روز كوروش + شعر هرگز نخواب كوروش

روز

 

پسر بهشت در اوستا

 

سیروس در تورات


سایروس در انجیل


ذوالقرنین در قرآن

 

نخستین شاه جهان

 

اولین دادگستر گیتی

 

پدر ایران زمین

 

 كوروش كبير

 

 فرخنده باد


هرگز نخواب کوروش 

دارا جهان ندارد،سارا زبان ندارد

 

بابا ستاره ای در هفت آسمان ندارد!

 

کارون ز چشمه خشکید،البرز لب فرو بست

 

حتی دل دماوند،آتش فشان ندارد

 

دیو سیاه دربند،آسان رهید و بگریخت

 

رستم در این هیاهو،گرز گران ندارد

 

روز وداع خورشید،زاینده رود خشکید

 

زیرا دل سپاهان،نقش جهان ندارد

 

 بر نام پارس دریا،نامی دگر نهادند

 

گویی که آرش ما،تیر و کمان ندارد

 

دریای مازنی ها،بر کام دیگران شد

 

نادر ز خاک برخیز،میهن جوان ندارد

 

دارا ! کجای کاری،دزدان سرزمینت

 

بر بیستون نویسند،دارا جهان ندارد

 

آییم به دادخواهی،فریادمان بلند است

 

اما چه سود،اینجا نوشیروان ندارد

 

سرخ و سپید و سبز استاین بیرق کیانی

 

اما صد آه و افسوس،شیر ژیان ندارد

 

کو آن حکیم توسی،شهنامه ای سراید

 

شاید که شاعر مادیگر بیان ندارد

 

هرگز نخواب کوروش،

 

ای مهر آریایی

 

بی نام تو، وطن نیز

 

نام و نشان ندارد

قصه پیوند دو دریای آسمانی

اشاره: اول ذيحجه مصادف است با سالروز ازدواج فرخنده حضرت فاطمه (س) و حضرت علي (ع) كه به امر پرودگار صورت گرفت. ازدواج مبارک و آسماني علي (ع) و فاطمه (س) پيوند پر ميمنتي بود که فرشتگان آسمان در آن روز در سرور و شادماني بودند و بهشتيان به زينت و زيور آراسته. کروبيان را غوغايي بود. شادي به رقص آمده بود و عشق به ترانه و نور به پايکوبي ايستاده بود. فرشتگان به وجد آمده بودند و حوريان به زمزمه ايستاده. 
ازدواج علي (ع) با فاطمه (س) و پيوند دو درياي آسماني، لحظه با شکوه اي در تاريخ اسلام است که در آن روز، زيباترين قطعات به نمايش درآمد، قلب پاکان در شادي تپد و کروبيان به وجد آمدند و آسمان ستاره باران شد. 
در اين نوشتار سعي داريم قصه پيوند دو درياي آسماني را روايت کنيم.
خواستگاري بزرگان قريش از فاطمه (س) و جواب رسول الله 
فاطمه (س) برترين دختران بود او در ايمان، پاکي، تقوي، ايثار و شجاعت سرآمد روزگار بود و همه زيباييها و خوبيها در فاطمه زهرا (س) دختر دُردانه رسول خدا، جمع شده بود، او جمال ظاهري و كمالات معنوي و اخلاقي را از پدر و مادر شريفش به ارث ‌برده و به عاليترين كمالات انساني آراسته شده بود. 
 همه در دل آرزو مي کردند که اي کاش لياقت همسري فاطمه (س) را داشته باشند؛ اما کسي جرات ابراز آن را نداشت؛ کم کم بزرگان قريش دل به دريا زدند و براي خواستگاري، آستان محمد (ص) را بوسه زدند؛ اما افسوس که هنوز زنگار جاهلي از دلها نپالاييده، هنوز ارزش را در ثروت مي دانستند و در حضور پيامبر (ص) سخن بدان مي آلاييدند. اما پيامبر با خواستگاران طوري رفتار مي‌كرد كه مي‌پنداشتند مورد غضب پيامبر قرار گرفته‌اند. 
عبدالرحمان بن عوف نزد رسول الله (ص) آمد و گفت: با مهريه اي بسيار به خواستگاري فاطمه (س) آمده ام. غضب چهره پيامبر (ص) را فراگرفت و دستش را روي شنها کشيد و از آن پر کرد، ريگها در دست مبارکش به تسبيح آمدند و آنانان را به دامنش ريخت و همگي درّ و مرجان شدند. که اين جواب توست اي…
سپس «ابوبکر» آمد، در حضور پيامبر (ص) نشست و گفت: اي رسول خدا، مي داني که من به تو ايمان آورده ام و از اولين کساني هستم که اسلام آوردم و چنين و چنان بودم… 
پيامبر (ص) پرسيد: خوب، منظور؟ گفت: به خواستگاري فاطمه آمده ام. پيامبر (ص) رويش را برگرداند و ابوبکر برگشت. نزد عمر آمد و گفت: هم خراب شدم و هم خراب کردم. عمر گفت: چه شده؟ گفت از فاطمه خواستگاري کردم، رسول خدا روي از من برگرداند. 
عمر گفت: باش تا من هم تجربه کنم. رفت و دو زانو نزد رسول خدا نشست و گفت: اي رسول خدا، مخلصانه به تو ايمان دارم و تو مي داني که در اسلام سابقه دارم و چنين و چنان هستم … پيامبر (ص) فرمود: منظورت از اين گفتار چيست؟ گفت: ازدواج با فاطمه. پيامبر (ص) از وي چهره برگرفت. عمر نزد ابوبکر بازگشت و گفت: مثل اينکه پيامبر (ص) در امر ازدواج فاطمه (س) منتظر دستور خداوند است. 
بزرگان قريش و رجال باشخصيت و ثروتمند ديگري نيز به خواستگاري رفتند اما همگي همان جواب ابوبکر را شنيدند. 
براستي چه کسي لياقت همسري فاطمه (س) را داشت؟ آري کسي جز علي(ع) لايق همسري دختر پيامبر (ص) نبود. چرا که او اولين مومن به خدا و پيامبرش بود، در ايثار و شجاعت جان بر کف بود، حريم نبوت بود و جان خويش را براي ماندن پيامبرش بر بستر نهاده بود. 
امام صادق (ع) در اين مي فرمايند: « اگر خداوند متعال اميرالمومنان علي (ع) را نيافريده بود، در روي زمين از اول خلقت تا پايان، احدي لايق همسري فاطمه (س) نبود.(1) 
پيشنهاد به امام علي (ع)
اصحاب رسول خدا احساس كرده بودند كه پيغمبراكرم (ص) تمايل دارد فاطمه (س) را با علي (ع) پيوند ازدواج دهد، ولي از جانب علي (ع) پيشنهادي نمي‌شد. يک روز عمر و ابوبکر و سعد بن معاذ و گروهي ديگر که پيامبر تقاضاي ازدواج آنها را رد کرده بود، در مسجد گرد آمده بودند و از هر دري سخن مي گفتند، در اين بين سخن از فاطمه (س) به ميان آمد. ابوبکر گفت: مدتي است که اعيان و اشراف عرب فاطمه (س) را خواستگاري مي نمايند اما پيغمبر اکرم (ص) پيشنهاد احدي را نپذيرفته و در جوابشان مي فرمايد: تعيين همسر فاطمه با خداست. 
سپس به «عمر» و «سعد بن معاذ» گفت: حاضريد به اتفاق هم نزد علي (ع) برويم و جريان را برايش تشريح کنيم و اگر به ازدواج مايل بود، همراش کنيم؟ آنها از اين پيشنهاد استقبال و او را در اين کار تشويق کردند. 
سلمان فارسي مي گويد: عمر و ابوبکر و سعد بن معاد بدين قصد از مسجد خارج شدند و به جانب آن حضرت شتافتند. 
علي (ع) فرمود از کجا مي آييد و به چه منظور اينجا آمده ايد؟ 
ابوبکر گفت: يا علي تو در تمام کمالات بر سايرين برتري داري و از موقعيت خود و علاقه اي که رسول خدا به تو دارد کاملاً آگاهي. اشراف و بزرگان قريش براي خواستگاري فاطمه (س) آمده اند ولي پيغمبر (ص) دست رد به سينه همه زده و تعيين همسر فاطمه (س) را به دستور خدا حواله داده است. گمان مي کنم خدا و رسول، فاطمه (س) را براي تو گذاشته اند و شخص ديگري قابليت اين افتخار را ندارد. 
امام علي (ع) به خواستگاري مي رود
اوضاع بحراني اسلام و گرفتاري‌ها و فقر اقتصادي مسلمين، چنان علي(ع) را مشغول ساخته بود كه به خواسته‌هاي دروني خويش و ازدواج و تشكيل خانواده هيچ گونه توجهي نداشت. 
علي(ع)اندكي پيرامون پيشنهاد آنها تامل و اطراف وجوانب قضيه را به خوبي بررسي نمود، تهيدستي خود و مشاهده گرفتاريهاي عمومي از يك طرف و فرا رسيدن زمان ازدواج وي از طرف ديگر، شرايطي بود كه او داشت، اما اگر در اين زمان همسري چون فاطمه (س) را از دست بدهد ديگر اين فرصت قابل جبران نيست. 
اين پيشنهاد علي را تحت تاثيرقرارداد، به طوري كه  ......

برای خواندن متن کامل به ادامه ی مطلب مراجعه کنید ...

ادامه نوشته

«پيامكهاي محرم 90»

پيامك هاي محرم 90.................. شاد 2009.......shad2009.blogfa.com

سلام ما به محرم، به غصه و غم مهدی

به چشم کاسه خون و به شال ماتم مهدی

سلام ما به محرم، به شور و حال و عیانش

سلام ما به حسین و به اشک سینه زنانش

-----------------------------------------------------

دلم دریاچه ی غم شد دوباره / قد آیینه ها خم شد دوباره

صدای سنج و دمام اومد از دور / بخون ای دل محرم شد دوباره

-----------------------------------------------------

عالم ، همه خاک کربلا بایدمان

پیوسته به لب ، خدا خدا بایدمان

تا پاک شود ، زمین ز ابنای یزید

همواره حسین ، مقتدا بایدمان

-----------------------------------------------------

محرم آمد و دلها غمین شد / غم و عشق وبلا با هم اجین شد

حسین آماده بهر جانفشانی است آلامتو/ دوباره فاطمه قلبش حزین شد .

-----------------------------------------------------

ضریح تو داره عطر گل یاس

نوازش های دستت میشه احساس

کی میدونه آقا پر میشه شاید

شبا سقا خونه ات با مشک عباس .

-----------------------------------------------------

محرم ماه آن عبدخدا

محرم اسرار آن هستی فزا

محرم ماهی که در آن ریختندند

میان کربلا خون خدا

-----------------------------------------------------

جانـت بـه کــویــر تفتــه دریـا بخشید / هفتاد و دو گل ، به متن صحرا بخشید

بـــا جلـــوه ی کــربـلای عـاشـورایی / خـون تــو بـه رنگ سرخ معنا بخشید . . .

-----------------------------------------------------

پیراهنی از زخم، به تن دوخته است

این رسم، ز حضرت غم آموخته است

ای سـرو تمــاشاییِ ایــمان، عبـاس!

دل، شعله به شعله، در غمت سوخته است

-----------------------------------------------------

چشمان زمین دوباره تر خواهد شد

ماه از سر شب بدون سر خواهد شد

تاریخ دوباره به خودش می لرزد

شق القمری بزرگتر خواهد شد

-----------------------------------------------------

این نیزه مرا به عشقتان میدوزد / در عمق وجود شعله می افروزد

امسال اگرچه در زمستانم باز / از بردن اسم تو لبم می سوزد . . .

-----------------------------------------------------

فریاد حسین را شنیدیم همه / از کوفه به سوی او دویدیم همه

رفتیم به کربلا ولی برگشتیم / از شمر امان نامه خریدیم همه

-----------------------------------------------------

محرم در حریم کربلاتندیس شد

محرم همره نام حسین تقدیس شد

محرم با حسین اشک است وخون

محرم با حسین دشت جنون

-----------------------------------------------------

خود را چو ز نسل نور می نامیدند

رفتند و به کوی دوست آرامیدند

سیراب شدند زآن که در اوج عطش

آن حادثه را به شوق آشامیدند

----------------------------------------------------

دو دیده اشک، باران است ، محرم / ز سوگ ، جمله یاران است ، محرم

جهان می بارد ، اشک ، داغ یاران / ز ظلم ، نابکاران است ، محرم .

-----------------------------------------------------

محرم باز هم نوبت توست / که بگشایی تمام خاطراتت

ز ایامی که در آن بود شیون / گهی نالیدن و گه سر بریدن . . .

-----------------------------------------------------

تـا هست جهــان شـور محــرم باقیست

این جلوه ی جان در همه عالـم باقیست

ازنـالـه ی نـیـنــوای یـاران حسـیـن

همواره به لب زمـزمه ی غم باقیست . . .

«كريمي-شب هشتم محرم 90»

ضمن عرض تسلیت به مناسبت ایام سوگواری سالار شهیدان و با آرزوی قبولی عزاداری های شما؛ در این پست دانلود مداحی حاج محمود کریمی در شب هشتم محرم ۱۳۹۰ را براي شما عزاداران حسيني فراهم نموده ايم.   التماس دعا...

دانلود نوحه شب هشتم محرم 1390 حاج محمود کریمی

دانلود در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

«عید سعید غدیر خم مبارک»

عید سعید غدیر خم

بر تمام مسلمان جهان

مبارک باد

شاد 2009 ......هرچی که بخوای.......shad2009.blogfa.com

«بوی عید ...»

بوی عیدی بوی توپ بوی کاغذرنگی
بوی تند ماهی‌ دودی وسط سفره‌ء نو
بوی یاس جانماز ترمه‌ی مادربزرگ

با اینا زمستونو سر می‌کنم
با اینا خستگی‌مو در می‌کنم

شادی شکستن قلک پول
وحشت کم شدن سکه‌ء عیدی از شمردن زیاد
بوی اسکناس تا نخورده‌ء لای کتاب

با اینا زمستونو سر می‌کنم
با اینا خستگی مو در می‌کنم

فکر قاشق زدن یه دختر چادرسیا
شوق یک خیز بلند از روی بته‌های نور
برق کفش جفت‌شده تو گنجه‌ها

با اینا زمستونو سر می‌کنم
با اینا خستگی‌مو در می‌کنم

عشق یک ستاره ساختن با دولک
ترس ناتموم گذاشتن جریمه‌های عید مدرسه
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب

با اینا زمستونو سر می‌کنم
با اینا خستگی‌مو در می‌کنم

بوی باغچه بوی حوض عطر خوب نذری
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن
توی جوی لاجوردی هوس یه آب‌تنی

با اینا زمستونو سر می‌کنم
با اینا خستگی‌مو در می‌کنم

«اس ام اس نوروز 90 سری 2»

http://www.shad2009.blogfa.com/

 

دی شد و بهمن گذشت فصل بهاران رسید
جلوه گلشن به باغ همچو نگاران رسیـد
بهار ۱۳۹۰ بر شما مبارک

.

.

.

بیامد شاهد شیرین نوروز
بنازم سفره ای هفت سین نوروز
زچشم ابر نیسا نی دراین فصـل
بریزد اشـک مشک آگین نوروز
عیدتان مبارک

.

.

.

جشن فرخنده فرودیـن است
روز بازار گـل و نسرین است
نوروز فرخنده باد

.

.

.

نوروز پاسداشت عشق های کوچکی است که زنده مانده اند

و روز تعظیم در برابر عشق های بزرگی که عظمت را کوچک می دانند.

پس به تو در نوروز سلام می کنم که بزرگترین عشق این کوچکی . . .

.

.

.

نوروز آیین رفاقت را نگاهبانی می کند که باور کنیم قلبهامان جای حضور دوستانمان هستند.

.

.

.

امروز سه نفر از من آدرس و شماره تلفن تو رو گرفتن که بیان پیشت

من هم شماره تو رو دادم. یکی شون خوشبختی بود

یکی موفقیت و آخری هم سلامتی بود !

مطمین باش توی سال ۹۰ میان سراغت!

.

.

.

امروز روز ملی گل هاست… روزت مبارک…

اینو برای همه گلهای دنیا که عطرشونو دوست داری، بفرست…

.

.

.

نوروز را سپاس می گویم که بهانه ای است برای

نکو داشت آنهایی که به یادشان هستیم. نوروز ۹۰ فرخنده باد . . .

.

.

.

درشکفتن جشن نوروز برایت در همه ی سال سر سبزی جاودان وشادی

اندیشه ای پویا و آازادی و برخورداری از همه نعمتهای خدادادی آرزومندم . . .

.

.

.

از نوروز می آموزیم که هیچ وقت کسی را نا امید نکنیم

شاید امید تنها دارایی اش باشد.

نوروزتان مبارک باد . . .

.

.

.

از همین روزنه گشوده به درود
به پرستو، به گل، به سبزه درود
به بهاری که می‌رسد از راه
چند روز دگر به ساز و سرود
بهارتان پیشاپیش مبارک

.

.

.

بهار سخاوتمند است، دامنی از گل به زمین می بخشد.

کمی پای درس بهار بنشینیم. بهار، ره آورد تفاهم زمین و آسمان است.

بهار، محصول ِ یگانگی است.

.

.

.

گل، هویت بهار است. و بهار آیینه ی قیامت. در این آیینه خود را تماشا کنیم.

.

.

.

سلام به قاصدکهای خبر رسان که محکوم به خبرند
و سلام به شقایقهایی که محکوم به عشقند
و سلام به شکوفه هایی که با شکفتن خود خبر از بهار میدهند
عید نوروز مبارک

«یا مقلب القلوب...»

«نوروزتان با آرزویتان مبارک»

«سنّت چهار شنبه سوری»

 

جشن هایی  که در ایران باستان به عنوان پیش در آمد یا پیش باز نوروز وجود داشته و آمیزه ای از چند رسم گوناگون است،  (( جشن سوری ))  بوده است. سوری به معنی سرخ و اشاره به  سرخی آتش  است که در این روز روشن می کردند.این آئینکه غروب آخرین سه شنبه سال برگزار می شود، ریشه در قرن ها پیش دارد و مردم بر این اعتقادند که با روشن کردن آتش و پریدن از روی آن هر گونه ((بلا و ناپاکی)) از آنها دفع می شود. به عبارتی دیگر چهرشنبه سوری نام جشنی باستانی و برگرفته از آئین زرتشتی است که ایرانیان از 1700 سال پیش از میلاد تا کنون در آخرین چهارشنبه (سه شنبه شب)  هر سال، آن را با روشن کردن آتش و پریدن از روی آن، برگزار می کنند.

آئین های چهار شنبه سوری (چارشنبه سوری9 به آتش افروزی منحصر نمی شود؛ بلکه مراسم پیوسته دیگریهمچون غذا های دسته جمعی، سرود های ویژه، قاشق زنی، فال گوش، بازی های گروهی و نمایش های سنتی هم دارد که امروزه در شهر ها بدلیل شرایط خاص شهر نشینی، در اختیار نداشتن کوزه و پشت بام و فضایمناسب جلوی در خانه و دگرگونی های دیگر فرهنگی، هنوز چهره ی نمادین خود را با دشواری- به ویژه در شهر ها و محله های سنتی- نگه داشته است.

ولی امان از نوگرایی و پست مدرنیته که معانی هر اصیله عوض می کنه...

امیدوارم دیروز (که چهار شنبه سوری بود) بهتون خوش گذشته باشه و هیچ اتفاقی واستون نیفتاده باشه.

«سفره هفت سین حسابی»

انیشتين بر سر سفره هفت سين دكتر حسابي

در زمان تدریس در دانشگاه پرینستون دکتر حسابى تصمیم مى‌گیرد سفره هفت سینى براى انیشتین و جمعى از بزرگترین دانشمندان دنیا از جمله «بور»، «فرمى»، «شوریندگر» و «دیراگ» و دیگر استادان دانشگاه بچیند و آنها را براى سال نو دعوت کند…

آقاى دکتر خودش کارتهاى دعوت را طراحى مى‌کند و حاشیه آن را با گل‌هاى نیلوفر که زیر ستون‌هاى تخت جمشید هست تزئین مى‌کند و منشا و مفهوم این گلها را هم توضیح مى‌دهد. چون مى‌دانست وقتى ریشه مشخص شود براى طرف مقابل دلدادگى ایجاد مى‌کند.

دکتر مى‌گفت: «براى همه کارت دعوت فرستادم و چون مى‌دانستم انیشتین بدون ویالونش جایى نمى‌رود تاکید کردم که سازش را هم با خود بیاورد. همه سر وقت آمدند اما انیشتین 20 دقیقه دیرتر آمد و گفت چون خواهرم را خیلى دوست دارم خواستم او هم جشن سال نو ایرانیان را ببیند. من فورا یک شمع به شمع‌هاى روشن اضافه کردم و براى انیشتین توضیح دادم که ما در آغاز سال نو به تعداد اعضاى خانواده شمع روشن مى‌کنیم و این شمع را هم براى خواهر شما اضافه کردم.»

به هر حال بعد از یک سرى صحبت‌هاى عمومى ‌انیشتین از من خواست که با دمیدن و خاموش کردن شمع‌ها جشن را شروع کنم. من در پاسخ او گفتم: ایرانى‌ها در طول تمدن 10 هزار ساله‌شان حرمت نور و روشنایى را نگه داشته‌اند و از آن پاسدارى کرده‌اند. براى ما ایرانى‌ها شمع نماد زندگیست و ما معتقدیم که زندگى در دست خداست و تنها او مى‌تواند این شعله را خاموش کند یا روشن نگه دارد.

آقاى دکتر مى‌خواست اتصال به این تمدن را حفظ کند و مى‌گفت بعدها انیشتین به من گفت: «وقتى برمى‌گشتیم به خواهرم گفتم حالا مى‌فهمم معنى یک تمدن 10هزارساله چیست. ما براى کریسمس به جنگل مى‌رویم درخت قطع مى‌کنیم و بعد با گلهاى مصنوعى آن را زینت مى‌دهیم اما وقتى از جشن سال نو ایرانى‌ها برمى‌گردیم همه درختها سبزند و در کنار خیابان گل و سبزه روییده است.»

بالاخره آقاى دکتر جشن نوروز را با خواندن دعاى تحویل سال آغاز مى‌کند و بعد این دعا را تحلیل و تفسیر مى‌کند. به گفته وی همه در آن جلسه از معانى این دعا و معانى ارزشمندى که در تعالیم مذهبى ماست شگفت زده شده بودند.

بعد با شیرینى هاى محلى از مهمانان پذیرایى مى‌کند و کوک ویلون انیشتین را عوض مى‌کند و یک آهنگ ایرانى مى‌نوازند. همه از این آوا متعجب مى‌شوند و از آقاى دکتر توضیح مى‌خواهند. ایشان مى‌گویند موسیقى ایرانى یک فلسفه، یک طرز تفکر و بیان امید و آرزوست. انیشتین از آقاى دکتر مى‌خواهد که قطعه دیگرى بنوازند. پس از پایان این قطعه که عمدأ بلندتر انتخاب شده بود انیشتین که چشمهایش را بسته بود چشم‌هایش را باز کرد و گفت: «دقیقا من هم همین را برداشت کردم و بعد بلند شد تا سفره هفت سین را ببیند.»

آقاى دکتر تمام وسایل آزمایشگاه فیزیک را که نام آنها با “س” شروع مى‌شد توى سفره چیده بود و یک تکه چمن هم از باغبان دانشگاه پرینستون گرفته بود. بعد توضیح مى‌دهد که این در واقع هفت چین یعنى 7 انتخاب بوده است. تنها سبزه با «س» شروع مى‌شود به نشانه رویش. ماهى با «م» به نشانه جنبش، آینه با «آ» به نشانه یکرنگى، شمع با «ش» به نشانه فروغ زندگى و …

همه متعجب مى‌شوند و انیشتین مى‌گوید آداب و سنن شما چه چیزهایى را از دوستى، احترام و حقوق بشر و حفظ محیط زیست به شما یاد مى‌دهد. آن هم در زمانى که دنیا هنوز این حرفها را نمى‌زد و نخبگانى مثل انیشتین، بور، فرمى‌ و دیراک این مفاهیم عمیق را درک مى‌کردند.

بعد یک کاسه آب روى میز گذاشته بود و یک نارنج داخل آب قرار داده بود. آقاى دکتر براى مهمانان توضیح مى‌دهد که این کاسه 10هزارسال قدمت دارد. آب نشانه فضاست و نارنج نشانه کره زمین است و این بیانگر تعلیق کره زمین در فضاست. انیشتین رنگش مى‌پرد عقب عقب مى‌رود و روى صندلى مینشیند

از او مى‌پرسند که چه اتفاقى افتاده؟

مى‌گوید : «ما در مملکت خودمان 200 سال پیش دانشمندى داشتیم که وقتى این حرف را زد کلیسا او را به مرگ محکوم کرد اما شما از 10 هزار سال پیش این مطلب را به زیبایى به فرزندانتان آموزش مى‌دهید. علم شما کجا و علم ما کجا؟!»

خیلى جالب است که آدم به بهانه نوروز یا هر بهانه خوب دیگر، فرهنگ و اعتبار ملى خودش را به جهانیان معرفى کند.


به نقل از كتاب خاطرات مهندس ایرج حسابی

«سریال های نوروزی»

شبکه يك: رامبد جوان سریال «توطئه فامیلی» را با بازي امیر جعفری، آناهیتا همتی، جمال اجلالی، مریم امیرجلالی، سحر دولتشاهی و خسرو احمدی و.... توليد مي كند و سيروي مقدم «پایتخت» را با بازي محسن تنابنده، ریما رامین‌فر، احمد مهرانفر، علیرضا خمسه، خسرو احمدی، نعیمه نظام دوست، رضا بنفشه‌خواه و حسین مهری تولید می‌کند.

شبکه دو سیما: حميدرضا صلاحمند سریال‌ «بچه‌ها نگاه می‌کنند» را با بازي آتیلا پسیانی، گوهر خیراندیش، سارا خوئینی‌ها، سیامک صفری، میرطاهر مظلومی، شبنم مقدمی، سپیده علایی، هدایت هاشمی، رضا داوودنژاد، گلاره عباسی و... توليد مي كند و امير فيضي «نامه‌های بالدار»را با بازي نصرالله رادش، محمود جعفری، فرهاد بشارتی، فاطمه طاهری، مریم اکبری، حامد کیازال، علیرضا مظلومی و احمدرضا اسدی...توليد مي كند.

شبكه ۳:چهار چرخ» با بازي حمید لولایی، مریم امیرجلالی، بهنوش بختیاری، محسن قاضی‌مرادی، شهرام قائدی، مجید یاری، مصطفی طاری و اصغر سمسارزاده و کارگردانی جواد مزدآبادی مي باشد.  سعید آقاخانی نیز  «رادررو» كارگرداني مي كند. 

 شبکه تهران : سریال «موج و صخره» به کارگردانی مجید صالحی و بازي مجید صالحی، علی صادقی، نیما شاهرخ‌شاهی، زیبا بروفه، الهام حمیدی، رضا ناجی، محمدرضا داوودنژاد، فرحناز منافی‌ظاهر و حسن اسدی  مي باشد.

«تخم مرغ رنگ کردن»

egg rangi  آموزش تزیین تخم مرغ سفره هفت سین + عکس

۱-می توانید تخم مرغها را در آب لبو یا آب سبزیجات مثل اسفناج یا جعفری و یا پوست پیاز و آب انار و زرشک بجوشانید تا آنها را به رنگهای بنفش، سبز و صورتی درآورید.

۲- با استفاده از اسپری های رنگی طلایی یا نقره ای آنها را یکدست رنگ کنید.

۳-درون قهوه یا نسکافه جوشانده و به رنگ قهوه ای درآورید که می توانید همینطور ساده داخل جا تخم مرغی گذاشته و یا دور آن را با ربان تزیین کنید

۴- تخم مرغها و چند تخم بلدر چین را با استفاده از کاغذهای زرورقی رنگی که به راحتی دور آنها پیچیده می شود تزیین کنید و کنار هم در سبد قرار دهید.

۵-دو طرف تخم مرغ را با سوزن و با احتیاط سوراخ کرده تا بتوانید تخم مرغها را خالی کنید سپس روی آنها را به هر شکلی که می خواهید نقاشی کرده و با استفاده از نخهای رنگی یا روبانهای رنگی که از آنها رد می کنید به درختچه های زینتی کوچکی که می توانید بر سر سفره هفت سین عید نوروز قرار دهید آویزان کنید.

نکته : نقاشی روی تخم مرغها را هم می توانید با مداد شمعی، آب رنگ، گواش و مداد رنگی انجام دهید و هم دور تخم مرغها را قبل از جوشاندن پار چه های رنگی که رنگ می دهد پیچیده، با نخ دور تا دور آنها را محکم کنید و داخل ظرف آب جوش بجوشانید تا به شکلهای جالبی آنها رنگ آمیزی شوند.

۷- می توانید از تخم بلدر چینهای کوچک رنگ شده نیز در کنار تخم مرغها استفاده کنید.۸-تخم مرغها را همینطور ساده یا رنگ شده داخل سلفونهای کوچک گذاشته و با روبانهای رنگی بالای آن را پاپیون کنید.

۸-تخم مرغها را همینطور ساده یا رنگ شده داخل سلفونهای کوچک گذاشته و با روبانهای رنگی بالای آن را پاپیون کنید.

۹-از گلهای پارچه ای کوچک آماده به همراه نوارهای رنگی جهت تزیین تخم مرغها استفاده نمایید.

۱۰-از تخم مرغ شانسی ها یی که از شکلات و سکه پر کرده اید برای هدیه دادن به بچه ها نیز می توانید بر سر سفره هفت سین عید نوروز قرار دهید.

«عمو نوروز نمی آید...»

كسی اینجا نمی پرسد
چرا دیگر نمی آید
سیاه چهره اش یاد آور سرمای سوزان زمستانی كه می مرد
لباس قرمزش یادآور خرم بهارانی كه در ره بود و می آمد
بدستش دایره زنگی
به آوازش ندا می داد با شادی
عمو
نوروز می آید
كسی دیگر نمی پرسد
سراغ از او نمی گیرد
چرا نزدیكی
نوروز
او ، آن قاصد شادی نمی آید
من این بازیگران زشت بد خو را نمی گویم
كه هر روزی به یك رنگی
نشسته بر گذر گاهی
برای آن عمو
نوروز دلتنگم
كه در شبها و در سرما
برای باغ تشنه آب می آورد
دلش را در م ...

«مشخصات قرآن»

مشخصات قرآن كريم
 
نام: قرآن
شهرت: فرقان
محل نولد: مکه
فرستنده: خدا
گیرنده: حضرت محمد (ص)
ملکه ی وحی: حضرت جبرئیل
تعداد سوره: 114
تعداد آیه: 6666
تعداد کلمات: 77807
تعداد حروف: 322374
سن: 1434
تعداد سوره های مکی: 86
تعداد سوره های مدنی: 28
تعداد جزء: 30
تعداد حزب: 120
اولین گرد آورنده: حضرت علی(ع)
اولین سوره: فاتحه
آخرین سوره: ناس
بزرگترین سوره: بقره
کوچکترین سوره: کوثر
قلب قرآن: یس
عروس قرآن: الرحمن
پادشاه قرآن: آیه الکرسی
 مدت نزول: 23 سال
مادر قرآن: حمد
وسط قرآن: سوره ی کهف، آیه ی 19، کلمه ی ولیتلطف
سوره ای كه دو بسم الله دارد: نمل
سوره ای بسم الله ندارد: توبه
سوره هایی که سجده ی واجبه دارد: سجده - فصلت - النجم - علق

 اميدوارم كه همه شما ياد داشته باشيد يا اگر ياد نداريد حتما ياد بگيريد در ضمن خواندن قرآن را فراموش نكنيد.

تسليت اربعين حسيني...

بسم رب الحسین

با عرض سلام، در آستانه اربعین شهادت سید و سالار شهیدان، سرور آزاگان جهان، چهلمین روز وداع خونین حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) و یاران باوفایش، به تمامی دوستان اهل دل و ارجمندم  ، تسلیت و تعزیت عرض نموده و امیدوارم كه سوگواری های یكایك شما عزیزان مورد قبول حضرت حق قرار گیرد.


اربعین حسینی، جویبار همیشه جاری

اربعین حسینی، جویبار همیشه جاری


عاشورا، روز شهادت حماسه سازان و اربعین، روز زیارت مرقد عاشورا سازان است. عاشورا، خروش خون حسین(ع) است و اربعین، پژواک این فریاد ظلم شکن است. عاشورا و اربعین، نقطه ابتدا و انتهای عشق نیست؛ بلکه چله عارفانه تشیع سرخ علوی است. عاشورا تا اربعین، نقطه اوج عشق حسینی است و در این چهل روز، حسین(ع) تنها سخن محافل است تا در طول عمر انسان، بهانه بیداری و ظلم‏ستیزی باشد. عاشورا، زمانه خون و ایثار است و اربعین، بهانه تبلیغ و پیمان. در عاشورا، حسین(ع) با تاریخْ سخن گفت و در اربعین، تاریخ پای درس حسین(ع) نشست. عاشورا روز کشت "خون خدا" در کویر جامعه ظلم‏زده است و اربعین، آغاز برداشت نخستین ثمره آن. آری، اربعینْ فرصتی برای اعلام همبستگی با عاشوراست.

هر اربعین حسینی، قاصد حماسه ای ماندگار، پیامدار استعلای ایمان، نشانه‏ای از شکوه عشق، و برگ همیشه سبزی بر درخت هماره سرخ شهادت است. اربعین یک واژه نیست؛ کتابی قطور و پرماجراست. کتابی که گذر زمان و حادثه‏های زمین، هرگز نمی‏تواند نوشته‏های آن را محو کند و البته کهنگی در آن راه ندارد. اربعین، هنرنامه مصوّر آرمان گرایی و حق یاوری است. اربعین، نشانه‏ای بر اعتلای دین و بالندگی زمزمه‏های دعا و تلاوت قرآن در شب عاشورای حسینی است. اربعین، صدای عدالت و صداقت، و شاخه‏های درخت آزادگی است که از خاک کربلا روییده و تا ژرفای روزها و روزگاران ریشه دوانیده است. اربعین، جویبار همیشه جاری و سرخ تاریخ، و جوشش چشمه‏های خون خداوند از چهار سوی عالَم است.

چهل روز متوالى از عاشورا تا اربعین در واقع مراسم دائمی و رسمى اعلام انزجار از ظالمان تاریخ است و در این اعتراض عمومى، امام حسین(ع) سمبل شجاعت، پایمردى و آزادگى و یزید نماینده و مظهر جور و فجور است. در این چهل روز یاد امام حسین(ع) صدرنشین محفل دلهاست و افکار عمومى بیش از هر حادثه مهم دیگرى تحت تاثیر حادثه کربلاست و این فرصت مناسبى است تا مردم، عشق به امام حسین(ع) و کینه و تنفر از قاتلان او را در دل خود بپرورانند و این کینه مقدس را با پوست و گوشت خود و فرزندانشان در آمیزند و عظمت گرمى حماسه عاشورا را به هر عصر و نسلى برسانند و شور عاشورا را هر سال تازه تر از سال گذشته بر پا کنند تا کلاس درس عاشورا هر سال با شکوهتر از سال پیش دائر گردد.

چهل روز گذشت. نه اشک‏ها در چشم دوام آوردند، نه حرف‏ها بر زبان! روایت درد، آسان نیست. خاک‏های بیابان می‏دانند که سیلی آفتاب یعنی چه! تشنگی را باید از ریگ‏های ساحل پرسید تا بگویند آب به چه می‏ارزد؟! هم کوفه از سکوت پر بود و هم شام. تنگ راه‏های شام، انتظار کشیدند تا صدای قدم‏های کسی بگذرد و دریغ! مسلمانان شهر بیگانه‏اند، غریبه‏اند با برادران خویش! حرف‏ها فاسد شده‏اند پشت میله‏ های زندان سینه‏ها. دستی بیرون نمی‏آید که سلامی را پاسخ دهد. فریاد را از قاموس کوفه و شام ربوده‏اند. اراده‏ها را چپاول کرده‏اند. دست‏ها را بریده‏اند. به آدم‏ها یاد داده‏اند خم و راست شوند. کسی نمی‏داند شجاعت چیست و جوانمردی را با کدام قلم می‏نویسند؟

چهل روز گذشت؛ نه از آب خبری شد، نه بابا! آسایش از فراز سرمان پر کشیده بود. چشم‏هایمان به تاریکی خرابه عادت کرده بود. اشک‏هایمان را چهل روز است که نشسته‏ایم! چهل روز است که از پا ننشسته‏ایم. زنجیر بر دست‏هایمان نهادند و در میدان‏های شهر گرداندند؛ غافل که چلچراغ را به دیار شب می‏برند. خواب کودکانمان را آشفتند تا بر مصیبت‏مان بیفزایند؛ غافل که ما صبر را سال‏هاست می‏شناسیم؛ ما صبر را در خانه علی علیه‏السلام آموخته‏ایم.

از دشنه و دشنام کم نگذاشتند. از "گرد و خاک کردن" کم نگذاشتند تا حقیقت پاکی‏مان پوشیده شود؛ ولی چه باک! حقیقت، بی‏نیاز از این گرد و خاک کردن‏هاست. حضرت دوست اگر با ماست، چه باک از این همه دشمنی! زبان‏ها را دستور به سکوت دادند؛ ولی آنچه البته نمی‏پاید، سکوت است. قلب‏ها را نتوانستند باز دارند از اندوه. مغزها را نتوانستند باز دارند از تأمل. خطبه‏های زین العابدین علیه‏السلام قیام کرده بود و قد برافراشته بود در جمعیت تا پیام‏رسان خون تو باشد. طنین شهادت تو، پرده‏ها را لرزاند، ریسمان‏ها را گسیخت و قلب‏ها را گشود.

چهل روز گذشت. اما چهل سال دیگر و چهارصد سال،... هم بگذرد، صدای "هَل مِن ناصر یَنصُرنی" تو بی‏جواب نخواهد ماند و روزگار اینچنین نخواهد ماند. قرن‏ها می‏روند و می‏آیند و میدانی که پرچم گلگونت هم بر زمین نخواهد ماند ای حسین فاطمه!

کدام مستحق تریم ؟

شب سردی بود …. پیرزن بیرون میوه فروشی زل زده بود به مردمی که میوه میخریدن …شاگرد میوه فروش تند تند پاکت های میوه رو توی ماشین مشتری ها میذاشت و انعام میگرفت …
پیرزن باخودش فکر میکرد چی میشد اونم میتونست میوه بخره ببره خونه … رفت نزدیک تر … چشمش افتاد به جعبه چوبی بیرون مغازه که میوه های خراب و گندیده داخلش بود … با خودش گفت چه خوبه سالم ترهاشو ببره خونه … میتونست قسمت های خراب میوه ها رو جدا کنه وبقیه رو بده به بچه هاش … هم اسراف نمیشد هم ....

بچه هاش شاد میشدن …
برق خوشحالی توی چشماش دوید ..دیگه سردش نبود !پیرزن رفت جلو نشست پای جعبه میوه …. تا دستش رو برد داخل جعبه شاگرد میوه فروش گفت : دست نزن نِنه ! وَخه برو دُنبال کارت ! پیرزن زود بلند شد …خجالت کشید ! چند تا از مشتریها نگاهش کردند ! صورتش رو قرص گرفت … دوباره سردش شد ! راهش رو کشید رفت …
چند قدم دور شده بود که یه خانمی صداش زد : مادر جان …مادر جان ! پیرزن ایستاد … برگشت و به زن نگاه کرد ! زن مانتویی لبخندی زد و بهش گفت اینارو برای شما گرفتم ! سه تا پلاستیک دستش بود پر از میوه … موز و پرتغال و انار ….

پیرزن گفت : دستِت دَرد نِکُنه نِنه….. مُو مُستَحق نیستُم !
 
زن گفت : اما من مستحقم مادر من … مستحق داشتن شعور انسان بودن و به هم نوع توجه کردن …اگه اینارو نگیری دلمو شکستی ! جون بچه هات بگیر !
 زن منتظر جواب پیرزن نموند … میوه هارو داد دست پیرزن و سریع دور شد …
 
پیرزن هنوز ایستاده بود و رفتن زن رو نگاه میکرد … قطره اشکی که تو چشمش جمع شده بود غلتید روی صورتش … دوباره گرمش شده بود … با صدای لرزانی گفت : پیر شی ننه …. پیر شی ! خیر بیبینی این شب چله مادر!

بيش از 35 تصوير از ميوه آرايي براي شب يلدا

نمونه هایی از میوه آرایی مخصوص شب یلدا

 لطفا تا باز شدن كامل عكسها شكیبا باشید
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را انتخاب كنید

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

براي ديدن بيش از 35 تصوير از ميوه آرايي با كيفيت عالي و سايز بزرگ به ادامه ي مطلب برويد.

ادامه نوشته

داستان شب چلّه و كمي درد دل...

شب یلــدا (شب چلّه) هم در راه است ...
شب یلـــــدا (شب چلّه) و اولین روز زمستون پیشاپیش گرامی باد

www.shad2009.blogfa.com.................شاد2009....

www.shad2009.blogfa.com.................شاد2009....

امروز 29 آذر است و از امشب که بگذریم، صدای آمدن یلــــدا آرام آرام به گوشمان می رسد و فردا شب، شب یلداست. یلدایی که متقارن شده با نیمه ماه محرم و سوگواره عزای سالار شهیدان، حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و حزن و اندوه به جا مانده از وقایع دردناک تاسوعا و عاشورایی که نمی توان هرگز از یاد برد؛ اما یلدا پاسداشت رسم و رسوم آئینی ما ایرانیان نیز هست که یادآور سنت صله ٔ رحم و دور هم بودن بستگان را در پیش دارد و تفأل به حافظ که میهمان تمام خانه های ایرانی است ...

هرآنچه با انتشار خبرهای شوک برانگیز قیمت های جدید بنزین، نفت، گازوئیل، گاز، آب، برق و ... در راستای هدفمند کردن یارانه ها
تا اندازه ای شور و اشتیاق دور هم بودن را تحت الشعاع قرار می دهد، اما به هر تقدیر پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها خانه را .....

ژبراي خواندن ادامه ي مطلب و مشاهده ي تصاوير با كيفيت شب یلــدا (شب چلّه) به ادامه ي مطلب برويد...|×.

*×ُنظر يادت نره)×:

ادامه نوشته

اتومبيلي براي محرم (با طرح :باز اين چه شورشي ...)

او بسوزد صاحبش شرمنده است

 

خواب ديدم خواب اينكه مرده ام

خواب ديدم خسته و افسرده ام

 

روي من خروار ها خاك  بود

واي قبر من چه وحشتناك بود

 

هر كه آمد پيش ، حرفي راند و رفت

سوره حمدي برايم خواند و رفت

 

نه شفيقي نه رفيقي نه كسي

ترس بود و وحشت و دلواپسي

 

آمدند از راه نزدم دو ملك

تيره شد در پيش چشمانم فلك

 

يك ملك گفتا بگو نام تو چيست؟

آن يكي فرياد زد رب تو كيست؟

 

ناگهان لطف الهي آغاز شد

از نهان درياي رحمت باز شد

 

مردي آمد از تبار آسمان

نور پيشانيش فوق كهكشان

 

بر سرش دستار سبزي بسته بود

بر دلم مهرش عجب بنشسته بود

 

در قدوم آن نگار مه جبين

از جلال حضرت عشق آفرين

 

دو ملك سر را به زير انداختند

بال خود را فرش راهش ساختند

 

غرق حيرت داشتند اين زمزمه

آمده اين جا حسين فاطمه

 

سوي من آمد ، مرا شرمنده كرد

مهربانانه به رويم خنده كرد

 

گفت آزادش كنيد اين بنده را

خانه آبادش كنيد اين بنده را

 

اين كه اينجا اين چنين تنها شده

كام او با تربت من وا شده

 

مادرش اورا به عشقم زاده است

گريه كرده بعد شيرش داده است

 

اين كه مي بينيد در شور است و شين

ذكر لالائيش بوده يا حسين(ع)

 

خويش را در سوز عشقم آب كرد

عكس من را بر دل خود قاب كرد

 

اسم من راز و نيازش بوده است

خاك من مهر نمازش بوده است

 

بارها لعن اميه كرده است

خويش را وقف رقيه كرده است

 

تا به دنيا بوده از من دم زده

او غذاي روضه ام را هم زده

 

اينكه در پيش شما گرديده بد

جسم و جانش بوي روضه مي دهد

 

هر چه باشد او برايم بنده است

اوبسوزد صاحبش شرمنده است

 

در مرامم نيست او تنها شود

باعث خوشحالي اعدا ء شود

 

در قيامت عطر و بويش مي دهم

پيش مردم آبرويش مي دهم

 

آري ، آري هر كه پا بست من است

نامه اعمال او دست من است

شهادت مسلم به روایت علامه مجلسی و اشخاص دیگر

 
روز عرفه (نهم ذی‌الحجه) سال 60 هجری «مسلم بن عقیل» فرستاده امام حسین (ع) به کوفه به شهادت رسید. گزارش چگونگی شهادت آن حضرت از زبان «سید بن طاوس» و «علامه مجلسی» نقل شده است.

در چنین روزی، یعنی در روز عرفه سال 60 هجری، پسر عموی با شهامت امام حسین (ع) و فرستاده آن حضرت به کوفه، به شهادت رسید. کیفیت شهادت آن جناب در منابع تاریخی تشیع به شرح زیر است:

علامه مجلسی (ره) در جلاء‌العیون نقل می‌کند:

هنگامی که حضرت «مسلم ابن عقیل» صدای پای اسبان را شنید، دانست که به طلب او آمده‌اند. فرمود: اِنّا لله وَانّا اِلَیْه راجِعُونَ و شمشیر خود را برداشت، از خانه بیرون آمد، چون نظرش به آن‌ها افتاد شمشیر خود را کشید و به آن‌ها حمله کرد و جمعی از آنان را بر خاک هلاکت افکند و به هر طرف که رو می‌آورد از پیش او می‌‌گریختند، تا آنکه چند نفر از آن‌ها را به عذاب الهی واصل گردانید، تا آنکه یکی از دشمنان ضربه‌ای بر صورت او زد و لب بالای مسلم خونین شد، اما آن شیر خدا به هر سو که رو می‌آورد؛ کسی در برابر او نمی‌ایستاد. چون از جنگ او عاجز شدند بر بام‌ها برآمدند و سنگ و چوب بر او می‌زدند و آتش بر نی می‌زدند و بر سر ایشان می‌‌ریختند، چون آن سید مظلوم آن حالت را مشاهده نمود و از زنده ماندن خود نا امید شد، شمشیر کشید و بر آن کافران حمله کرد و جمعی را از پا درآورد. در این هنگام «ابن اشعث» دید که به آسانی دست بر او نمی‌توان یافت. گفت: ای مسلم! چرا خود را به کشتن می‌دهی! ما ترا امان می‌دهیم و به نزد ابن‌زیاد می‌بریم و او اراده قتل تو ندارد، مسلم گفت قول شما کوفیان را اعتماد نشاید و از منافقان بی‌دین وفا نمی‌آید.

سید بن طاوس نیز این روایت را این‌گونه نقل می‌کند:

هر چند امان بر او عرض کردند قبول نکرده در مقاتله اعدا اهتمام می‌نمود تا آنکه جراحت بسیار رفت و نامردی از عقب او درآمد و نیزه بر پشت او زد و او را به روی انداخت. آن کافران هجوم آوردند و او را دستگیر کردند. پس استری آوردند و آن حضرت را بر او سوار کردند و بر دور او اجتماع نمودند و شمشیر او را گرفتند. مسلم در آن حال از حیات خود مأیوس شد و اشک از چشمان نازنینش جاری شد و فرمود: این اول مکر و غدر است که با من نمودید. محمد‌بن‌اشعث گفت: امیدوارم که باکی بر تو نباشد. مسلم فرمود: پس امان شما چه شد؟! پس آه حسرت از دل پر درد برکشید و سیلاب اشک از دیده بارید و گفت: «اِنّالله وَانّا اِلًیْهِ راجِعُونَ».
عبدالله‌بن‌عباس سلمی گفت: ای مسلم چرا گریه می‌کنی؟ آن مقصد بزرگی که تو در نظر داری این آزارها در ....
برای خواندن شهادت مسلم به روایت علامه مجلسی و اشخاص دیگر به ادامه ی مطلب بروید...
 
ادامه نوشته

دانلود شب اول محرم ۱۳۸۹ حاج محمود کریمی

مراسم شب اول محرم سال ۱۳۸۹ حاج محمود کریمی برای دانلود آماده شد

Karimi Shab 1 Moharram89 Www.HamraheMontazer.Com دانلود شب اول محرم 1389 حاج محمود کریمی

برای دانلود نوحه به ادامه ی مطلب بروید...

ادامه نوشته

دانلود نوحه این حسین کیست با صدای سید جواد ذاکر

 

دانلود نوحه این حسین کیست با صدای سید جواد ذاکر

برای دانلود نوحه به ادامه ی مطلب بروید...

ادامه نوشته

۴۰ حدیث درباره امام حسین و ماه محرم

 
۴۰ حدیث درباره امام حسین و ماه محرم
 
 برای خواندن ۴۰ حدیث در باره ی امام حسین و ماه محرم همراه با توضیحات به ادامه ی مطلب بروید...
 
ادامه نوشته

دانلود نوحه دلم برات تنگه ویژه آغاز محرم با صدای محمود کریمی۸۹


 

دانلود نوحه دلم برات تنگه ویژه آغاز محرم با صدای کریمی

برای دانلود نوحه به ادامه ی مطلب بروید...

 

ادامه نوشته

تسليت شهادت سرور و سالار شهدای کربلا و يارانش

با سلام .ایام ماه محرم را بر شما دوستان عزیز تسلیت عرض می کنم و امیدوارم عزا داری های شما مورد قبول خدای متعال و سرور و سالار شهدای کربلا باشد.این روز ها شاد ۲۰۰۹ غمی در سینه دارد و آن ،غم شهادت امام حسين (ع) و 72 تن از يارانش است.در ضمن نمی دونم چرا قالب وبلاگ شاد۲۰۰۹ عوض شد .یا خود به خود و براساس مشکلات اینترنتی عوض شد یا نویسنده ی جدید اونو عوض کرد . اما ناراحت نشوید با قالبی جدید و امکانات بیشتر منتظر ما باشید.اميد وارم از فيض اين ماه بي بهره نمانيد.

محرم آمد و ماه عزا شد                         مه جانبازي خون خدا شد
جوانمردان عالم را بگوييد                        دوباره شور عاشوار به پا شد