت

دخترجواني از مکزيک براي يک مأموريت اداري چندماهه به آرژانتين منتقل شد.

پس از دوماه، نامه اي از نامزد مکزيکي خود دريافت مي کند به اين مضمون:

لوراي عزيز، متأسفانه ديگر نمي توانم به اين رابطه از راه دور ادامه بدهم

 و بايد بگويم که دراين مدت ده بار به توخيانت کرده ام !!!

 ومي دانم که نه تو و نه من شايسته اين وضع نيستيم.

 من را ببخش و عکسي که به تو داده بودم برايم پس بفرست


باعشق : روبرت

دخترجوان رنجيـده خاطر از رفتار مرد،

 از همه همکاران و دوستانش مي خواهد که عکسي از نامزد،

 برادر، پسرعمو، پسردايي ... خودشان به او قرض بدهند

 و همه آن عکسها را که کلی بودند با عکس روبرت، نامزد بي وفايش،

 در يک پاکت گذاشته و همراه با يادداشتي برايش پست مي کند،

 به اين مضمون:

روبرت عزيز، مرا ببخش، اما هر چه فکر کردم قيافه تو را به ياد نياوردم،

 لطفاً عکس خودت را از ميان عکسهاي توي پاکت جدا کن و بقيه را به من برگردان .....

و خداوند انسان را آفريد ... (طنز)

خدا خر را آفرید و به او گفت:
تو بار خواهی برد، از زمانی که
تابش آفتاب آغاز می شود تا زمانی
که تاریکی شب سر می رسد.و همواره بر
پشت تو باری سنگین خواهد بود.و تو
علف خواهی خورد و از عقل بی بهره
خواهی بود و پنجاه سال عمر خواهی
کرد و تو یک خر خواهی
بود.

خر به خداوند پاسخ  داد:
خداوندا! من می خواهم خر باشم،
اما پنجاه سال برای خری همچون من
عمری طولانی است. پس کاری کن فقط
بیست سال زندگی کنم و خداوند آرزوی
خر را برآورده کرد

خدا سگ را آفرید و به او  گفت:
 تو نگهبان خانه انسان خواهی
بود و بهترین دوست و وفادارترین
یار انسان خواهی شد.تو غذایی را که
به تو می دهند خواهی خورد و سی سال
زندگی خواهی کرد.تو یک سگ خواهی
بود.

سگ به خداوند پاسخ  داد:
خداوندا! سی سال زندگی عمری
طولانی است.کاری کن من فقط پانزده
سال عمر کنم و خداوند آرزوی سگ را
برآورد...

خدا میمون را آفرید و به  او گفت:
و تو از این سو به آن سو و از
این شاخه به آن شاخه خواهی پرید و
برای سرگرم کردن دیگران کارهای
جالب انجام خواهی داد و بیست سال
عمر خواهی کرد.و یک میمون خواهی
بود.

میمون به خداوند پاسخ  داد:
بیست سال عمری طولانی است، من
می خواهم ده سال عمر کنم.و خداوند
آرزوی میمون را برآورده
کرد.

و
سرانجام خداوند انسان را آفرید و  به او گفت:
تو انسان هستی.تنها
مخلوق هوشمند روی تمام سطح کره
زمین.تو می توانی از هوش خودت
استفاده کنی و سروری همه موجودات
را برعهده بگیری و بر تمام جهان
تسلط داشته باشی.و تو بیست سال عمر
خواهی کرد.

انسان گفت: سرورم!گرچه من
دوست دارم انسان باشم، اما بیست
سال مدت کمی برای زندگی است.آن سی
سالی که خر نخواست ، آن پانزده
سالی که سگ نخواست و آن ده سالی که
میمون نخواست زندگی کند، به من
بده.

و
خداوند آرزوی انسان را برآورده
کرد...

و
از آن زمان تا کنون انسان فقط بیست
سال مثل انسان زندگی می
کند!!!

و
پس از آن،ازدواج می کند و سی سال
مثل خر کار می کند مثل خر زندگی می
کند ، و مثل خر بار می
برد

و
پس از اینکه فرزندانش بزرگ شدند،
پانزده سال مثل سگ از خانه ای که در
آن زندگی می کند، نگهبانی می دهد و
هرچه به او بدهند می
خورد...!!!
و
وقتی پیر شد، ده سال مثل میمون
زندگی می کند؛ از خانه این پسرش به
خانه آن دخترش می رود و سعی می کند
مثل میمون نوه هایش را سرگرم
کند...!!!

دغدغه دختر  پسرا

دغدعه های یه پسر جوان :

کار ندارم - پول ندارم - سربازی نرفتم - ماشین و خونه ندارم - و .....



دغدغه های یه دختر جوان :

لاک ناخنم پاک شده - مهری سرویس طلا خریده - دختر خاله ام ماشین داره - مامان غذای خوب نمی پزه - عروسکم رو هنوز نخواباندم - و ....

خانم ها مثل ...

 "صرفاً جهت خنده"

 

توجه:

این فقط یه مطلب طنزه

لطفاْ خانم ها نارحت نشن.

خانم ها مثل چی هستن….

.
.
.
خانم ها مثل رادیو هستند
:
هر چی می خواهند می گویند ولی هر چه بگویی نمی شنوند
.


خانم ها مثل شبکه اینترنت هستند
:
از هر موضوعی یک فایل اطلاعاتی دارند
.


خانم ها مثل چسب دوقلو هستند
:
اگر دستشان با گوشی تلفن مخلوط شد, دیگر باید سیم را برید
.


خانم ها مثل موتور گازی هستند
:
پر سر و صدا , کم سرعت , کم طاقت


خانم ها مثل رعد و برق هستند :
اول برق چشمهاشون می رسه , بعد رعد صداشون
.


خانم ها مثل لیمو شیرین هستند
:
اول شیرین و بعد تلخ می شوند
.


خانم ها مثل موبایل هستند
:
هر وقت کاری مهم پیش می آید در دسترس نیستند
.


خانم ها مثل گچ هستند
:
اگر چند دقیقه مدارا کنید آنچنان سخت می شوند که هیچ شکلی نمی گیرند
.


خانم ها مثل کنتو ر برق هستند
:
هر از چند سالی یکبار سن آنها صفر می شود
.


خانم مثل فـلزیاب هستند
:
هرگاه از نزدیکی طلافروشی رد می شوند عکس العمل نشان می دهند.

« پ ن پ جديد»

دوستم پاش تو گچ يارو ميگه شكسته ميگم پـَـَـــ نــه پـَـَـــ پاشو گچ كرده كه از شهرداري عوارض نوسازي بگيره
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
از دستشويي شركت اومدم بيرون منشيه يه نگاهي ميكنه و با پوزخند ميگه دستشويي بودين ؟ پ نه پ بك تو بك آفتابه ام طفلي مرخصيه رفتم جاش واستادم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
به دوستم ميگم ببين تن ماهي تاريخ انقضاش كيه؟ ميگه يعني تاريخ خراب شدنش؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ تاريخ عروسي ننه باباي ماهي اس ميخوام واسشون جشن سالگرد بگيرم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
رفتم فروشگاه ميگم سيخ داري؟
ميگه برا كباب؟
پ ن پ برا خاروندن ديافراگمم از تو دهنم مي خوام
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تو آشپزخونه استكان و از دستم افتاد شكست با صداي خفن.مامان اومده ميگه چيزي شكوندي؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ شيشه ي نازك تنهايي دلم بود منتها صداش رو گذاشتم رو اكو حال كنين
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
كارت سوخت ماشينو برداشتم دارم ميرم بابام ميگه ميري بنزين بزني؟؟؟ . . .پـَـَـ نــه پـَـَــ ميرم آب هويچ بريزم تو باكش نور چراغاش زياد شه

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

مرغ عشقم مرده و درحالي كه پاهاش روبه بالاس افتاده كف قفس. دوستم اومده مي گه : اِ مرغ عشقت مرد؟ بهـــش گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ كمر درد داشته دكتر گفته بايد طاق باز دراز بكشه كف قفس

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تو بهشت زهرا دنبال قبر يكي مي گشتيم. يه ادم خوشحال اومده داره با ما رو سنگ قبرا رو مي خونه. بعد ميگه دنبال قبر كسي مي گردين؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دستيار عزرائيلم اومدم ببينم كسي زود تر از موقع نمرده باشه
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ساعت ١١ اومدم خونه مامانم ميگه الان اومدي؟ ميگم په نه! ٢ساعت پيش اومدم الان تكرارش داره پخش ميكنه
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
زنگِ خونه رو ميزنم مامانم ميپرسه ميخاي‌ بيايي تو ؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ مي‌خوام ببينم اف ف سالمه يا نه
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
استاد: كي جواب اين سوالو ميدونه؟
من دستمو بردم بالا.
استاد: ميخواي جواب بدي؟
من: پــــَ نه پــــَ ميخوام ببينم باد از كدوم ور مياد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
شب دارم مي خوابم.. بابام مي گه داري مي خوابي؟...پَ نَ پَ دارم امتحان مي كنم تشكش خوبه يا نه..
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دو دقيقه دير رفتم سر كلاس، استاد ميگه شما دانشجوي اين كلاسيد؟ ميگم پـَـَـ نــه پـَـَــ دانشجوي كلاس آواز استاد شجريانم! شما استاد شجريانيد؟
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
رفتم واسه خودم و دوستم دلستر خريدم، ميگه واسه من خريدي؟؟؟!!!... پ ن پ دلستره تو يخچال داشت يخ ميزد ميمرد، نجاتش دادم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
رفتم رستوران به پيش خدمتش ميگم ميشه منو بدين ..ميگه ميخواي غذا سفارش بدي؟؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ ميخواستم ببينم منويه غذاتون چي كم داره بگم مامانم بپزه براتون بيارم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
گفتم غم تو دارم..گفتا غمت سر آيد...

گفتم نه پ مي خواي يه عمري غم تو رو داشته باشم...
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
گزارشگر : و در اينجا گوساله اي را در حال شير خوردن مي بينيم ! پـَـَـ نــه پـَـَ گوساله اي را مي بينيم كه مامانش رو داره باد مي كنه بره هوا . خودش با دوستاش برن ددر
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تو اداره پشت ميز كارم نشستم،ارباب رجوع اومده ميگه كارمند اينجايين؟گفتم پ نه پ رئيس سازمان هوا فضاي ناسام اومدم فقط كار تورو راه بندازم!!!!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
صداي خرپفش كشتمون !تكونش دادم از خواب پريده،ميگه سر صدام اذيتت مي‌كنه ؟ميگم نه پـَـَـ جنس صداتو دوست دارم مي‌خواستم بت بگم سعي‌ كن تو اوج كه ميري رو تحريرات بيشتر كار كني‌!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تو جاده پليس ديدم دستمو كردم بيرون انگشتمو مي چرخونم. رفيقم مي گه: داري به ماشيناي روبرويي علامت ميدي؟! پ ن پ!!!! دارم هوا رو با انگشتم هم مي زنم خنك شه
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

من يه نفر فقط تو تاكسيم، پولو دادم به راننده...
ميگه: يه نفر؟
ميگم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ 4تا حساب كن مشتري شيم!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
با دوستم رفتيم خريد.برگشتيم ديديم ماشينش نيست ميگه: دزديدنش ميگم نه په خسته شده بود از بس منتظر ما وايساد. اس ام،اس داد گفت من ميرم خودتون بياين!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ميگم آقا خمير دندون سفيد كننده مي خوام؟
ميگه برا دندونات؟؟؟؟؟
پـَـَـ نــه پـَـَـــ مي خوام كاسه دستشويي رو برق بندازم!!!!!!!!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
مگس اومده تو خونه رفتم حشره كش آوردم مامانم ميگه ميخواي بكشيش؟ پـَـَـ نــه پـَـَـ ،
ميخوام بزنم زير بغلش بوي عرق نده
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
به مامانم ميگم قوري كجاست ؟ ميگه ميخواي چاي بخوري ؟!
نه پـــــ ميخوام دست بكشم روش شايد غولي چيزي ازش درومد!!!!!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
سوسك اومده تواتاق دمپايي رودادم مامانم..ميگه بزنمش؟؟؟ميگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ بده پاش كنه تندتر بدوه !!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
كامپيوترم يه ويروس وحشي گرفته بود رفتم كلي پول آنتي ويروس اورجينال دادم بعد سه ساعت اسكن ويروسه رو پيدا كرده پيغام داده: آيا مطمئن هستيد كه مي خواهيد اين ويروس را حذف كنيد؟
نه پـــ مي خوام ازش نگهداري كنم بزرگ بشه عصاي دستم بشه!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تو تاكسي كناريم به راننده گفت من بچه امام حسينم ، راننده پرسيد ميدون امام حسين؟ گفتم: پــــ ن پــــــ ايشون خود علي اصغره ماشالله بزرگ شده مرد شده
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
رفتم داروخونه...ميگم باند دارين؟ميگه واسه زخم؟...پ نه پ...بانده فرودگاه حياط خونمون خراب شده...بابام همينجور داره با هواپيماش دوره خونه ميچرخه.!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
رفتيم رستوران گارسون اومده ميگه چيزي ميل دارين؟؟؟
گفتم پ نه پ غدامونو همين الان خورديم گفتيم بيايم اينجا آروقشو بزنيم دور هم بخنديم!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
رفته بودم اهداي خون مرده ميپرسه مي خواي خون بدي پـَـَـ نــه پـَـَــ... اومدم نون خشك بدم جوجه بگیرم

« ضدحال دخترها و پسرها »

يكى از كارهايى كه دخترا هيشوقت نمى تونن انجام بدن ريمل زدن با دهن بسته است
درست مثل پسرا که نمي‌تونن وقتي‌ دارن زيپ شلوارشون رو بالا ميکشن سرشون رو بالا بگيرن!!


********************
دخترا مثل بلوتوث هستند، تا وقتى کنارشون هستى بهت متصل اند، پسرها مثل واى فاى هستند! ممکنه پيش شما باشن اما همزمان به ده نفر ديگه متصل اند!

********************

گر پسري کشته شود/دختري ترشيده شود/
گر پسران کشته شوند/کل جهان ليته شود/

********************

آدما می تونند پسر باشن اما پسرا نمی تونند آدم باشن
********************

قلب پسرها مثل پارکینگی است که هیچ وقت تابلوی ظرفیت تکمیل بر در آن دیده نمیشود و اما قلب دخترها مانند فرودگاهی است که مدت ماندن یک هواپیما در آن بستگی به فرود هواپیمای بعدی دارد

********************

اگه پسرا با جنبه بشن چی میشه؟؟؟؟؟ ۱- بوی ترشی کشور رو بر می داشت (لذا مشکلات زیادی برای شهرداری پیش می یومد) ۲- ازدواج برای دختران تبدیل به ارزو و رویای شبانه می شد ۳- شوهر مثل قند و پنیر کوپنی می شد و صف های طولانی برای گرفتن آن به وجود می امد پس به این نتیجه می رسیم که: پسر ها همین طور بی جنبه باقی بمونن هم برای دخترا بهتره هم برای تمدن

********************

بیچاره پسرها اگه تیپ بزنن برن بیرون میگن با کی قرار داری؟ اگه لباسهای معمولی بپوشن میگن اصلا سلیقه نداری اگه زیاد بگن دوستت دارم . میگن باز چه نقشه ای تو سرته اگه نگن دوست دارم میگن پای کس دیگه ای وسطه اگه زیاد بهتون زنگ بزنن میگن اعتماد نداری اگه یه مدت زنگ نزنن میگن سرت خیلی شلوغه اگه تو خونه زیاد بخندن میگن لوس شدی اگه نخندن میگن چه مرگته عاشق شدی اگه شام بخوان میگن همش به فکر شکمتی اگه شام نخوان میگن چی کوفت کردی


********************

قلب دخترا مثل قبرستونه هرکی به اونجاپامیذاره دیگه نمیتونه برگرده اماقلب پسرامثل هتل ۵ستاره است معلوم نیست کی میادکی میره

********************

زن به شوهرش میگه : تو هندوستان یک زن رو به قیمت یک گوسفند فروختند.. به نظر تو این بی انصافی نیست؟؟؟ شوهره میگه : نه اگه زن خوبی باشه می ارزه…

********************

دغدغه های پسر جوان :
کار ندارم ، پول ندارم ، سربازی نرفتم ، ماشین و خونه ندارم ، و …
دغدغه های دختر جوان :
لاک ناخونم پاک شده ، مهری سرویس طلا خریده ، دختر خاله ام ماشین داره ، مامان غذای خوب نمی پزه ، عروسکمو هنوز نخوابوندم!

********************

زنها دو وقت گریه می کنن: وقتی فریب می خورن ، وقتی می خوان فریب بدن.

********************

بزرگترین گناه؟ شوهر نداشتن

بزرگترین تفریح؟ شوهر سرکار گذاشتن
بزرگترین کار؟ شوهر تربیت کردن
بزرگترین شگفتی؟ شوهرعاقل دیدن
بزرگترین آرزو؟ داشتن مردی به اسم شوهر

********************

نصیحت خنگول به پسرش : هیچ وقت زن نگیر به پسرت هم بگو زن نگیره!

********************

هشدار به دخترهای دم بخت ، دخترهای چینی با مهریه ی کم در راهند… بجنبید.

********************

فرهنگ لغات زنان : ۱٫ آره یعنی نه ۲٫ نه یعنی آره ۳٫ ما با ید با هم حرف بزنیم یعنی بشین فقط گوش کن ۴٫ هر کار دوست داری بکن یعنی بکن ولی بعد دهنت سرویسه ۵٫ چقد منو دوست داری ؟ یعنی یه گندی زدم می خوام بگم ۶٫ دو دقیقه دیگه حاضرم یعنی دو ساعت علافی

********************

بهانه ی دخترا: ۱ – فاصله سنی مون خیلی زیاده(یعنی خیلی از مرحله پرتی) ۲ – من به تو علاقه به اون صورت ندارم (یعنی خیلی بد هیکلی) ۳ – من الان تو موقعیت بدی هستم (یعنی دلم یه جا دیگه گیره) ۴ – تقصیر تو نیست تقصیر منه (یعنی عجب غلطی کردم با تو آشنا شدم) ۵ – من تو رابطه مون از هیچ کاری دریغ نکردم (یعنی هر غلطی خواستم کردم) ۶ – دیروز یه خواستگار دکتر داشتم (یعنی زودتر بیا منو بگیر )

********************

دختر:موجودی است که وقتی تعجب میکند میگوید واااااااااا!! و وقتی خوشحال است میگوید بمیری الهییییییی!! وقتی غمگین است آه میکشد و وقتی میترسد جیییییییغ بنفش میکشد . وقتی بدش می آید میگوید ویشششش . وقتی خوشش می آید میگوید ووییییی. همه عناصر ذکور گیتی در عشق او واله و سرگردانند . تاریخ تولد و شماره کفش با جناق پسر عمه ی دختر خاله ی داماد همسایه ی پوریا پور سرخ را میداند .از سوسک اصولا نمیترسد بلکه چندشش میشود

«عاقبت اخلاقي ازدواج آقايان»

قبل از ازدواج : خوابیدن تا لنگ ظهر
بعد از ازدواج : بیدار شدن زودتر از خورشید
نتیجه اخلاقی : سحر خیز شدن

قبل از ازدواج : رفتن به سفر بی اجازه
بعد از ازدواج : رفتن به حیاط با اجازه
نتیجه اخلاقی : معتبر شدن

قبل از ازدواج : خوردن بهترین غذاها بی منت
بعد از ازدواج : خوردن غذا های سوخته با منت
نتیجه اخلاقی : تقویت معده

قبل از ازدواج : استراحت مطلق بی جر و بحث
بعد از ازدواج : کار کردن در شرایط سخت
نتیجه اخلاقی : ورزیده شدن

قبل از ازدواج : دید و بازدید از اماکن تفریحی
بعد از ازدواج : سر زدن به فامیل خانوم
نتیجه اخلاقی : صله رحم

قبل از ازدواج : آموزش گیتار و سنتور و غیره
بعد از ازدواج : آموزش بچه داری و شستن ظرف
نتیجه اخلاقی : همدردی با مردها

قبل از ازدواج : گرفتن پول تو جیبی از پاپا
بعد از ازدواج : دادن کل حقوق به خانوم
نتیجه اخلاقی : مستقل شدن

قبل از ازدواج : ایستادن در صف سینما و استخر
بعد از ازدواج : ایستادن در صف شیر و گوشت
نتیجه اخلاقی : آموزش ایستادگی

قبل از ازدواج : رفتن به سفرهای هفتگی
بعد از ازدواج : در حسرت رفتن به پارک سر کوچه
نتیجه اخلاقی : امنیت کامل.

«مقدمه ي جديد گلستان سعدي»

 مقدمه ای جدید و شیرین منتسب به گلستان سعدی :

منت خدای را عزوجل که زن را قند و عسل قرار داد
همو که ازدواجش موجب محنت است و به طلاق اندرش مزید رحمت
هر لنگه كفشی كه بر سر ما می خورد مضر حیات است و چون مكرر فرود آید موجب ممات
پس در هر لنگه كفشی دو ضربت موجود و بر هر ضربت آخی واجب
مرد همان به كه به وقت نزاع، عذر به درگاه نساء آورد
ورنه زنش از اثر لنگه كفش، حال دلش خوب به جا آورد ...
شوهر و نوكر و كلفت و فلک دركارند
تا تو پولی به کف آوری و یه ماشین بخری
شوهرت با كت و شلوار پر از وصله بود
شرط انصاف نباشد كه تو مانتو بخری

«ضرب المثلهاي جالب ازدواج»

شاد 2009...........shad2009.blogfa.com
همونطور که می دونید، ازدواج یا همان پیوند زیبای زناشویی پیوندی آیینی‌است که طی احکام یا رسومی خاص بین زن و مرد در مذاهب و کشورهای مختلف برقرار می‌شود و در نهایت به تشکیل خانواده منجر می گردد. البته هر شخصی دلایل متفاوتی برای وصلت‌کردن با همسر آینده اش دارد که همین نظرات متفاوت باعث شده تا در کل مسئله "ازدواج" مهم و پرطرفدار تلقی شود کمااینکه ضرب المثل ها و سخنانی پندآموز از اندیشمندان در این رابطه گفته شده که 70 مورد از آنها را در این وبلاگ تقدیم شما دوستان  می کنیم اما ناگفته نماند که بسیاری از این نکته ها جنبه شوخی و مزاح دارد و هیچگونه قصد ونظر خاصی مد نظر نیست.

1. هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت کن تا با چشم هایت. (ضرب المثل آلمانی)

2.
مردی که به خاطر "پول" زن می گیرد، به نوکری می رود.
(ضرب المثل فرانسوی)

3.
لیاقت داماد، به قدرت بازوی اوست.
(ضرب المثل چینی)

4.
زنی سعادتمند است که مطیع "شوهر"باشد.
(ضرب المثل یونانی)

5.
زن عاقل با داماد "بی پول" خوب می سازد.
(ضرب المثل انگلیسی)

6.
زن مطیع، فرمانروای قلب شوهر است.
(ضرب المثل انگلیسی)

7.
زن و شوهر اگر یکدیگر را بخواهند در کلبه ی خرابه هم زندگی می کنند.
(ضرب المثل آلمانی)

8.
داماد زشت و با شخصیت به از داماد خوش صورت و بی لیاقت.
(ضرب المثل لهستانی)

9.
دختر عاقل، جوان فقیر را به پیرمرد ثروتمند ترجیح می دهد.
(ضرب المثل ایتالیایی)

10. داماد که نشدی از یک شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای. (ضرب المثل فرانسوی)

11.
دو نوع زن وجود دارد؛ با یکی ثروتمند می شوی و با دیگری فقیر. (ضرب المثل ایتالیایی)

12.
در موقع خرید پارچه حاشیه آن را خوب نگاه کن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقیق کن. (ضرب المثل آذربایجانی)

13.
برای یافتن زن می ارزد که یک کفش بیشتر پاره کنی. (ضرب المثل چینی)

۱۴.
تاک را از خاک خوب و دختر را از مادر خوب و اصیل انتخاب کن. (ضرب المثل چینی)

۱۵.
اگر خواستی اختیار شوهرت را در دست بگیری اختیار شکمش را در دست بگیر. (ضرب المثل اسپانیایی)

۱۶.
اگر زنی خواست که تو به خاطر پول همسرش شوی با او ازدواج کن اما پولت را از او دور نگه دار. (ضرب المثل ترکی)

۱۷.
هیچ زنی در راه رضای خدا با مرد ازدواج نمی کند. (ضرب المثل اسکاتلندی)

۱۸.
ازدواج مثل یک هندوانه است که گاهی خوب می شود و گاهی هم بسیار بد. (ضرب المثل اسپانیایی)

19. ازدواج، زودش اشتباهی بزرگ و دیرش اشتباه بزرگتری است. (ضرب المثل فرانسوی)

۲۰.
با قرض اگر داماد شدی با خنده خداحافظی کن. (ضرب المثل آلمانی)

۲۱.
اگر می خواهی برای یک روز معذب باشی مهمان دعوت کن. اگر می خواهی یک سال عذاب بکشی پرنده نگه دار و اگر می خواهی مادام العمر در عذاب باشی ازدواج کن! (ضرب المثل چینی)

۲۲.
زناشویی غصه های خیالی و موهوم را به غصه نقد و موجود تبدیل می کند. (ضرب المثل آلمانی)

۲۳.
دوام ازدواج یک قسمت رویِ محبت است و نُه قسمتش روی گذشت از خطا. (ضرب المثل اسکاتلندی)

۲۴.
اگر کسی در انتخاب همسرش دقت نکند، دو نفر را بدبخت کرده است. (ناشناس)

۲۵.
انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نیست، ولی میتوانیم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب کنیم. (پرل باک)

۲۶.
با زنی ازدواج کنید که اگر "مرد"بود، بهترین دوست شما می شد. (بردون)

۲۷.
با همسر خود مثل یک کتاب رفتار کنید و فصل های خسته کننده او را اصلاً نخوانید. (سونی اسمارت)

۲۸.
ازدواج پیوندی است که از درختی به درخت دیگر بزنند، اگر خوب گرفت هر دو "زنده" می شوند و اگر "بد" شد هر دو می میرند. (نیوتن)

 ۲۹. ازدواج بیشتر از رفتن به جنگ "شجاعت" می خواهد. (کریستین)

۳۰.
تا یک سال بعد از ازدواج، مرد و زن زشتی های یکدیگر را نمی بینند. (اسمیلر)

۳۱.
پیش از ازدواج چشم هایتان را باز کنید و بعد از ازدواج آنها را روی هم بگذارید. (فرانکلین)

۳۲.
خانه بدون زن، گورستان است. (بالزاک)

۳۳.
تنها علاج عشق، ازدواج است. (آرت بوخوالد)

۷۰  ضرب المثل جالب در ادامه ي مطلب وبلاگ شاد۲۰۰۹ ...

ادامه نوشته

«فرق پسرها و دخترها»

 فرق پسرها و دخترها

۱-دختر ها خیلی دوست دارند جای پسر ها باشند اما پسر ها اصلاً دوست ندارند جای دختر ها باشند

2- اگر یه دختر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه از خونه فرار میکنه اما یه پسر اگر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو از خونه فراری میده!

3- یه دختر اگر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه خودکشی میکنه  اما یه پسر اگر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو میکشه

4- یه پسر اگر 3 تا مشکل غیر قابل حل داشته یه هفته افسرده میشه بعد با 3 تا مشکل کنار میاد و زندگیش رو میکنه اما تا کنون دختری که 3 تا مشکل داشته باشه دیده نشده چون همشون در مرحله دو تا مشکل ، خودکشی میکنند و به سه تا نمیرسه مشکلاتشون!!!

5- دخترا از پسرا موهاشون بلندتره!

6- دخترا می خوان سر پسرا کلاه بزارن ، اما در نهایت سر خودشون کلاه میره ، ولی پسرا می خوان سر هر موجود زنده ای که میبینن ، کلاه بزارن و در نهایت موفق میشن.

8- نقطه قوت پسرا چشماشونه اما نقطه قوت دخترا چشم و گوش ابرو و دماغ و دهن و .........هست.

9- دخترا با اینکه بیشتر از پسرا قوانین راهنمایی و رانندگی رو رعایت میکنن اما خیلی بیشتر از پسرا تصادف میکنن و در هر تصادف رد پای یک دختر به چشم می خوره.

10- دخترا فکر می کنن بهترین راه برای داشتن یک رابطه خوب و مداوم صداقت و راستگویی هستش ولی پسرا مطمئن هستند بهترین راه دروغگویی و گرفتن سوتی از طرف مقابله!

11- دختر ها از درس و مدرسه بیزارند ولی پسر ها از درس و مدرسه فراری هستند!

12- پسر ها به هم حسودی نمی کنن اما دخترا به هم حسودی می کنن.

13- اگر برادرتون دوست دختر داشته باشه شما سعی می کنید با اون دختر آشنا بشید ولی اگر خواهرتون دوست پسر داشته باشه شما قسم می خورید!

 که هم پسره و هم خواهرتون رو سر به نیست کنید.

14- دختر ها زیر بار حرف زور میرن اما پسر ها خودشون حرف زور میزنن

15- دخترا زندگی مشترک رو در عشق و صفا و صمیمیت می بینن ولی پسر ها در غذا

16- اگر یک دختر در یک جمع سوتی بده

تا آخر دیگه هیچ حرفی نمیزنه اما پسر ها در یک جمع فقط سوتی میدن!

17- یک دختر اگر 24 ساعت با دوست پسرش صحبت نکنه افسرده میشه اما یک پسر اگر 24 ساعت با دوست دخترش صحبت نکنه با اون یکی دوست دخترش صحبت میکنه.

18- پسر ها میدونن جنبش فمنیسم چیه واسه همین ازش متنفرن  ولی دختر ها نمیدونن جنبش فمنیسم چیه واسه همین طرفدارشن!

19- یک دختر اگر با دوست پسرش به هم بزنه دیگه با هیچ پسری دوست نمیشه اما یه پسر اگر با دوست دخترش به هم بزنه با 3-4 تا دختر دیگه دوست میشه!

20- یک دختر اگر توی خیابون پسری ازش بپرسه ساعت چنده میگه: ساعت 7.اما یه پسر اگر یه دختر ازش ساعت بپرسه میگه : ساعت 7 و 2 دقیقه و 24 ثانیه,اینم شماره تلفن من ..... سر ساعت 9 منتظر تماستم!

21- اگر یه دختر به یه پسر نگاه کنه , پسره فکر می کنه که خیلی خوش تیپه ولی اگر یه پسر به یه دختر نگاه کنه دختره فکر میکنه که پسره چقدر بی چشم و رو هستش!

22- دختر ترشیده میشه اما پسر بلعکس رسیده تر میشه نه!!!!

23- بعد از خوندن این مطلب پسرا اول 2 دقیقه فکر میکنن تا مفهوم مطلب رو بفهمند و چون بعد از دو دقیقه نمی فهمند می زنن زیر خنده و میگن خیلی باحال بود ، اما دخترا بعد از خوندن این مطلب 2 ساعت حرص می خورن و فکر میکنن به شخصیت دخترا توهین شده و در نهایت چون مفهوم این مطلب رو نفهمیدن به نویسنده اش میل میزنن و فحـش میدن!!!

«جايزه ي خيانت...»

سه تا رفیق با هم میرن بهشت
نماینده خدا میاد پیششون و میگه هر کدوم از شماها توی دنیا کمتر به زنتون خیانت کرده باشید اینجا ماشین بهتری سوار میشید
نفر اول یه ده باری خیانت کرده بوده و بهش بنز میدن
دومی سه بار خیانت کرده بوده بهش فراری میدن
سومی که خیانت نکرده بوده بهش بوگاتی میدن
... ... روز بعد این سه نفر باهم نشسته بودن اونی که بنز سوار بود خیلی ناراحت بود
دو تای دیگه بهش میگن چی شده حالا مگه ، بنز هم که بد نیست
اونم میگه نه موضوع این نیست
دیروز زنم رو اتفاقی دیدیم با یک دوچرخه از جلوم رد شد

«یک هفت سین زنانه»

خانمی با همسرش گفت این چنین:
کای وجودت مایه ی فخر زمین!


ای که هستی همسری بس ایده آل!
خواهشی دارم ... مکُن قال و مقال!


هفت سین تازه ای خواهم ز تو
غیر خرج عید و غیر از رختِ نو


"سین" یک، سیّاره ای، نامش پراید
تا برانم مثل برق و مثل باد



"سین" دوم، سینه ریزی پُر نگین
تا پَرَد هوش از سر عمّه شهین!



"سین" سوم، یک سفر سوی فرنگ
دیدن نادیده های رنگ رنگ



"سین" چارم، ساعتی شیک و قشنگ
تا که گویم هست سوغات فرنگ!



"سین" پنجم، سمع دستورات من!
تا ببالم من به خود، در انجمن!



...



آنگه، آن بانو، کمی اندیشه کرد
رندی و دوز و کلَک را پیشه کرد!



گفت با ناز و کرشمه، آن عیال!
من دو "سین" کم دارم، ای نیکو خصال!



...



گفت شویش: من کنون یاری کنم
با عیال خویش، همکاری کنم!



"سین" ششم، سنگ قبری بهر من!
تا ز من عبرت بگیرد مرد و زن!



"سین" هفتم، سوره ی الحمد خوان...
بعد مرگم، بَهر شوی بی زبان!

«از1سالگی تا90سالگی(طنز)»

پس از 9 ماه ورجه وورجه متولد شدم !

یک سالگی : در حالیکه عمویم من را بالا و پایین می‌انداخت و هی می‌گفت گوگوری مگوری ، یهو لباسش خیس شد !

چهارسالگی : در حین بازی با پدرم مشتی محکم بر دماغش زدم و در حالیکه او گریه می‌کرد ، من می‌خندیدم ! نمی‌دانم چرا ؟!
هفت سالگی : پا به کلاس اول گذاشتم و در آنجا نوشتن جملاتی از قبیل آن مرد آمد ، آن مرد با BMW آمد !!!! را یاد گرفتم !
نه سالگی در حین فوتبال توی کوچه شیشه همسایه را شکستم ولی انداختم پای !!! پسز همسایه دیگرمان ! بنده خدا سر شب یک کتک مفصل از باباش خورد تا دیگر او باشد که شیشه همسایه را نشکند و بعدش هم دروغکی اصرار کند که من نبودم پسر همسایه بود که الکی انداخت پای من !!!
دوازده سالگی : به دوره راهنمایی و یک مدرسه جدید وارد شدم در حالی که من هنوز به اخلاق ناظم آنجا آشنا نشده بودم ولی ناظم آنجا کاملا به اخلاق من آشنا شده بود و به همین خاطر چندین و چند منفی انضباط گرفتم ! البته به محض اینکه به اخلاق ایشان آشنا شدم چند پلاستیک پفک در لوله اگزوز ماشینش فرو کردم !
هجده سالگی : در این سال من هیچ درسی برای کنکور نخواندم ولی در رشته ی میخ کج کنی واحد بوقمنچزآباد ( البته یکی از شعب توابع روستاهای بوقمنچزآباد ) قبول شدم !!
بیست و چهار سالگی : در این سال دانشگاه به اصرار مدرک کاردانی‌ام را که هنوز نیمی‌از واحدهایش مانده بود تا پاس شود ، به من داد !!!!
بیست و شش سالگی : رفتم زن بگیرم گفتند باید یک شغل پردرآمد داشته باشی . رفتم یک شغل پردرآمد داشته باشم ، گفتند باید سابقه کار داشته باشی . رفتم دنبال سابقه کار که در نهایت سابقه کار به من گفت : بی خیال زن گرفتن !!!
سی و سه سالگی : بالاخره با یکی مثل خودمون که در ترشی قرار داشت ! قرار مدارهای ازدواج و خواستگاری و عقد و بله برون و ... رو گذاشتیم !
چهل و یک سالگی : در این سال گل پسر بابا که می‌خواست بره کلاس اول ، دوتا پاشو کرده بود تو یه کفش که لوازم التحریر دارا و سارا می‌خوام بردمش لوازم التحریری تا انتخاب کنه !
شصت و شش سالگی : تمام دندانهایم را کشیده بودم و حالا باید دندان مصنوعی می‌خریدم . به علت اینکه حقوق بازنشستگی ما اجازه خریدن دندان مصنوعی صفر کیلومتر !!! را نمی‌داد ، دندان مصنوعی پدربزرگ همکلاسی سابقم رو که تازه به رحمت خدا رفته بود !!! برای حداکثر بیست سال اجاره کردم .معلوم بود که این دندان مصنوعی ها یک بار هم مسواک نخورده ولی خوبیش این بود که حداقل شب ها یک لیوان آب یخ بالای سرم بود !
هفتاد و هشت سالگی : به علت سن بالای من و همسرم ، پسرانمان ( بخوانید عروسهایمان ) ما را به خانه هایشان راه نمی‌دادند
هشتاد و پنج سالگی : بلافاصله بعد از خوردن یک کله پاچه ی درست و حسابی دندان مصنوعی ها را به ورثه دادم تا دندانهایش را بین خودشان تقسیم کنند !
نود سالگی : همه فامیل در مورد اینکه من این همه عمر کرده بودم ، زیادی حرف می‌زدند و فردای همین حرفهای زیادی بود که به طور نا بهنگامی ‌خدا بیامرز شدم !!!

«مادر زن بی مادر زن»

زنى سه دختر داشت كه هر سه ازدواج كرده بودند.يكروز تصميم گرفت ميزان علاقه‌اى كه دامادهايش به او دارند را ارزيابى كند.يكى از دامادها را به خانه‌اش دعوت كرد و در حالى كه در كنار استخر قدم مى‌زدند.از قصد وانمود كرد كه پايش ليز خورده و خود را درون استخر انداخت.دامادش فوراً شيرجه رفت توى آب و او را نجات داد.فردا صبح يك ماشين پژو ٢٠٦ نو جلوى پاركينگ خانه داماد بود و روى شيشه‌اش نوشته بود: «متشكرم! از طرف مادر زنت»
زن همين كار را با داماد دومش هم كرد و اين بار هم داماد فوراً شيرجه رفت توى آب وجان زن را نجات داد.داماد دوم هم فرداى آن روز يك ماشين پژو ٢٠٦ نو هديه گرفت كه روى شيشه‌اش نوشته بود: «متشكرم! از طرف مادر زنت»
نوبت به داماد آخرى رسيد.زن باز هم همان صحنه را تكرار كرد و خود را به داخل استخر انداخت.امّا داماد از جايش تكان نخورد.او پيش خود فكر كرد وقتش رسيده كه اين پيرزن از دنيا برود پس چرا من خودم را به خطر بياندازم.همين طور ايستاد تا مادر زنش درآب غرق شد و مرد.فردا صبح يك ماشين بى‌ام‌و كورسى آخرين مدل جلوى پاركينگ خانه داماد سوم بود كه روى شيشه‌اش نوشته بود: «متشكرم! از طرف پدر زنت»

«حافظ در قرن 21»

گفتم: بگو، ز ساقی حالا شده چه کاره؟

گفتا: شدست منشی در دفتر اداره

گفتم: بگو، ز زاهد آن رهنمای منزل

گفتا: که دست خود را بردار از سر دل

گفتم: ز ساربان گو با کاروان غم ها

گفتا: آژانس دارد با تور دور دنیا

گفتم: بکن ز محمل یا از کجاوه یادی

گفتا: پژو، دوو، بنز یا گلف نوک مدادی

گفتم: که قاصدک کو آن باد صبح شرقی؟

گفتا: که جای خود را داده به فاکس برقی

گفتم: بیا ز هدهد جوییم راه چاره

گفتا: به جای هدهد، دیش است و ماهواره

گفتم: سلام ما را باد صبا کجا برد؟

گفتا: به پست داده، آورد یا نیاورد؟

گفتم: بگو، ز مشک آهوی دشت زنگی

گفتا: که ادکلن شد در شیشه های رنگی

گفتم: سراغ داری میخانه ای حسابی؟

گفتا: آنچه بود هم گشته چلوکبابی

گفتم: بیا دوتایی لب تر کنیم پنهان

گفتا: نمی هراسی از چوب پاسبانان؟

گفتم: شراب نابی تو دست و پا نداری؟

گفتا: که جاش دارم وافور با نگاری

گفتم: بلند بوده موی تو آن زمان ها

گفتا: به حبس بودم از ته زدند آنها

گفتم: شما و زندان؟ حافظ ما رو گرفتی؟

گفتا: ندیده بودم هالو به این خرفتی!

«جای رژ لب رو آینه...»

درتورنتو کانادا یه دانشگاه بود . تازگی ها مد شده بود دخترها وقتی می رفتن تو دستشویی ، بعد از آرایش کردن آیینه رو می بوسیدن تا جای رژ لبشون رویآینه دستشویی بمونه . مستخدم بیچاره از بس جای رژ لب پاک کرده بود خستهشده بود. موضوع رو با رییس دانشگاه در میون می ذاره . فرداش رییس دانشگاهتمام دخترها رو جمع می کنه جلوی در دستشویی و می گه :کسانیکه که این کار رو می کنن خیلی برای مستخدم ایجاد زحمت می کنن .حالا برای اینکه شما ببینین پاک کردن جای رژ لب چقدر سخته ، یه بار جلوتونپاک می کنه .

مستخدم با آرامش کامل رفت دستمال رو فرو کرد تو توالت ، بعد که دستمال خیس شد ، شروع کرد به پاک کردن آینه .

از اون به بعد دیگه هیچکس آیینه ها رو نبوسید!!!!

«دعای دختران مجرد...»

دعای دختران مجرد (به عربی)
اللهم انزلنا جوانک الرشید، الغنى و الصاحب المدرک و بالخصوص المسکن الگنده!
راکب زانتیا.
لا خواهر و لا مادر.
متخصص الطبخ الغذاء لذیذ و النظافت المنزل و ماهر بالتعویضة الکهنة الطفل الصغیر.
الخاصه: الزن ذلیلا
آمین یا رب العالمین .......!
بده منتظریم .................!
دعای پسرهای مجرد
الهم نزلنا حوریاً تک دانه و هیکل توپ (خدایا منو به خاطر این درخواست سنگینم ببخش)...!
کم توقعا...!
السّن الصغیرا...!
لا کوزه ترشی...!
الوضع المالی.... عالی و جهیزیتها کاملةُ...!
و والدینها رو به موتا، ترجیحاً لا خواهر و مادر و پدر و کلهم فک و فامیلا...!
الچشم البسته (لا آفتاب مهتاب دیده)...!
کدبانوا فی المور المنزل (همه جور چیزا)...!
١٠٠% مطیع الامر، لا چون و چرا و تسلیماً لخشمنا...!
قویاً فی تحمل بوی جوراب و الغیر چیزها...!

«دوران نامزدی - مشهدی»

 

 

با لهجه مشهدی بخونین لطفا! دوران نامزَدی که تموم میشه و عروس داماد میرَن سر خونه زندگیشون تا چند وقتی همه چی خوب و روبراهه…مادر زن جان یخچال و فریزر و کابینت ها رو پر از اذوقه کرده و دیگه لازم نیست اقا داماد بره گوشت و مرغ و ماهی بخره … یه چند وقت که میگذره و گوشت و برنج و روغنهمه با هم تموم میشه و زور میاد بالای اقا داماد و میفهمه که نه بابا زندگی خرج داره و کم کم نِق نِق ها شروع میشه… حالا دیگه ناز عروس خانوم مثل اون موقع های توی عقد خریدار نداره که خار میرَفت تو دستش اقا داماد پَر پَر میزد و اورژانس خبر میکرد…! حالا تا چاقو دست عروس خانوم رو میبره و جیغ میکشه اقا داماد میگه : چیه واز…؟ عروس خانوم میگه دستُم بُرید… داماد میگه یک لَتّه وردار ببند روش خونی نِکُنی هَمه جاره نِجس بره خانه زندگی…!! دستِ پا چُلُفتی…! عُرضه نِدِری یَک مُرغ تیکه کُنی چُسماره..؟چی غِلَطی مِکِردی پَس خانِه نِنَت…؟ مُرغاره خونی نِکُنی….هوووووووی…..!! عروس خانوم میگه یه چسب زخم برو بخر بیار دِره خون میه…داماد میگه :مَگه زخمِ شِمشیر خُورده که چسب زخم بخِرُم…؟ تو خیابون که میرن دیگه اقا داماد اَنگشتاشو لای انگشتای عروس خانوم قُفل نمیکنه ویترین مغازه ها رو نشون بده بگه : مِخی ایره برات بخِرُم قربونت بُرُم…؟ و تا عروس خانوم میگه اصغر اقا جوراب برام مِخِری جورابام سولاخ رفته…؟ اصغر اقا میگه : واز امدِم بازار شروع رَفت…ایره مِخِری اُوره مِخِری…! مَگه مو رو گنج نِشستُم …؟ از جوراب مِخی بری بالا…سولاخ رفته بودوز…!!! ایراد گرفتن ها هم کم کم شروع میشه…! دِماغِت بره چی ایجوریه…؟ عروس خانوم میگه : چیجوریه…؟ اقا داماد میگه : کوری مَگه …بره چی اِقَد دِماغِت بُزُرگه …؟ کو دَهَنته واکُن بیبینُم…! بره چی موقع خواستگاری نِگفتی که دِندونات کرمویه…؟ میبینُم دَهَنِت بوی مُستِراب مِده…!! پس بُگو…!! بره چی یک چشمِت کوچیکتره یکی بُزرگتره …؟ لباتَم که قیطونیه… دور دَهَنته رُژ مِزَدی که بگی لَبات قلوه ایه…ها…؟ مو خَرُم دیگه ها…؟ اَصَن ای چی جهازی بود که ننه بابات دادَن بهت…جهاز دختر سوپور مَحَلِمان از جهاز تو بهتره که…! خاک تو سَرت که یک ماکروفر نِدری….خاک..!! ماخاستی جهاز عروس عَمومِه بیبینی تا بفهمی جهاز یعنی چی….!! هفت تا خاور جهاز اوُردَن…! تازه هَمَشَم خارجی… نه مثه جهاز تو یک نیسانِ سر خالی ات اشغال…افتابه لگن…!! تازه دختره مثه ماه شب چارده مِمانه نه مِثه تو چُوله غِزَک…!! بابای عروس ( داماد سلامی )سیویچه ماگزیما داده به دامادش…اَصَن شما بره چی ( داماد سِلامی ) هیچی به مُو نِدادِن…؟ خوب اِنداختَنِت به مُو….خوب…!! یَره خواهره مادر…همه زن دِرَن مویَم زَن دِرُم… زن نَگو بُگو اَن….!! وخه بُرو اوبَر بو مِدی…سِنده…!! خلاصه که اون قربون صدقه های توی عقدُ و نازته بُرُمُ و جیگرتِه بُخُورُمُ و لَبات مِثل لبای انجلینا جولی مِمانهُ و چشمات مِثه چشم اهویهُ و چقده تو ماهیُ و قربونِت بُرُم الهی تبدیل میشه به این غرغر کردنا و ایرادای بنی اسراییلی گرفتن و عروس خانوم هم که دیگه طاقتش تموم شده بقچه لباسش رو میبنده میره خونه باباش ….( حالا تا اینجا داشته باشین تا بعد بُگم…)

«اصلاح رایگان»

در لوس آنجلس آمریکا، آرایشگری زندگی می‌کرد که سالها بچه‌دار نمی‌شد. او نذر کرد که اگر بچه‌دار شود، تا یک ماه سر همه مشتریان را به رایگان اصلاح کند. بالاخره خدا خواست و او بچه‌دار شد! روز اول یک شیرینی فروش ایتالیائی وارد مغازه شد. پس ازپایان کار، هنگامیکه قناد خواست پول بدهد، آرایشگر ماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه‌اش را باز کند، یک جعبه بزرگ شیرینی و یک کارت تبریک و تشکر از طرف قناد دم در بود. روز دوم یک گل فروش هلندی به او مراجعه کرد و هنگامی که خواست حساب کند، آرایشگرماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه‌اش راباز کند، یک دسته گل بزرگ و یک کارت تبریک و تشکر از طرف گل فروش دم در بود. روز سوم یک مهندس ایرانی به او مراجعه کرد. در پایان آرایشگرماجرا را به او گفت و از گرفتن پول امتناع کرد. حدس بزنید فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه‌اش را باز کند، با چه منظره‌ای روبروشد؟ شخص ایرانی چه کاری انجام داده بود؟...

برای آنکه بفهمید شخص ایرانی چه کاری انجام داده بود به ادمه ی مطلب بروید...

ادامه نوشته

«دانشجوی هر کشور»



به شدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد!

درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند!

او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه و اکشنی(ACTION) پیش می آید و سرانجام آندو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود!


مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد ودر صورت زنده ماندن درس می خواند!


درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می فروشد!


رژیم اشغالگر صهیونیستی:

بیشتر واحدهایی که او پاس کرده، عملی است او دوره کامل آموزشهای رزمی و تروریستی و کماندویی را گذرانده! مادرزادی اقتصاد دان و نزول گیر و ربا خوار به دنیا می آید!


او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبیله ای درس بخواند!


او چه دلش بخواهد یا نخواهد یک کمونیست است و باید باسواد باشد و همینطور باید برای طول عمر فیدل کاسترو و جزجگر گرفتن جمیع روسای جمهوری امریکا دعا کند!


او بشدت درس می خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضویت القاعده یا گروه طالبان در بیاید!


درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس؛ چند نفر از قبیله توتسی را می کشد!


نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری!! منقرض می شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می خوانند!


عاشق تخم مرغ است! سرکلاس عمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد! سیاسی نیست ولی سیاسی ها را دوست دارد. معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می کند! عاشق عبارت «خسته نباشید» است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گوید! او سه سوته عاشق می شود! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، و الا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود! جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند! (فهمیدین به منم بگین) او چت می کند! خیابان متر می کند، ودر یک کلام عشق و حال می کند! همه کار می کند جز اینکه درس بخواند نسل دانشجوی ایرانی درسخوان در خطر انقراض است! از من می شنوین بی خیال دانشگاه بشین بهتره (تفریحات بهتر و کم دردسرتر هست)خود دانید.

«خواستگاری لو رفت»

جلسه ی خواستگاری لو رفت

مادر داماد : ببخشین ، کبریت دارین؟

خانواده عروس : کبریت ؟! کبریت برای چی!؟

مادر داماد : والا پسرم می خواست سیگار بکشه...

خانواده عروس : پس داماد سیگاریه....!؟

مادر داماد : سیگاری که نه.. والا مشروب خورده ، بعد از مشروب سیگار می چسبه...

خانواده عروس : پس الکلی هم هست..!؟

مادر داماد : الکلی که نه... والا قمار بازی کرده و باخته ! ما هم مشروب دادیم بهش که یادش بره

خانواده عروس : پس قمارم بازی می کنه...!؟

مادر داماد : آره... دوستاش توی زندان بهش یاد دادن...

خانواده عروس : پس زندانم بوده...!؟

مادر داماد : زندان که نه... والا معتاد بوده ، گرفتنش یه کمی بازداشتش کردن...

خانواده عروس : پس معتادم بوده...!؟

مادر داماد : آره... معتاد بود ، بعد زنش لوش داد...

خانواده ی عروس : زنش !!!؟؟؟
و اینگونه بود که خواستگاری ریخت به هم...

«عشقولانه های یک کودک»

با اینکه بابایم می گوید دهانم هنوز بوی پفک می دهد ولی من تو را عاشق می باشم،

ای دختر همساده! هر بار که با موهای دمب موشی ات به حیاط می ایی تا لی لی بازی کنی

و هی دماغت را بالا می کشی از بس هوا سرد می باشد، دل کوچک من خیلی قنج می رود. ان روز که در استپ هوایی توپ را بالا انداختی که ''کودک فهیم'' و من سوزیدم، فهمیدم که در گلویت گیر کرده می باشم و اصلا فکر نمی کنم که تو از ممد فرنگیز خانوم اینا با ان کت شلوار مسخره اش خوشت می اید. من از تو خیلی دلگیر می باشم از بس عباس اقای بقال محله لپ تو را کشید که ''کوچولو چی می خوای؟'' و تو بی حیایانه خندیدی و من تا صبح ماهواره ممد فرنگیز خانوم اینا را تماشا کردم که غیرت خونم نرمال شود. من هر روز لب پنجره منتظرت می نشینم و با دستان کوچولویم هی گیتار می زنم که ''چه خوشگل شدی امروز'' و تو از سرویس مدرسه پیاده می شوی و در حالی که با راننده گنده بک سرویس بای بای می کنی و وسط کوچه مقنعه ات را در می اوری و من ''دلم تنگه برادرجان'' می خوانم و با سوزیدنم می سازم. ان یکی روز که معلمتان ''من بادام دارم'' درس داد و تو گریان امدی که ''دلم بادام می خواهد'' من به تو خیلی بادام دادم و تو خندیدی و نفهمیدی که من به چه دلهره از اجیل فروشی سر کوچه بادام را دزدیدم و اقاهه به من گفت:'' فسقلی الدنگ!'' تو خیلی خوشگل قشنگ می باشی ولی هیچ وقت به زیبایی خانم معلم ما که فامیل سوفیالورن اینا می باشد نمی رسی و بابایم عاشق او می باشد و به زودی با هم همسر می شوند و من خیلی خوشحال می باشم که خانم معلم عزیز که زنی زیبا و مهربان می باشد خیلی برای خوشبختی بابایم تلاش می کند....'' خانم معلم می گوید:'' تا همین جا بس می باشد. دیکته عقشولانه بهت گفتم که خسته نشوی!'' من خیلی ناراحت می باشم که خانم معلم از احساسات پاک من سوء استفاده می کند و دیکته های بد اموزی می گوید از بس که همساده ما اصلا دختر ندارد. خانم معلم می گوید:'' من رفتم. به بابایت سلام برسان بگو پول این تدریس خصوصی ها را می کشم روی مهریه!!

«عشقولانه ی یک کودک»

با اینکه بابایم می گوید دهانم هنوز بوی پفک می دهد ولی من تو را عاشق می باشم،

ای دختر همساده! هر بار که با موهای دمب موشی ات به حیاط می ایی تا لی لی بازی کنی

و هی دماغت را بالا می کشی از بس هوا سرد می باشد، دل کوچک من خیلی قنج می رود. ان روز که در استپ هوایی توپ را بالا انداختی که ''کودک فهیم'' و من سوزیدم، فهمیدم که در گلویت گیر کرده می باشم و اصلا فکر نمی کنم که تو از ممد فرنگیز خانوم اینا با ان کت شلوار مسخره اش خوشت می اید. من از تو خیلی دلگیر می باشم از بس عباس اقای بقال محله لپ تو را کشید که ''کوچولو چی می خوای؟'' و تو بی حیایانه خندیدی و من تا صبح ماهواره ممد فرنگیز خانوم اینا را تماشا کردم که غیرت خونم نرمال شود. من هر روز لب پنجره منتظرت می نشینم و با دستان کوچولویم هی گیتار می زنم که ''چه خوشگل شدی امروز'' و تو از سرویس مدرسه پیاده می شوی و در حالی که با راننده گنده بک سرویس بای بای می کنی و وسط کوچه مقنعه ات را در می اوری و من ''دلم تنگه برادرجان'' می خوانم و با سوزیدنم می سازم. ان یکی روز که معلمتان ''من بادام دارم'' درس داد و تو گریان امدی که ''دلم بادام می خواهد'' من به تو خیلی بادام دادم و تو خندیدی و نفهمیدی که من به چه دلهره از اجیل فروشی سر کوچه بادام را دزدیدم و اقاهه به من گفت:'' فسقلی الدنگ!'' تو خیلی خوشگل قشنگ می باشی ولی هیچ وقت به زیبایی خانم معلم ما که فامیل سوفیالورن اینا می باشد نمی رسی و بابایم عاشق او می باشد و به زودی با هم همسر می شوند و من خیلی خوشحال می باشم که خانم معلم عزیز که زنی زیبا و مهربان می باشد خیلی برای خوشبختی بابایم تلاش می کند....'' خانم معلم می گوید:'' تا همین جا بس می باشد. دیکته عقشولانه بهت گفتم که خسته نشوی!'' من خیلی ناراحت می باشم که خانم معلم از احساسات پاک من سوء استفاده می کند و دیکته های بد اموزی می گوید از بس که همساده ما اصلا دختر ندارد. خانم معلم می گوید:'' من رفتم. به بابایت سلام برسان بگو پول این تدریس خصوصی ها را می کشم روی مهریه!! جالب بید .

«تجارت بین مسلمون و یهودی»

یک داستان جالب خنده دار لطفا افراد بالای ۱۸ سال فقط بخونند یکم بده .

برای خواندن اين داستان کوتاه به ادامه ی مطلب برويد...

«سیر تکامل دخترا در ایران»

سال ۱۲۳۰ :
مرد : دختره خیر ندیده من تا نکشمت راحت نمیشم…. !!!

زن : آقا حالا یه غلطی کرد شما ببخشید !!! نا محرم که خونمون نبود . حالا این بنده خدا یه بار بلند خندیده…!!!

مرد: بلند خندیده ؟ این اگه الان جلوشو نگیرم لابد پس فردا می خواد بره بقالی ماست بخره. !!! نخیر نمی شه باید بکشمش… !!!

– بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو میبخشه…

سال ۱۲۸۰ :
مرد: واسه من می خوای بری درس بخونی ؟ می کشمت تا برات درس عبرت بشه. یه بار که مُردی دیگه جرات نمی کنی از این حرفا بزنی !!! تو غلط می کنی !!! تقصیر من بود که گذاشتم این ضعیفه بهت قرآن خوندن یاد بده. حالا واسه من میخای درس بخونی؟؟؟

زن: آقا ، آروم باشین. یه وقت قلبتون خدای نکرده می گیره ها ! شکر خورد. !!! دیگه از این مارک شکر نمی خوره. قول میده…

مرد (با نعره حمله می کنه طرف دخترش ): من باید بکشمت. تا نکشمت آروم نمی شم. خودت بیای خودتو تسلیم کنی بدون درد می کشمت… !!!

– بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو میبخشه …


سال ۱۳۳۰ :
مرد : چی؟ دانشسرا ؟؟ (همون دانشگاه خودمون) حالا می خوای بری دانشسرا؟ می خوای سر منو زیر ننگ بوکونی؟ فاسد شدی برا من؟؟ شیکمتو سورفه (سفره) می کونم…

زن: آقا، تورو خدا خودتونو کنترل کنین. خدا نکرده یه وخ (وقت) سکته می کنین آ…

مرد: چی می گی ززززززن؟؟ من اگه اینو امشب نکوشم (نکشم) دیگه فردا نمی تونم جلوی این فسادو بیگیرم . یه دانشسرایی نشونت بدم که خودت کیف کنی…

– بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو میبخشه …


سال۱۳۸۰ :
مرد: کجا ؟ می خوای با تکپوش (از این مانتو خیلی آستین کوتاها که نیم مترم پارچه نبردن و وقتی می پوشیشون مثه جلیقه نجات پستی بلندی پیدا می کنن) و شلوارک (از این شلوار خیلی برموداها) بری بیرون؟ می کشمت. من… تو رو… می کشم…

زن: ای آقا. خودتو ناراحت نکن بابا. الان دیگه همه همینطورین (شما بخونید اکثرا).

مرد: من… اینطوری نیستم. دختر لااقل یه کم اون شلوارو پائین تر بکش که تا زانوتو بپوشونه. نه… نه… نمی خواد. بدتر شد. همون بالا ببندیش بهتره… !!!
(لطفا بد برداشت نکنید !!! )

– بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو میبخشه…


سال ۱۴۰۰ :
زن: دخترم. حالا بابات یه غلطی کرد. تو اعصاب خودتو خراب نکن. لاک ناخنت می پره. آروم باش عزیزم. رنگ موهات یه وقت کدر می شه آ مامی. باباتم قول می ده دیگه از این حرفا نزنه…

بالاخره با صحبتهای زن، دخترخونه از خر شیطون پیاده می شه و بابای گناهکارشو میبخشه !!!

«سال ها بود تو را میکردم...»

گویند سلطان محمود غزنوی جلوی پلکان قصر ایستاده بود که یکی از شعرای درباری(عوفی) را دید و از او خواست که وقتی سلطان پا به پله اول می‌گذارد مصراعی بگوید که سلطان حکم قتلش را بدهد و وقتی سلطان پا به پله دوم گذاشت مصراع دوم را چنان بگوید که نه تنها اثر مصراع اول را از بین ببرد بلکه شاعر را شایسته پاداشی گران کند و شاعر قبول کرد و سلطان پا به پله اول گذاشت.
شاعر این چنین سرود:


سالها بود تو را می کردم
همه شب تا ب
ه سحرگاه دعا

یاد داری که به من می دادی
درس آزادگی و مهر و وفا

همه کردند چرا ما نکنیم
وصف روی گل زیبای تو را

تا ته دسته فرو خواهم کرد
خنجر خود به گلوگاه نگاه

تو اگر خم نشوی تو نرود
قد رعنای تو از این درگاه

مادرت خوان کرم بود و بداد از پس و پیش
.......


برای خواندن ادامه ی شعر و متن کامل به ادامه ی مطلب برويد...
ادامه نوشته

سفر  آسوده (طنز)...

برای مشاهده ی اندازه ی واقعی و کیفیت اصلی بر روی عکس کلیک کنید.

خواص سیگار(طنز)...

 
1.سیگار کشیدن باعث میشه شما هرچه سریعتر از شر سلامتی و زندگی به امید خدا خلاص بشید
و بتونید پا به عرصه های جدیدتری از جمله جهان آخرت بگذارید و تجربه های جدیدی رو کسب کنید !
۲٫ وقتی سیگار بکشین یه سرفه هایی میکنین به خدا همچین سرتون
حال میاد انگار قولنج ریه تون رو گرفته باشن یعنی ششتون حال میاد !
۳٫اونایی که سیگاری هستن بعد از یه مدت متوجه میشن که روابط
عاطفی عمیقی با چای و نسکافه پیدا کردن !
۴٫ اگه سیگاری بشین برای مواقع بیکاری، بیعاری، بیخوابی، بیداری ،بیزاری، بیذاتی، بیماری
سیرابی، لیوانی، خوشحالی، ناراحتی و سایر مواقع بهترین امکان رو در اختیار دارین !
۵٫ اگه سیگاری بشین دارای روابط اجتماعی درخشان میشین
و میتونین دوستان جدید و زیادی از نوع دودی پیدا کنین !
۶٫ وقتی شما جزء خریداران سیگار باشین دوستانی رو پیدا میکنین که از بس دوستتون دارن
شما رو به شکل شیرینی میبینن و درک نوع دوستی به شما بسیار عمیق تر خواهد بود !
۷٫ اگه سیگاری بشین توی محیط های سربسته و عمومی از دست سیگاری ها
حرص نمیخورین و این خودش باعث میشه آرامش اعصاب داشته باشین !
۸٫وقتی سیگاری بشین، میتونین توی مسابقه جهانی
ترک سیگار شرکت کنین و کلی پول به جیب بزنین !
۹٫ اگه سیگاری بشین، وقتی با اقوام و دوستان به پیک نیک میرین موقع روشن کردن آتیش
میتونین روش روشن کردن کبریت در میان باد و بوران رو به اونا نشون بدین
و خودتون رو به عنوان یک قهرمان ملی معرفی کنید !
۱۰٫ اگه سیگاری بشین با سوپری سر کوچتون بیشتر رفیق
میشین طوری که اگه یه روز نرین سراغش دلش براتون تنگ میشه !
۱۱٫ اگه مخفیانه سیگار بکشین میتونید با کوچه پس کوچه های اطراف خونه
پشت بام، زیر زمین و دیگر جاهایی که تا حالا زیاد بهشون توجه نکردین
یا لازم نیست اسمی ازش برده بشه بیشتر آشنا بشین !
۱۲٫ وقتی مخفیانه سیگار میکشین با ادوکلن، عطر و دئودورانت های ارزون قیمت و همچنین
انواع آدامسهای p.k، خروس نشان، relax و غیره آشناتر میشین و احساس می کنید
(البته خودتون) به آدمی خوشبو با دندونای سفید مبدل شدین !
۱۳٫ هرچه بیشتر سیگار بکشین راحت تر میتونین
از شر پولهایی که توی جیبتون سنگینی میکنه راحت بشین !
۱۴٫ اگه سیگاری بشین توی شهرای بزرگ که هوای آلوده دارن
راحتتر میتونین زندگی کنین و مشکل آلودگی هوا آنچنان آزارتون نمیده !

ژست گرفتن در عكاسی

نحوه ژست گرفتن در عكاسی
بسیاری از عكاسان حرفه ای تابستان را بهترین فصل برای عكاسی از افراد می دانند. و همینطور در این فصل بسیاری از عكاسان ترجیح می دهند در طبیعت عكاسی كنند و مردم هم دوست دارند عكس های زیبایی از خود در طبیعت داشته باشند. ولی گذشته از فصلی كه در آن عكاسی می كنید به عنوان عكاس پورتره متوجه شدم یك چیز بین همه افراد مشترك است. آنها می خواهند در عكس فوق العاده تر از حالت عادی به نظر برسند.
عكاسی از افراد تركیبی بحرانی از عوامل مختلف از جمله: نور پردازی در فضای بسته و در فضای آزاد، مكان یابی خلاق، برجسته سازی سوژه، ثبت احساسات و شخصیت فرد و آخرین و یكی از مهمترین آنها ژست گرفتن تشكیل شده است. كه رعایت تك تك آنها در خلق تصویری زیبا حیاتی است.
ژست گرفتن چیزی جز زبان بدن نیست. انگشتی كه جایی را نشان می دهد، شانه های افتاده، سر پایین و... هر كدام می تواند بیانگر حالت ها و خصوصیات شخصیتی فرد باشد. اصولا ژست گرفتن سوژه را عكاس می بیند و كنترل می كند و باید به سوژه خود بیاموزد چگونه احساسات خود را در تصویر به نمایش بگذارد حتی به این شیوه می توان از فرد شخصیتی متفاوت به نمایش گذاشت.
كمی بیشتر دقت كنید: فردی با اعتماد به نفس بالا با شانه های خمیده و سر پایین نمی ایستد. آنها راست می ایستند و چهره ای دارند كه كه گویی نسبت به زندگی شور و هیجان زیادی دارند. فردی كه ساكت و گوشه گیر است نمی تواند به راحتی در وسط خیابان برقصد ولی كسی كه پر انرژی و پر حرارت است هنگامی كه صدای موسیقی را می شنود نا خودآگاه از جایش بلند می شود و شروع به حركت می كند.
درباره آناتومی بدن فكر كنید: هر قسمت از بدن هر كسی حرف های زیادی برای درباره شخصیت او بیان می كند به خصوص اگر هر كدام از آنها در موقعیت درست قرار گرفته باشد. شما به عنوان عكاس چهره باید بتوانید هر عضو بدن را در جای مناسب قرار دهید و دانش خود را درباره زبان بدن تقویت كنید.
در اینجا بعضی از اصول كلی برای ژست گرفتن را بیان می كنیم. آنها را مطالعه كنید و با استفاده از تركیبی از آنها عكس های مختلف بگیرید و تاثیر این حركت ها را در عكس های خود ببینید. به تدریج متوجه می شوید عكس هایی گرفته اید كه با شما سخن می گویند.
دست ها
  • انگشتان دختران باید بلند و زیبا باشد بنابراین به گونه ای عكس بگیرید كه در آن انگشت ها باز باشد و كشیده دیده شوند.
  • دست های پسران و آقایان بهتر است نیمه بسته باشد گویی سنگی در دست دارند.
پا ها
  • اگر ران ها از یكدیگر فاصله داشته باشند نمایانگر قدرت هستند.
  • به پاها زاویه های متفاوت بدهید یا یكی از آنها را در بلندی (مثل پله یا صندلی و...) قرار دهید در این صورت مقیاس بهتری از عمق خواهید داشت.
 
بازو و ساعد
  • خمیدگی دست ها از آرنج بیانگر احساس راحتی شخص است.
  • اگر دست ها راست و كشیده باشند احساسی از رسمیت و خشونت را القا می كنند ( با احتیاط بیشتری از این وضعیت استفاده كنید.)
سر / چانه
  • اگر سر كمی به عقب متمایل شود معمولا چاشنی شرارت را به عكس های شما می افزاید. (به خصوص برای آقایان) البته از این وضعیت در هر شرایطی نمی توانید استفاده كنید و بهتر است قبل از استفاده از آن خوب فكر كنید.
  • اگر سر را به سمت بالا بگیرید طوری كه از شانه ها فاصله زیادی بگیرد احساس طنز و سبكی به سوژه شما می افزاید.
  • اگر سر را پایین نگه دارید تا به شانه های نزدیك تر شود بیانگر قدرت و جایگاهی خاص است. به خصوص اگر از بالا عكس بگیرید این وضعیت پر رنگ تر به چشم می خورد.
ساق پا
  • ساق ها اگر جدا از یكدیگر قرار گیرند احساس قدرت را القا می كنند.
  • وقتی فرد ایستاده است یكی از ساق های سوژه باید وزن او را نگه دارد و ساق پای دیگر به سمتی یا به جلو تمایل داشته باشد و حتی می توانید پشت پای دیگر مانند رقصنده های باله قرار گیرد.
شانه ها
  • بهتر است شانه ها در یك سطح قرار نگیرند.
  • شانه های پر كه از بالا دیده شوند بیانگر قدرت هستند.
مفاصل
  • یك قانون كلی برای همه مفاصل وجود دارد آنها را خم كنید. فرقی نمی كند مفصل زانو، آرنج، مچ و یا هر مفصل دیگری كه می خواهد باشد این قانون درباره آن صادق است.
باسن
  • دختران و خانم ها بهتر است كمی باسن خود را به جلو متمایل نمایند تا كشیده تر به نظر برسند.

بررسي مکتبهاي بشري

سوسياليسم : دو گاو داريد. يکي را نگه ميداريد. ديگري را به همسايه خود مي دهيد
کمونيسم : دو گاو داريد. دولت هر دوي انها را ميگيرد تا شما و همسايه تان را در شيرش شريک کند
فاشيسم : دو گاو داريد. شير را به دولت ميدهيد. دولت ان را به شما ميفروشد
کاپيتاليسم : دو گاو داريد. هر دوي انها را ميدوشيد. شيرها را بر زمين ميريزيد تا قيمتها همچنان بالا بماند
نازيسم : دو گاو داريد. دولت به سوي شما تيراندازي ميکند و هر دو گاو را مي گيرد
انارشيسم : دو گاو داريد. گاوها شما را ميکشند و همديگر را مي دوشند
ساديسم : دو گاو داريد. به هردوي انها تيراندازي ميکنيد و خودتان را در ميان ظرف شيرها مي اندازيد
اپارتايد : دو گاو داريد. شير گاو سياه را به گاو سفيد ميدهيد ولي گاو سفيد را نمي دوشيد
دولت مرفه : دو گاو داريد. انها را ميدوشيد بعد شيرشان را به خودشان ميدهيد تا بنو شند
بوروکراسي : دو گاو داريد. براي تهيه شناسنامه انها هفده فرم را در سه نسخه پر ميکيد ولي وقت نداريد شير انها را بدوشيد
سازمان ملل : دو گاو داريد. فرانسه شما را از دوشيدن انها وتو ميکند.امريکا و انگليس گاوها را از شير دادن به شما وتو ميکنند.نيوزلند راي ممتنع مي دهد
ايده اليسم : دو گاو داريد. ازدواج ميکنيد. همسر شما انها را مي دوشد
رئاليسم : دو گاو داريد. ازدواج ميکنيد. اما هنوز خودتان انها را مي دوشيد
متحجريسم : دو گاو داريد. زشت است شير گاو ماده را بدوشيد
فمينيسم : دو گاو داريد. حق نداريد شير گاو ماده را بدوشيد
پلوراليسم : دو گاو نر و ماده داريد. از هرکدام شير بدوشيد فرقي نمي کند
ليبراليسم : دو گاو داريد. انها را نميدوشيد چون ازاديشان محدود مي شود
دموکراسي مطلق : دو گاو داريد. از همسايه ها راي ميگيريد که انها را بدوشيد يا نه
سکولاريسم : دو گاو داريد. پس به خدا نيازي نيست

اذيت و آزار توسط وبلاگ

چند گام مؤثر براي اذيت و آزار ديگران توسط وبلاگ

مواد لازم:
- خودتان (يك عدد)
- كامپيوتر
- اشتراك اينترنت رايگان يا كم‌هزينه
- يك عدد وبلاگ و چند اي‌ميل
- وقت و بيكاري به مقدار فراوان
- فرهنگ پايين استفاده از رسانه به ميزان كافي

ابتدا يك وبلاگ بسازيد. چون شما فقط قصد مردم‌آزاري داريد پس يك ريال خرج نكنيد و فقط از فضاي رايگان استفاده كنيد. هر طور شده تبليغ بالاي آن را برداريد. به شما تبريك مي‌گوييم. شما اكنون يك رسانه در اختيار داريد كه مي‌توانيد توسط آن مردم‌آزاري كنيد و كار رسانه نيز فقط همين است.
حال مي‌پردازيم به روش‌هاي آزار ديگران:
پاچه‌گير خوبي باشيد. اگر روحيه‌ي پاچه‌گيري نداشته باشيد نمي‌توانيد به آزار ديگران بپردازيد. اول ليستي از وبلاگ‌هاي پرمخاطب تهيه كنيد و شروع كنيد به حمله كردن و فحش دادن به آنها. مي‌توانيد به صورت مجازي آنها را هم گاز بگيريد و احياناً مشت و لقدي نثارشان كنيد و به صورتشان پنجول بكشيد. اين‌طور جلب توجه مي‌كنيد و همه مي‌فهمند چقدر مهم هستيد و يك‌شبه ره چند ساله را خواهيد پيمود. 
در اين موارد به هيچ عنوان از اسم واقعي خودتان استفاده نكنيد چون شما خيلي مهم هستيد و تمام دستگاه‌هاي امنيتي جهان دنبال شما هستند. 
تمام وبلاگ‌نويسان دشمن شما هستند حتي اگر خلاف آن ثابت شود. اين را يك اصل بدانيد. بنابر اين وبلاگ براي دوستي و ارتباط نيست بلكه براي ايجاد دشمني و ديگرآزاري به كار مي‌رود.
به هر كه و هر چه دلتان خواست در وبلا‌گتان فحش بدهيد. آزادي بيان يعني همين.

نظر بزرگان در مورد امتحان

نظريات بزرگان در مورد امتحان(طنز)
 
فقط سوپ كلم است كه حال آدم را بيشتر از امتحان بهم ميزند --- آلبرت انيشتين

امتحان مسخره ترين كار دنياست ---- جرج برنارد شاو

امتحان بدون تقلب مثل كريسمس بدون درخت است ---- كي اس اليت

امتحان بخشي از زندگي است ،نه زندگي امتحانست --- پائولو كويئلو

امتحان در صورت عدم حذف پزشكي ، اولين گام در جهت شروع چاپلوسي پيش استاد براي نمره ي ده گرفتن است ---- كامي نيك صالحي

چي گفتيد امتحان؟ اصلا معني اس را نمي دانم ---- جرج اورول

امتحان فقط يه بازيه ... يه بازيه مسخره ---- از ديالوگهاي فيلم نيش

هر كس را ميخواهي از خودت متنفر كني ،امتحانش كن ---- يك ضرب المثل برمه اي

توي مدرسه هر سوالي را كه در امتحانهايم درست جواب ميدادم ، بعدا مي فهميدم كه كاملا غلط بوده اين اتفاق بعدها در زندگيم هم ادامه يافت . هر وقت فكر كردم درست رفتار كرده ام ،ديدم يك جاي كار اشتباه بود ----- ارنست همينگوي

قانون های عجیب و غریب

١-جویدن آدامس در سنگاپور ممنوع است.
٢- تقلب کردن در مدارس بنگلادش غیر قانونی است و افراد بالای ١۵ برای تقلب به زندان فرستاده می شوند.
٣- مشاھده فیلم ھای کاراته ای تا سال ٧٩ در عراق ممنوع بود.
۴- در ایسلند زمانی داشتن سگ خانگی ممنوع بود.
۵- در آریزونای آمریکا، کشتن و شکار شتر ممنوع است.
۶- در تایلند ھمه سینما رو مجبورند ھنگام پخش سرود ملی قبل از شروع فیلم قیام کنند.
٧- در دانمارک روشن کردن ماشین قبل از چک کردن اینکه بچه ای زیر آن خوابیده است یا نه، ممنوع است.
٨- در سال ١٨٨٨ در بریتانیا قانونی تصویب شده کھ  دوچرخه سواران را موظف می کرد تا زمان رد شدن
ماشین از کنارشان، زنگ دوچرخه ھایشان را بطور پیوسته به صدا درآورند.
٩- در قرن ١۶ و ١٧ میلادی نوشیدن قھوه در ترکیه ممنوع بود و اگر کسی در حین خوردن قھوه دستگیر می
شدن، به اعدام محکوم می شد.

دوست داري با كلاس بشي ؟


اگر شما ذاتا'' انسان با کلاسی هستید که هیچ !!! در غیر این صورت باید از هر فرصتی برای نشان دادن این موضوع استفاده کنید . شاید باورتان نشود ولی شما می توانید از جراحت خود نیز برای کلاس گذاشتن استفاده کنید فقط کافیست جواب های زیر را با اندکی قیافه موجه بیان کنید:
اگر شصت پای شما زیر اجاق گاز گیر کرده و شما ان را باند پیچی کرده اید هر گاه علت آن را از شما جویا شدند باید جواب دهید : ''موقع تکان دادن پيانوی بابام پام مونده زیرش''
اگر صورت شما بر اثر جوشکاری زیر آفتاب سوخته باید بگویید : ''از اسکی آخر هفته نمی توانم بگذرم''
اگر به خاطر تک چرخ زدن با موتور براوو جلوی مدرسه دخترانه به زمین خورده اید در جواب باید بگویید : ''با موتور هزار داداشم تو جاده چالوس تصادف کردیم''
اگر انگشت دست شما به ماهیتابه پیاز داغ چسبیده علت آن را چنین بیان کنید : ''دیشب با قهوه جوش اینجوری شد''
اگر بر اثر ضربه ی چکش ناخن شما شکسته باید بگویید : ''به سیم گیتارم گیر گیر کرده''
اگر بر اثر زد و خورد در صف روغن کوپنی زیر چشم شما کبود شده جوابتان این باشد : ''چند روز پیش توپ تنیس به صورتم خورد''
اگر صورت شما بر اثر خوردن خرمای خیرات و چای و شیرینی مملو از جوش شده علتش را چنین وانمود کنید: ''که خواهرتان از هلند شکلات زیادی اورده است''
اگر مینی بوس شما در جاده خاکی چپ کرد و حسابی مجروح شدید بسیار عصبانی بگویید : ''الکی می گویند زانتیا ایربگ داره ''
اگر کف دست شما به قوری سماور چسبید بگویید:''حواسم نبود میله ی شومینه زیادی داغ شد''
اگر موها و ابروهای شما در چهار شنبه سوری سوخت جواب دهید:''بچه همسایه را از میان شعله های آتش بیرون کشیدم!

دزدی و شانس

مردی با اسلحه وارد یك بانك شد و تقاضای پول كرد .
وقتی پولهارا دریافت كرد رو به یكی از مشتریان بانك كرد و پرسید : آیا شما دیدید كه من از این بانك دزدی كنم؟
مرد پاسخ داد : بله قربان من دیدم .
سپس دزد اسلحه را به سمت شقیقه مرد گرفت و اورا در جا كشت .
او مجددا رو به زن و شوهری كرد كه نزدیك او ایستاده بودند و از آنها پرسید آیا شما دیدید كه من از این بانك دزدی كنم؟
مرد پاسخ داد : نه قربان. من ندیدم اما همسرم دید .

نكته اخلاقی: وقتی شانس در خانه شما را میزند بی وقفه از آن استفاده كنید...

تصادف و زن حيله گر

یک روز یک زن و مرد ماشینشون با هم تصادف ناجوری می کنه . بطوریکه ماشین هردوشون بشدت آسیب میبینه .
ولی هردوشون بطرز معجزه آسایی جون سالم بدر می برن.
وقتی که هر دو از ماشینشون که حالا تبدیل به آهن قراضه شده بیرون میان ، رانندهء خانم بر میگرده میگه:
- آه چه جالب شما مرد هستید!…. ببینید چه بروز ماشینامون اومده !همه چیز داغون شده ولی ما سالم هستیم …. ! این باید نشونه ای از طرف خدا باشه که اینطوری با هم ملاقات کنیم و ارتباط مشترکی رو با صلح و صفا آغاز کنیم …!
مرد با هیجان پاسخ میگه:
- اوه … “بله کاملا” …با شما موافقم این باید نشونه ای از طرف خدا باشه !
بعد اون خانم زیبا ادامه می ده و می گه :
- ببین یک معجزه دیگه! ماشین من کاملن داغون شده ولی این شیشه مشروب سالمه .مطمئنن خدا خواسته که این شیشه مشروب سالم بمونه تا ما این تصادف خوش یمن كه می تونه شروع جریانات خیلی جالبی باشه رو جشن بگیریم !
و بعد خانم زیبا با لوندی بطری رو به مرد میده .
مرد سرش رو به علامت تصدیق تکان میده و در حالیكه زیر چشمی اندام خانم زیبا رو دید می زنه درب بطری رو باز می کنه و نصف شیشه مشروب رو می نوشه و بطری رو برمی گردونه به زن .
زن درب بطری رو می بنده و شیشه رو برمی گردونه به مرد.
مرد می گه شما نمی نوشید؟!
زن لبخند شیطنت آمیزی می زنه در جواب می گه :
- نه عزیزم ، فکر می کنم الان بهتره منتظر پلیس باشیم !!!

 

كاركاتور قهوه تلخ4(كي بود...كي بود-مجله طنز و كاريكاتور)

ستونهاي اين شماره: سردمقاله!: در باره هفدهمین جشنواره مطبوعات- گربه دانا- حرف و کاريکاتور- حرفهاي بي حساب- هدفمندی-  مسابقه درک کاريکاتور- مسابقه تصويري – نقدی شیرین بر قهوه ای تلخ !- فال ضدحال!! - کاریکاتورهای برنده لوکزامبورگ 2010/  Vianden 2010- -- کاریکاتورهای ماه-  طنز چهار بعدي-  چت روم طنزي/ فيزيکي- چت روم طنزي / سينمايي- چت روم طنزي / ورزشي- ماجراهای هفی جان- – نورمن ویزدم  Norman Wisdom/ از یتیم خانه تا مریضخانه!-جملات قصار نورمن- عکسهایی از حضور نورمن در تهران در سال1970 – داربی شصت و نهم- کاریکاتورهایی به مناسبت برپایی جشنواره رسانه های دیجیتال- آثار کاریکاتوریستهای ایرانی در نمایشگاه کارتون لوکزامبورگ 2010- یک ستون جدید- گاهی لبخند- مسابقه بی معنی نویسی- مسابقه بهترين لطيفه ها- مسابقه کاريکاتورجدید- طنزچهاربعدی در ستون "آیا می دانید" سایت  Wikipedia

کاريکاتوريستها:  عاطفه مدني- - مهناز یزدانی- سمیه عبدالهی- مرجان خوش ساز- - فيليپ گولوک(بلژیک)-  محسن ظریفیان- محمود نظری-  شاهین کلانتری – جواد طریقی- نیماشاهمیری- جواد بلقدر-  جوادعليزاده و  داوج!

طنزنويس ها: شهرزاد همامی- فرحنازیوسفی-  حميد شاد- فرزان انگار- مهدي عسکري - ناصر زارعي – بردیا کیانی - سعید نقدی-   آريا عليزاده- جوادعليزاده و داوج....

كاريكاتور قهوه تلخ2(عكس لو رفته باباشاه)

عکس زیر عکسی است که پس از چند صد سال به صورت غیر قابل باور کشف شده است.
این شما و این هم بابا شاه قهوه تلخ:

کاریکاتور زناشویی (خرید طلا)

 

شاد 2009 shad2009.blogfa.com


برای دیدن ادامه ی کاریکاتور  به ادامه ی مطلب بروید....

ادامه نوشته

» 40 تصویر فتوشاپی خنده دار از زندگی زناشویی !

ادامه نوشته

» عكس های خنده دار : روش های لاغری


شاد 2009 shad2009.blogfa.com

بقیه عکس های لاغری در ادامه ی مطلب....

 

ادامه نوشته

» با وجود فن اوری های جدید مراقب اعمال و رفتار خود باشید

دیكشنری شیرازی | مطلب طنز

 
Am I right=می نه؟

Yes=ها والوو

No =نه كاكو

Really!! =نه آمو؟؟

Oh my God! =یا ابالفضل

Why =بری چی چی؟

bye=كاری باری؟

maybe=گاسم

leave me alone= آم برو او ورو بیزو باد بیاد

u made me confused= آم کله پرک گرفتم

wow= ووی آمووو

come here =بی اینجو

Take it easy= عامو ولش كن،حوصله داری شمو هم ماشاللو

so cute =جونم مرگ نشی!

that's true= همی‌ نه‌

I took my shoes and skipped=ارسیو زدم زیر چلم گوروختم

Gas Square=فلکه ی گازو

Hard=قایم

Tape=نیوار

Slow down!=حالو چه خبره؟

You are disgusting=جیگری بشی

Sunshine=آفتوو

Great=باریكلوو

Excuse=بونه

Dear=گمپ گلم

when some body eats too much=عام بپوكی

wait=صبرم بده،امونم بده

good quality=خوبوو

‎lizard=كلپوك

washing yourself before praying=دست نماز

a square shape device that you can pray on it=جنماز

How are you=باكیت نی؟